+
نوشته شده در
Sat 14 Nov 2009ساعت
11:12 AM توسط مهرو ملالی
|
.اعدام، سنگسار، زندان، شکجه، اعتراف، سرکوب، اخراج، محروم کردن،تورم ،گرانی، نا امنی.........واژگان وفعلهایی هستند که هر روز در اخبار ایران شنیده می شود.فضای سیاسی- اجتماعی ایران روح وروان مردمانش را می آزارد.دلم می خواهد آرامش وآسایش به سراغمان بیاید ودیگر روزهایمان را با خبر اعدام جوانانی که سرمایه های کشورند شروع نکنیم..دلم می خواهد دروغ وریا برچیده شود ومدعیان راستی ودرستی رسواتر شوندوبه سرنوشت حاکمان ظالمی مبتلا شوند که قدرت مستشان کرده بود وبه نکبت وزاری سقوط کردند.
+
نوشته شده در
Fri 13 Nov 2009ساعت
0:27 AM توسط مهرو ملالی
|
ما همین فردا
کاری خواهیم کرد
کاری کارستان
خسرو گلسرخی
+
نوشته شده در
Fri 13 Nov 2009ساعت
0:15 AM توسط مهرو ملالی
|
ابر پاکیزه ردا
آسمان سرخابی
چشم سبز جنگل
تیره از بی خوابی
کاکل دشت چو دریا در هم
خیس خیس از شبنم
اسب ها یال افشان
لخت در این وادی
شیهه و جست و گریز و آرام
شادی و آزادی
شادی و آزادی
شعر از سیاوش کسرایی
+
نوشته شده در
Mon 9 Nov 2009ساعت
2:38 PM توسط مهرو ملالی
|
هادی حیدری بازداشت شد. هادی حیدری كاریكاتوریست، عضو بلند پایه مشاركت و مدیر هنری و مدیر صفحه ای به نام شبنامه در روزنامه اعتماد ملی بود كه هر روز به تولید محتوای طنز می پرداخت او در میان افرادی بود كه برای برگزاری دعای كمیل به نیت آزادی شهاب الدین طباطبایی رفته بودند.
هادی جان هر چه زودتر نگاهت به آسمان را دوباره ببینیم
باران بیش از همه ی ما چشم انتظار آمدن بابایی مهربانش است. پس زود بیا
+
نوشته شده در
Fri 23 Oct 2009ساعت
1:27 AM توسط مهرو ملالی
|
بنابر گزارش های رسيده، تعدادی از خانواده های اعضای جبهه مشارکت در مراسم دعای کميل که در منزل یکی از بستگان شهاب الدين طباطبايی در حال برگزاری بود، توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
اسامی دقیق بازداشت شدگان تا این لحظه:زهرا مجردی،محمدرضا جلایی پور، محمدحسین خوربک،سعید نورمحمدی،همسر مرتضی الویری،فریده ماشین ،هادی حیدری،ایمان میراب زاده،همسر عبدالله رمضان زاده، محبوبه حقیقی، سمیه مهرجو، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، علی میردامادی، ع......لیرضا طاهری،رضا میر،عطا تهرانچی، اشکان مجلل، همسر خانم کیانوش راد ،خانم ساجده کیانوش راد ( دختر ایشان )،آقایان مهدی مظفری،مهدی مشرف،مهدی فتحی،
این نظام در تناقض تولد یافت و در تناقض رشد کرد حالا هم دارد که آماده موت در تناقض شود.رژیمی که سی سال بر تمام دست آوردهای انسانی تمدن بشری تف کرد و چموشانه لگد انداخت الان به جایی رسیده که از دست پخت های خود چون روز قدس و سیزده آبان به شدت وحشت دارد.مجالس ختم و قرآن خوانی و مولودی خانی را تعطیل می کند.....اندکی مضحک است. نیست!؟
در مملکتی که بوزینه ها امپراطوری راه بیندازند کاریکاتوریستها دعای کمیل ،روزنامه نگارها به غربت، دانشجوها به یغما، سیاستمداران به زندان، عکاسان به تاریکخانه می روند و ما هم به درک
+
نوشته شده در
Fri 23 Oct 2009ساعت
1:20 AM توسط مهرو ملالی
|
خاطرات دل انگیز/باز مدرسم دیر شد+فیلم
یادش بخیر اکبر عبدی چه قشنگ می گفت باز مدرسم دیر شد حالا چی کار کنم؟



یادش بخیر دوران دبستانم را در دبستان ابوسعید گذراندم .با آمادگی ۶سال آنجا خانه ی دوم من بود. بامانتوی طوسی ومقنعه ی کلاهدار مشکی یا سرمه ای. با لوازم التحریر بسیار ساده اما دوست داشتنی با جامدادی های آهنربایی وااااای دلم برای اونروزا لک زده. برا خانم موسوی معلم کلاس اولم برای دوستان کلاس اولم برای کلاس های بزرگ دبستان برای حیاط بزرگ پر از کاجهای بلند برای زنگی که بادست باید زده می شد و برقی نبوداما صدایش به تمامی کلاسها می رسید برای دفتر مدرسمون که بسیار زیبا وقدیمی بود برای خانم برازنده مدیر مدرسه.برای مبصر کلاس اولمون اسمش کاملن یادمه رزیتا صالحی که اون موقع پنجم دبستان بود وبه نظرم خیلی بزرگ میومد. برای آقای بارانی بابای پیر مدرسه که وقتی رفتم کلاس دوم دیگه تو اون مدرسه نبود. برای بوفه ی مدرسه و خوراکی های خوشمزه ی اون روزها برای جشنهایی که توش برگزار می کردیم برای روزهایی که نوبت بعدازظهر بودیم و انجمن مدرسه جلسه داشت وماهایی که باباهامون عضو انجمن بودن می موندیم ودر حیاط خالیه مدرسه بدو بدو می کردیم .من ومهسا وآلا وگلک و داداششون میقات وچندتای دیگه.برای روزهای امتحان که می رفتیم تو امامزاده ی کنار مدرسه ودر سالن امامزاده روی فرش می نشستیم وامتحان می دادیم.برای روزهای معلم که همیشه هدیه ی من به معلم هایم کتاب بود.برای روزهای دوران جنگ که باید به پناهگاه مدرسه پناه می بردیم پناهگاهی که خودمون شاهد ساخته شدنشون بودیم . دلم برای تک تک اون روزها تنگ شده.وامیدوارم همه ی دوستان ومعلمانم شاد وتندرست باشند.
