
هوای ایران گرفته است.یک به یک هنرمندان واهالی فرهنگ وادب به زندگی بدرود می گویند. هفته ای نیست که خبر درگذشت هنرمندی نویسنده ای مترجمی شاعری نوازنده ای و........را نشنویم.ای کاش فضا اندکی باز می شد تا به یکبار شاهد مرگ این نازنینان نباشیم.
او نخستين عكسهايش را با دوربين فانوسي "زايس ايكون 6×6" با يك حلقه فيلم "اورتو كروماتيك گورت" گرفت. پدرش در "اصل چهار" يعني در طرح معروف "ترومن" شاغل بود. حسين شريفي هم متصدي عكاسي آنجا بود. گاهي از نيكول ميخواست در خشك كردن عكسها كمكش كند، در همان چهارديواري تاريك، تمام عشق و علاقه او به عكاسي آرام آرام شكل گرفت.
شانزده ساله شد كه از پدر يك دوربين 35 ميليمتري "آرگوس" بعد هم "نيكوس اس -2" گرفت. از همان زمان بارها فاصلهي كرمان - ماهان را ركاب زد، عكس گرفت و حاصل آن را به تاريكخانهي مقوايياش رساند.
دوربين را به جاي ادامه تحصيلات دانشگاهي انتخاب كرد. فريدني عكاسي خودآموز بود.
خودش ميگفت: آنقدر عكس گرفتم و چاپ كردم تا ياد گرفتم. انبوه اسلايدها و نگاتيوهاي سياه و سفيدش نيز گوياي زندگي پركار اوست.
كرمان، ماهان، گيلان، اصفهان، مجموعههاي ايران و ... كتابهايي است كه در كارنامهي پركار حرفهيي ثبت كرده و براي چاپ صد كتاب ديگر هم عكس دارد.
بيشك، بايد او را بهترين فيگورساز طبيعت دانست؛ گويا طبيعت براي او ژست ميگيرد؛ تا او در سكوت جزء به جزء اين استوديوي 000/648/1 كيلومتر مربعي - ايران - را با همهي زيباييهاي جاودانهاش و با دوربين هاسل پلات و لنزهاي 350 و سوپروايد ثبت كند...
زندگينامه: نيكول فريدني (1314-1386)