تندرى مىغرد
آسمان، گريان است
وه چه آواى بمى مىآيد
از پس خاك هزاران ساله
گل نارنج و درخت خرما
مىدهد بوسه و جان مىبازد
كودكان، بىسامان
مردمان، سرگردان
ارگ كو، قصر كجاست؟
بم چه شد، زير چه شد؟
ناپيدا.
لوث شد آن همه زيبايىها!!!
شعر از "اعظم کار آور"