+
نوشته شده در
Wed 23 Sep 2009ساعت
1:0 AM توسط مهرو ملالی
|

من به مهمانی برگ آمده ام
به تماشای خزان صد رنگ
ژاله می بارد از جنبش برگ
برگ می ریزد از گردش باد
چه هیاهوی غریبی است به باغ.....!
"شعر از هما ارژنگی"
پاییز با مهر شروع می شود.دوستی های قشنگمون که بسیار زیبا وعزیز بود در ماه مهر، ماه مهربانی ماه شروع مدرسه شکل گرفت.نسل ما که بسیار زود دچار حس نوستالژیک شده است شروع فصل پاییز برایش خاطرات خوش روزهای قشنگ مدرسه را زنده می کند.هرچند در آن روزهای مدرسه ایران در آتش جنگی خانمانسوز می سوخت اما باز به بدی روزهایی که درش هستیم نبود. یا اگر بود ما بچه بودیم و همه چیز را قشنگتر از آنی که بود می دیدیم.فصل پاییز که می شه آدما عاشقتر می شن مهربونتر می شن حس وحال خوبی داره این فصل خزان.من اصلن خزان را نماد جدایی نمی دانم اتفاقن خزان را دلیلی برای نزدیک شدن دلها بهم می دانم خزان فصل رنگهاست سرخ وعنابی وزرد سبز و سرخابی وشنگرف و کبود....برگها می ریزند و چه تماشاگه سحر آمیزیست و روح بهاران در خزان جاریست روی هر برگی که به خاک افتاده زندگی می جوشد.
+
نوشته شده در
Wed 23 Sep 2009ساعت
0:0 AM توسط مهرو ملالی
|
بیست ونه سال پیش در چنین روزی ارتش کشور عراق به رهبری صدام حسین به ایران حمله کرد و آغاز گر جنگی شدکه ۸سال طول کشیداندیشه جداسازی استان خوزستان و الحاق آن به خاک عراق یکی از دلایل مهم این جنگ بود به ویژه اینکه شورش عربهای بعثی مخالف انقلاب در خوزستان با شکست رو به رو شده بود. پس دولت عربگرای حزب بعث عراق خود دست به کار شد و در این راستا جنگ خود را نیز جنگ قادسیه دوم گذارده بود. قابل ذکر است که بیشتر کشورهای عرب -به جز چندی چون سوریه و لیبی-از رژیم صدام در این جنگ پشتیبانی کردند..
عراق حمله به ایران را رسما در ۲۹ شهریور ۱۳۵۹ آغاز کرد. این در حالی است که عراقیها بمب گذاری، مین گذاری، عملیات نامنظم و تجاوزهای مرزی شان را خیلی زودتر از آن چه شروع جنگ دانسته می شود، شروع کردند.
عراق با تقلید از استراتژی نظامی اسرائیل در حمله برق آسا و کوبنده هوایی به فرودگاهها و هواپیماهای مصر، سوریه و اردن در جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل و نتایج چشمگیر آن، خواست که همان نتایج را اینبار برای خود رقم بزند
روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ راس ساعت ۱۲ به وقت بغداد، مركز فرماندهي جنگ در عراق دستور پرواز ۱۹۲ بمب افكن و جنگنده را براي حمله به فرودگاه هاي ايران صادر كرد. بيست دقيقه بعد، عدنان خيرالله وزير دفاع عراق در گزارشي این موضوع را به صدام حسين اعلام كرد. صدام انتظار پیروزی بسیار سریعی را داشت.
بسیاری از ايرانی ها علت های اصلی جنگ ايران و عراق را ريشه در تفکرات ناسیوناليستی و احمقانه صدام حسين و نيز خواست غرب از عراق با جنگ با ایران جهت جلوگیری از نفوذ قدرت ایران در منطقه میدانند .
بر کسی پوشيده نیست که صدام يک ديکتاتور تمام عيار بود و تفکرات کشورگشايانه و ناسيوناليستی که ميخواست خود را رهبر و قهرمان جهان عرب معرفی کند او را به جنگ با ايران وادار کرد . اما آيا همین صدام اگر ما دارای قدرت نظامی بوديم و يا سياست و ديپلماسی قوی ای در جريان سالهای انقلاب داشتيم جرات و جسارت حمله به کشور ايران را داشت ؟
جنگ ایران وعراق از دیدگاه های مختلفی قابل ارزیابی است اما این ارزیابی ها تا زمانی که رفتارهای صد در صد اشتباه حاکمان حکومت به اصطلاح اسلامی ایران اصلاح نگردد چه فایده ای دارد؟
+
نوشته شده در
Tue 22 Sep 2009ساعت
4:3 PM توسط مهرو ملالی
|

پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور ساعتی پیش به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.
درسی ام شهریور که استاد فریدون مشیری چشم به جهان گشوده بود استاد پرویز مشکاتیان چشم از جهان فرو بست.
پرویز مشکاتیان کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.
مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار میشد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.
مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همهٔ این آثار، به عنوان آهنگساز و نوازندهٔ سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازندهٔ سهتار) همکاری داشت.
وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.
پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.
او در سالهای اخیر کارهای کمتری بیرون دادهاست و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهٔ اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کردهاست.
روان پاکش شاد باد
+
نوشته شده در
Mon 21 Sep 2009ساعت
7:23 PM توسط مهرو ملالی
|
بگیر فطره ام اما مخور برادر جان!
که من در این رمضان قوت غالبم غم بود
زنده یاد مهدی اخوان ثالث
+
نوشته شده در
Mon 21 Sep 2009ساعت
8:1 AM توسط مهرو ملالی
|
چگونه ملتی که " آزادی " راهپیمایی ندارد ، میتواند برای " آزادی " ملتی دیگر راهپیمایی کند ؟1
+
نوشته شده در
Thu 17 Sep 2009ساعت
4:40 PM توسط مهرو ملالی
|
کروبی به صادق لاریجانی: من با این بگیر و ببندها از صحنه بیرون نمیروم
شیخ اصلاحات در نامهای به رئیس جدید قوه قضاییه، ابعاد جدیدی از پیگیریهای صورت گرفته در خصوص جنایات پس از انتخابات را فاش کرد. حجتالاسلام مهدی کروبی در این نامه مهم با اشاره به دستور فرمانده سپاه به وزیر بهداشت دولت کودتا برای ارائه ندادن اسناد و مدارک پزشکی به مجروحان و مصدومان حوادث اخیر، خواستار آن شده که لااقل قوه قضاییه زیر سلطه نظامیان قرار نگیرد و تاکید کرده است که با این بگیر و ببندها از صحنه بیرون نمیرود.
به گزارش موج سبز آزادی، متن کامل این نامه را بیهیچ ویرایشی به نقل از سحام نیوز در ادامه میخوانید:
جناب آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان
همانطور که مستحضرید اینجانب در پی انتخابات پرشبهه ریاست جمهوری اخیر و پیامدهای دردناک و نگران کننده متعاقب آن، نامه های متعددی را به مقامات مسئول نوشته ام تا برخی نکات، انتقادات و اعتراضات را با مسئولان امر درمیان گذاشته و هشدارهای لازم را به آنها داده باشم. آخرین این نامه ها نیز خطاب به شماست که به تازگی قبول مسئولیت کرده و بر صندلی قاضیالقضاتی تکیه زده اید. و اکنون من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد. که اگر شما ندانید، دیگران میدانند که در سابقه مهدی کروبی، نه تنها فشار و تهدید و محدودیت و محصوریت کارساز نبوده و او را در پیمودن راهی که تشخیص داده سست و لرزان نکرده ، که محکم تر نیز کرده است.
جناب آقای لاریجانی
نمی دانم تا چه حد از آنچه که در جلسات ما با کمیته منصوب جنابعالی برای پیگیری حوادث اخیر گذشت با خبرید. برای آگاهی مردم و همچنین شما عرض میکنم که ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژه ای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود. جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار شد و حدود سه ساعت نیز به طول انجامید و در این جلسه نیز در کنار بحث های فراوان، من سندی جدید ارائه کردم البته با این قید و شرط که نباید به واسطه این افشاگری و حق خواهی، برای آن فرد و خانواده اش اتفاقی رخ دهد؛ اتفاقاتی از آن دست که پیش از این و در زمان مسئولیت دادستان سابق تهران برای یکی از افرادی که من به عنوان سند معرفی کرده بودم پیش آمد و برخی مشکلات خانوادگی و شارهای جدید مترتب بر آن خانواده شد. بدین ترتیب این بار سند خود را دادم اما سفارشات لازم را هم کردم که مباد غفلتی که دادستان قبلی تهران مرتکب شده بود تکرار شود و پای واسطه هایی به ماجرا باز شود که به جای دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم، دست اندرکار تهدید و بی آبرو کردن یک فرد در خانواده و نزد آشنایان و همسایگان شوند و از دیگر سوی آبروی دستگاه قضا آن هم در کشوری اسلامی را به قیمت مصون ماندن ظالمان، چنین ارزان بفروشند. البته این را هم بگویم که در این جلسات که برای بررسی گزارش هایی از وقوع شکنجه و اعمال ناشایست انجام گرفته در زندان ها و پیگیری حوادث بعد از انتخابات تشکیل شده بود، باری از من پرسیدند که آیا تداوم جمع آوری اسناد شکنجه و تجاوز و کشتار مردم را به مصلحت می دانید و آیا ممکن نیست که این اسناد به دست نااهلان بیافتد؟ که من نیز در پاسخ گفتم این اسناد را در مکان محفوظی نگهداری می کنم و در صورت دستیابی به نتیجه، از بین خواهم برد و تاکید کردم که اسناد تجاوز و شکنجه هیچ مایه افتخار نیست که بخواهم آنها را در صندوقچه ای نگهدارم و یا بر دیوار بیاویزم. اسنادی است برای دستیابی به عدالت و ستاندن حق مظلوم از ظالم متجاوز که بعد از دستیابی به نتیجه، مرجح آن است که نابود شود و بوی متعفن و صورت آزاردهنده ظلم نهفته در آن از بین برود.
این را هم بدانید که اگر من در مسیر تحقیق خود به نتیجه ای خلاف نتیجه سابق در خصوص صحت و سقم ادعاهای یکی از شاکیان نیز رسیدم، خود پیش قدم بودم و تصحیح لازم را انجام دادم، از جمله در مورد سعیده پورآقایی که برخی تحقیقات تکمیلی من ناقض گفته های پیشین بود و از این رو تصحیح لازم از سوی خود من و هیات پیگیری، صورت گرفت. به هر حال اما این دوجلسه گذشت و من در پایان با اشاره به مورد دردناک دیگری که به تازگی گزارش آن به من رسیده بود گفتم که همچنان درصدد پی جویی جوانب این ماجرا هستم و اسناد آن را نیز پس از تحقیق کامل ارائه خواهم کرد. همچنین از من خواسته شد که در یافتن جوانب پنهان ماجرای ترانه موسوی تحقیق بیشتری انجام دهم و دستگاه قضایی را در این مسیر در روشن شدن زوایای پنهان ماجرا یاری رسان باشم. با این حال در پایان همان جلسه دوم پیشنهاد کردم - و این پیشنهاد مورد استقبال کمیته نیز قرار گرفت - که بیایید و ماجرای سند آوردن و سند بردن را در همینجا خاتمه دهیم و شما نیز در کار کشف حقیقت شوید چرا که همین اسناد و موارد ارائه شده برای برآفتاب انداختن حقیقت و تاباندن نورعدالت بر چهره اصحاب شرارت، کفایت می کند.
+
نوشته شده در
Fri 11 Sep 2009ساعت
12:45 PM توسط مهرو ملالی
|
به یاری خدا، دین و آزادی میمانند و استبداد میرود
شما حاضر بوديد آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به ديانت و نبوت پشت کنند اما به ولايت شما پشت نکنند. شريعت و طريقت و حقيقت مچاله شوند اما ردای رياست شما چين و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دل های سوخته و لب های دوخته و خون های ريخته و دست های بريده و دامان های دريده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسايان و پيامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشيدگان و ستم ستيزان نگذاشتند
بنام خدا
عروسی خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله در آمد.
صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريکی رقصيدند.
قربانيان در کفن های سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست های بريده کف زدند
و جهانيان يک چشم خشم ويک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
چشم روزگار فاش گريست و خون از سر ايوان جمهوری گذشت.
شيطان خنديد و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضيلت به خواب رفت.
آقای خامنه ای،
که اين کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟
ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده
وصال دولت بيدار ترسمت ندهند
که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده
درين قحط سال فضيلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. “زان يار دلنوازم شکری است با شکايت.” نه اينکه شکايتی نداشته باشم. دارم و بسيار دارم اما آنها را با خدا در ميان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستايش و نوازش مداحان پر و سنگين شده است که جايی برای صدای شاکيان ندارد. ولی من از شما بسيار متشکرم. شما گفتيد که “حرمت نظام هتک شد” و آبروی آن به يغما رفت. باور کنيد که در تمام عمر خود خبری بدين خوشی از کسی نشنيده بودم. آفرين بر شما که نکبت و ذلت استبداد دينی را اذعان و اعلام کرديد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
Thu 10 Sep 2009ساعت
10:34 AM توسط مهرو ملالی
|
اي مسعود! تو امروز تنها در دامان پنجشير نيستي. تو در قلبهاي ملتي بزرگ هستي؛ در دلهاي صدها ميليون مردمان ايراني تبار زنده و جاويد هستي.

هجدهم شهریور روز بزرگداشت احمدشاه مسعود گرامی باد.
+
نوشته شده در
Wed 9 Sep 2009ساعت
7:11 PM توسط مهرو ملالی
|
سحام نیوز : مهدی کروبی با نگارش نامه ای به آیت الله منتظری از حمایت های ایشان از خویش در حوادث پس از انتخابات تقدیر کرد . در این نامه آمده است : " از اینکه بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم . "
متن کامل این نامه به شرح زیر است :
محضر مبارک حضرت آیت اله العظمی منتظری (دامت عزه العالی )
سلام علیکم
ضمن عرض ارادت و آرزوی قبولی اعمال و عبادات در ایام این ماه مبارک ، سلامتی و عزت حضرتعالی را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.
از اینکه بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم و از اینکه این پاسخ با کمی تاخیر خدمتتان ارسال می شود پوزش می خواهم.
تعرض و برخی توهین ها و ناملایمات برای شخص بنده و یا اشخاصی دیگر آنقدر اهمیت ندارد که متاسفانه ما در عمر خود شاهد باشیم ارزش ها و معیارهایی که هزاران نفر برای احیا و استقرار آنها در جامعه عمر و جوانی ، سلامتی و سرمایه های مادی و معنوی خود را در نیم قرن گذشته در این کشور گذاشته اند براحتی مغفول بماند و یا حتی عمداً زیر پا گذاشته شود . قانون اساسی میراث گرانسنگی که آن همه زحمات جمع کثیری از خبرگان و آزادگان و دلسوزان خدا ترس این ملت ، بعد از سال ها تحمل رنج و شکنجه و خفقان دوران ستم شاهی و با هزاران امید و آرزو به تصویب رسید و به تایید امام راحل (ره ) و ملت شریف ایران مزین شد ، براحتی اصول مسلم آن نادیده گرفته شود و گزینشی و یکطرفه ، برخی اصول آن تا حد آیات قرآن بزرگ داشته شود و برخی اصول که حاوی اساسی ترین حقوق ملت و آزادی های فردی و اجتماعی است و پرهیز از خودکامگی و دیکتاتوری را برای جامعه تضمین می کند براحتی زیر پا گذاشته شود. انتخابات آزاد و بیطرفانه عملاً در پرتو دخالت های مراکز قدرت بی معنا شود و آزادی احزاب و مطبوعات براحتی توسط مراکز خودکامه ای مورد تعرض قرار گیرد و دستگیری ها و زندانها و محاکمات غیر قانونی و غیر منطبق با اصول قانون اساسی امری عادی قلمداد شود و از همه وحشتناک تر به بهانه حفظ امنیت ، بزرگترین ناامنی ؛ حمله و کشتار و ضرب و شتم و شکنجه و.... برای جوانان و زنان و مردانی که فقط با احساس مسئولیت و امیدی که خودِ این مسئولین در آنها برانگیخته بودند که میتوانید آزادانه به هر کسی رای دهید و بعد دیده بودند که چگونه نتایج اعلامی برخلاف روال قانونی و با دخالت های علنی مسئولین اجرا و نظارت بر خلاف آرای آنها اعلام می شود ، به صحنه حساس مسئولیت آمده و در تظاهراتی آرام و حتی بدون شعار اعتراض خود را اعلام کردند و دیدیم که چگونه مورد تهاجم قرار گرفتند.
باری تحمل این شرایط ، بسیار دردناک تر و ناگوارتر از مسائلی است که برای اشخاص ایجاد کرده اند که به خاطر دفاع از حقوق ملت دچار تهاجم فیزیکی و توهین و افترا بشوند.
امید است خداوند متعال به همه مسئولین ما احساس مسئولیت و انگیزه امانتداری برای مردم و سعه صدر و تحمل حکومت داری عادلانه و رعایت اخلاق و دستورات اسلامی را عنایت فرماید و به همه اقشار جامعه به ویژه علما و بزرگان حوزه احساس مسئولیت و توان اعتراض و برخورد با قانون گریزی ها و قانون ستیزی ها عطا کند.
والسلام - مهدی کروبی 8/6/1388
+
نوشته شده در
Thu 3 Sep 2009ساعت
10:49 PM توسط مهرو ملالی
|
در حالیکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی مراسم رای اعتماد به وزیران را بصورت مستقیم مورد پخش قرار میداد پوشش زنده مراسم را به خاطر صحبت های طنز یک نماینده قطع کرد ابتدا این نماینده که صحبتهایش از طریق میکروفون در صحن مجلس پخش میشدبه شوخی به علی لاریجانی گفت :" لطفا صندوق رای را به مناطق صعب العبور بیارید ما هم رای بدیم"(تکه ای به مسئله صنوق های سیار و دلایل صادق محصولی به عدم وجود تقلب در انتخابات) این نماینده بعد از چند دقیقه نیز به شوخی گفت "از الآن گفته باشم ت
تقلب نشده هر کی میگه تقلب شده بره کهریزک "و سپس خندید در حالیکه صحبتهای خصوصی این نماینده حاضر در صحن هیئت رئیسه از طریق میکروفونی که جلوی او قرار داشت در صحن مجلس و از طریق صدا و سیما پخش شد یکی از افراد حاضر به اتاق فرمان در این مورد تذکر داد و اتفاقا صدای او هم در صدا و سیما پخش شد و پس از چند ثانیه پوشش مستقیم جلسه بطور موقت بی صدا انجام شد آخر سر هم پس از بازگرداندن صدا و پخش صدای علی لاریجانی که میگفت اینجا منطقه صعب العبوره"(تکه ای به مسئله صنوق های سیا
و دلایل صادق محصولی به عدم وجود تقلب در انتخابات) دست اندر کاران صدا و سیما از ترس پخش مستقیم را قطع کردند و هم اکنون برنامه خانواده از این شبکه پخش میشود.
+
نوشته شده در
Thu 3 Sep 2009ساعت
12:11 PM توسط مهرو ملالی
|
خوشا به حالت ای روستایی
چه شاد و خرم، چه باصفایی
در شهر ما نیست جز دود و ماشین
دلم گرفته از آن و از این
در شهر ما نیست جز داد و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد
ای کاش من هم پرنده بودم
با شادمانی پر میگشودم
میرفتم از شهر به روستایی
آنجا که دارد آب و هوایی
+
نوشته شده در
Wed 2 Sep 2009ساعت
7:49 PM توسط مهرو ملالی
|
+
نوشته شده در
Tue 1 Sep 2009ساعت
10:40 AM توسط مهرو ملالی
|
پنج شنبه شب گذشته دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر و پژوهشگر برجسته، تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد تا فصل تازهای را در آغاز دهه هفتم زندگیاش پیش بگیرد.
«به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم
«سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کوير وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران، / برسان سلام ما را»
+
نوشته شده در
Sun 30 Aug 2009ساعت
9:56 AM توسط مهرو ملالی
|
باز بيا که گويمت با سخنی نهفته تر
واژه به لب، ز کـُـنه ِ دل ،در غزلی نگفته تر
ساز کنم ترانه ای، قافيه اش، بهانه ای،
تا بشود به رمز آن ، شرح جنون، شنــُفته تر
دانه به دانه ياد را پس بدهی به باد ها
تاچو جوانه سر کشـَد، خاطره ای شکفته تر
خاطره ی شقايقان، سرخ ترين ِ عاشقان
گوهر راز مرگشان از دُر ِ ناب، سُفته تر
راز ِ گشوده برجهان، اهرمنان عيان در آن
راز هماره زندگان، از اختران نخفته تر
راز بلور آينه که رغم ِ گـَرد ساليان
با دو سه قطره سرکشی، پاک شود و رُفته تر
دفتر سال و ماه را باز گشا و جا به جا
قصه ی خاوران بخوان، در غزلی نگفته تر
ويدا فرهودی
شهريور ۱۳۸۶
گزارشی از خاوران
طبق برنامه اعلام شده امروز به خاوران رفتیم. جمعیت زیادی نیامده بود. نیروهای انتظامی و امنیتی سراسر جاده خاوران را به اشغال خود در آورده بودند و اجازه عبور به طرف گلزار را نمی دادند. هرکس اصرار و اعتراض می کرد، او را می گرفتند و بعد از گرفتن کارت شناسائی اش وی را رها می کردند. از تجمع خانواده ها به شدت جلوگیری می کردند. خانواده ها در فاصله ای دورتر در به صورت جمع های پراکنده در اطراف خودروهای خود دورهم جمع شده بودند. موتورسوارها گاه گاهی به خانواده ها هجوم می آوردند و سعی می کردند با اذیت و آزار آنها را پراکنده و از محل دور کنند. خیلی از خانواده ها نیامده بودند. یکی از مادران می گفت جمعی از مادران ، همسران و خواهران جان باخته گان را در یکی دو هفته اخیر به اطلاعات احضار کرده اند و بعد از بازجوئی از آنها، تهدید شان کردند که سالگرد برگزار نکنند و به خاوران نروند. به تعدادی هم تلفن ردند و تهدید کرده اند، اگر در مراسم سالگرد در خاوران حضور یابند و یا مراسم برگزار کنند، آنها مسئول هراتفاقی خواهند بود که در خاوران رخ دهد. شنیدم که با افراد سرشناسی نظیر ناصر زرفشان تماس گرفته اند و آنها را هم از رفتن به خاوران منع کرده اند. من و اعضای چند خانواده گل هائی را که با خود آورده بودیم، بعد از آنکه از رفتن به خاوران ناامید شدیم، در کنار جاده روی هم قرار دادیم. گروهی بعد از ما در آنجا ماندند که شاید بعد از آنکه ماموران رفتند، بتوانند به خاوران بروند. در ضمن، درب اصلی خاوران هنوز قفل است و کسی اجازه ندارد در روزهای عادی هم از این درب به گلزار وارد شود. هفته گذشته چند تن از خانواده ها به خاوران رفته بودند و بر سرمزار عزیزان شان گل گذاشته بودند. برای ورود به خاوران باید از درب بالا، از طریق گورستان بهائیان به آن وارد شد. گقته می شود تمام درختانی که در خاوران کاشته بودند خشک شده است.
م. ع برای کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)
۶ شهریور ١۳٨٨ برابر با ۲۸ اوت ۲٠٠٩
امروز ،بهشت زهرا و خاوران اما با هم سرود آزادی می خوانند.....
+
نوشته شده در
Fri 28 Aug 2009ساعت
4:36 PM توسط مهرو ملالی
|
+
نوشته شده در
Thu 27 Aug 2009ساعت
10:17 AM توسط مهرو ملالی
|
حاج محمد تقي غنيان پدر شهيد مصطفي غنيان ، با ارسال نامه اي به هيئت نظارت بر مطبوعات از روزنامه هاي وطن امروز و ايران دو تريبون تيم رسانه اي كودتاچيان ، به علت انتصاب اظهارات سراسر دروغ و كذب به وي شكايت كرد و خواستار تعقيب مسئولان اين دو روزنامه شد.
شهيد غنيان دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته معماري دانشگاه تهران كه در شامگاه 26 خرداد ماه در حالي كه روي پشت بام ساختمان 8طبقه در حال سر دادن بانگ « الله اكبر » بود به ضرب گلوله تك تير اندازهاي مستقر در خيابان سعادت اباد به شهادت رسيد
دانشجوي شهيد مصطفي غنيان پس از گذشت چند دقيقه از اصابت يك گلوله كه با هدف سر او شليك شده بود و شقيقه اش را سوراخ كرده بود ، در آغوش پدرش جان داد و به شهادت رسيد.
گفتني است روزنامه هاي وطن امروز و ايران و خبرگزاري دروغگو فارس كه از حاميان رسانه اي كودتاچيان محسوب ميگردند ، پيش از اين با انتنصاب سخنان كذب به پدر شهيد مصطفي غنيان از قول وي مدعي شده بودند كه پدر شهيد غنيان در مراسم ختم فرزند شهيدش در مسجد « كرامت » مشهد مهندس موسوي را مسئول خون فرزندش دانسته است.
اين اظهارات دروغ در حالي منتشر شد كه مراسم ختم شهيد مصطفي غنيان در مسجد « قبا » شهر مشهد برگزار شده بود و پدر شهيد غنيان پس از انتشار اين مطالب كذب، در توضيحاتي به خبرگزاري ايرنا منطقه خراسان و مصاحبه ايي با هفته نامه نخست در مشهد به شدت مطالب منتشر شده در رسانه هاي كودتاچيان را تكذيب كرد. اما با وجود اين تكذيب ها ، رسانه هاي كودتاچيان مطابب كذبي را كه در صفحه اول روزنامه ها و سايت هايشان منتشر كرده بودند ، تصحيح نكردند.
پدر شهید غنیان در مراسم ترحیم فرزند شهیدش در مسجد قبا شهر مشهد اینچنین میگوید: «... فرزندم این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.»
محمدتقى غنيان در شكايت نامه ارسالي خود به هيئت نظارت بر مطبوعات آورده: « خبر روزنامه وطنامروز و ايران مبنى بر شکايت اينجانب از مهندس موسوى جعلى و سراسر دروغ است. »
به گزارش روزنامه حیات نو كه براي اولين بار اين شكايتنامه را منتشر كرد، در این نامه آمده است: «مصطفى غنيان فرزند جوان اينجانب محمدتقى غنيان در حوادث اخير تهران در بامداد روز 26/3/1388 در روى پشتبام طبقه هشتم منزل مسکونى واقع در سعادتآباد به ضرب گلوله کشته شده و مجالس ياد بود فرزند بيگناه و مظلومم روزهاى 29 و 30 خرداد 88 در مسجد قباى مشهد برگزار شده است.اينجانب در سخنان خود در مجالس ياد شده و ساير مجالس در حضور هزاران نفر از مردم شريف مشهد هيچگونه جهتگيرى سياسى در مورد عاملين قتل فرزندم يا متهم کردن شخص خاصى نکردهام. ليکن متاسفانه روزنامه وطنامروز متعلق به آقاى مهرداد بذرپاش در شماره 173 مورخ 3/4/88 در عنوان بزرگ صفحه اول و دوم از قول اينجانب مهندس ميرحسين موسوى را متهم اول مرگ فرزندم معرفى و تقاضاى مجازات ايشان را چاپ کرده و مطالب کذب ديگرى نيز اضافه نموده است و روزنامه ايران نيز در شماره 4246 مورخ 7/4/88 خلاصه خبر جعلى و سراسر دروغ فوق را در صفحه 3 (ديگه چه خبر؟) چاپ کرده است.اينجانب در مصاحبه مشروح روز 10/4/88 با خبرگزارى جمهورى اسلامى (ايرنا) با کد خبر: 570981 ضمن شرح مصيبت وارده اخبار چاپ شده فوق را تکذيب کردهام از آن هيئت محترم تقاضا دارم: طبق قانون مطبوعات، ضمن دستور تعقيب مسئولان اين روزنامهها از نظر نشر خبر جعلى و دروغ مقرر فرماييد هر دو روزنامه فوق متن اين تکذيبنامه را در اولين فرصت و در همان صفحات و با همان تيتر چاپ و به آگاهى عموم برسانند. »
+
نوشته شده در
Thu 27 Aug 2009ساعت
0:25 AM توسط مهرو ملالی
|
روح بابک در تو
در من هست
مهراس از خون یارانت ، زرد مشو
پنجه در خون زن و بر چهره بکش
مثل بابک باش
نه
سرخ تر ، سرخ تر از بابک باش
دشمن
گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خون باش
بجوش
شهر باید یکسر
بابکستان بگردد
تا که دشمن در خون غرق شود
وین خراب آباد
از جغد شود پاک و
گلستان گردد
+
نوشته شده در
Tue 25 Aug 2009ساعت
4:40 PM توسط مهرو ملالی
|
+
نوشته شده در
Tue 25 Aug 2009ساعت
10:15 AM توسط مهرو ملالی
|
+
نوشته شده در
Sun 23 Aug 2009ساعت
4:34 PM توسط مهرو ملالی
|

لينك دانلود مستقيم :
+
نوشته شده در
Fri 21 Aug 2009ساعت
7:38 PM توسط مهرو ملالی
|
گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت
من نوحه سرای گل افسرده خویشم . . .
گویند که « امیّد و چه نومید ! » ندانند
من مرثیه گوی وطن مرده خویشم .
زنده یاد مهدی اخوان ثالث
( مقدمّه ـ از این اوستا )

کاریکاتور اثر نیک آهنگ کوثر
+
نوشته شده در
Wed 19 Aug 2009ساعت
1:51 AM توسط مهرو ملالی
|
+
نوشته شده در
Mon 17 Aug 2009ساعت
5:36 PM توسط مهرو ملالی
|
حکومتی که به خود نسبت جمهوری اسلامی می دهد آشکارا نشان داد به عنوانی که به رژیمش داده است حتی به شکل ظاهری هم وفادار نماند.نه جمهوریت نظام قابل قبول است ونه اسلامیت آن، ایرانی بودن آن هم خود بحثی جداگانه دارد.
حکومت سرکوبگر حاکم بر ایران که با جوانان دختر وپسر بخاطر نوع ورنگ پوششان ومدل موهایشان ورنگ ناخن هایشان و... به بدترین شکل برخورد می کرد ومی کند که مبادا پایه های کامل ترین دین جهان سست گردد در بازداشتگاههای مخوفش جوانان را لخت می کند وحیوانات انسان نمایی را که هیچ باوری را در سر نپرورانیده اند جز گرگ منشی وددخویی ، اجیر می کند تا به مبارزین راه آزادی تجاوز جنسی کنند.
درست ۳۰ سال است که این اتفاقات ناگوار در زندانهای ایران رخ می دهد اما همیشه به خاطر شرم وحیا آسیب دیدگان این تجاوزها سعی بر پنهان نمودن آن می کردند ویا در زمانی افشاگری می نمودند که دیگر درایران نبودند. اما جنایتهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد آنقدر وقیحانه است که دیگر تشنگان قدرت در حال نشان دادن چهره ی واقعی تر خود هستند و لی تا پیش از انتشار نامه ی آقای کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی فکر می کردندخبر این تجاوزها وجنایت ها در همان حد گذشته پخش خواهد شد.
وقتی آقای کروبی که از مبارزین علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی بود و خود تجربه ی زندانی بودن را داشته وپس از پیروزی انقلاب اسلامی مقامها ومنصبهای بالایی در رژیم فعلی بدست آورده اقدام به افشاگری می کند یعنی جنایت در این حکومت سر به فلک کشیده است.مطمئنن خبر بی حرمتی هایی که در زندان به بهزاد نبوی این پیرمرد سیاست ایران شده به گوش آقای کروبی هم رسیده است که بسیار دردناک وآزار دهنده است.
گروهی خرده می گیرند که آقای کروبی تازه به این نتیجه رسیده است که در زندانها به زندانیان تجاوز می شود؟باید به اینان پاسخ داد دوستان عزیز ماهی را هر موقع از آب بگیریم تازه است . ما باید در این برهه ی زمانی سنجیده تر رفتار کنیم وسخن بگوییم وباید بدانیم که افرادی همچون مهدی کروبی ومیر حسین موسوی ومحمد خاتمی هرچند از امکاناتی که در زمان اصلاحات در اختیار داشتند استفاده نکردند اما امروز حمایت وهمدلی با مردم را به بهترین شکل انجام می دهند به گونه ای که مردم دیگر خواسته هایشان فراتر از بازنگری آراست وشعارهای مرگ بر دیکتاتور و...گواهی است بر این حمایتها. همین که آقای کروبی در روزنامه اش به انتشار نامه ای در رابطه با تجاوز به زندانیان در زندانها که به رییس مجلس خبرگان نوشت مبادرت ورزید یعنی این مرد شجاع تر از آنیست که درباره اش فکر می کنیم ومن به شخصه بسیار خوشحالم که به مهدی کروبی رای دادم ومطمئنم کروبی ها وموسوی ها نام نیکی در تاریخ ایران از خود بر جای گذاردند. و بعید می دانم در نظامی با عنوان جمهوری اسلامی دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد چون معتقدم این نظام روبه سقوط است وآبروی اسلام را در تمام دنیا برده است وخود روحانیون واقعی اسلام در ایران متوجه شده اند که بیش از هر ضداسلامی خود این حکومت منسوب به اسلام ، به اسلام آسیب رسانده است.و بعید می دانم در حکومت بعدی دین را با سیاست بیامیزند وبر دیوارهای شهر بنویسند دیانت ما عین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست چرا که در این ۳۰ سال ثابت شد نه سیاست عین دیانت است ونه دیانت عین سیاست وآمیختگی این دو باعث نابودی دیگری می گردد مانند آنچه که در این ۳۰ سال خصوصن در این ۲ماه شاهدش بودیم وهستیم.
+
نوشته شده در
Wed 12 Aug 2009ساعت
4:4 PM توسط مهرو ملالی
|
این عکس خود گواه بسیاری از ناگفته هاست.
+
نوشته شده در
Wed 12 Aug 2009ساعت
1:15 AM توسط مهرو ملالی
|
مهدي كروبي از هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان خواست با تشكيل يك هيات به برخي شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت شدگان رسيدگي شود.
حسين كروبي فرزند او در اين باره گفت: پدرم اين نامه را حدود 10 روز پيش خطاب به آقاي هاشمي نگاشت و آن را براي ايشان به طور خصوصي ارسال كرد. ايشان تاكيد داشت آقاي هاشمي حتما به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقاي هاشمي پاسخي به نامه ايشان نداد. پدرم تاكيد كرده بود اگر تا 10 روز پاسخي به نامه داده يا اقدامي صورت نگيرد، نامه را منتشر مي كند.
حسين كروبي درباره مسائل مطرح شده در نامه، گفت: اساس نامه، بر نگراني آقاي كروبي استوار است. ايشان نگران آنچه گروههاي بيگانه و غربي درباره نحوه رفتار با بازداشت شدگان بيان مي كنند، هست. اين روزها بسياري از افرادي كه آزاد شده اند، به ديدار پدرم آمده و ماجراي رفتاري را كه ضابطان و ماموران با آنها داشتند، براي وي بيان كرده اند. آنها آنچه را ديده و شنيده به دقت گفته اند. طبيعتا نحوه رفتار برخي از ضابطان با بازداشت شدگان خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوري اسلامي و هيچ نظام ديگري نيست.
وي تاكيد كرد: آنچه در نامه آمده، نه تنها دغدغه و نگراني آقاي كروبي است، بلكه من فكر ميكنم هر كس كه اين شايعات را خصوصا درباره وضعيت زنان و اتفاقاتي كه درباره آنها در حال انجام است، مي شنود، نگران ميشود و علاقه مند است، اين لكه ننگ را اگر وجود دارد پاك كند. البته ما اميدوار هستيم تمام اين خبرها و شايعات تكذيب شود.
بنابرهمين گزارش متن كامل نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني به اين شرح است:
حضور محترم آيتالله هاشمي رفسنجاني
رياست محترم مجلس خبرگان رهبري
با سلام و احترام
بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، حوادث تلخي به وجود آمد كه به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوي جنابعالي، هم از سوي افراد، گروهها و رسانه هاي مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگيري هاي بي حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت انگيز حتي با خانمها در سطح خيابانهاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شدهاند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده ايم سخت بود.
از برخوردهاي خشن و بي محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است.
هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايي كه در فرهنگ ديني و اسلامي هيچ يك از گروهها جايي ندارد و نشان دهنده آن است كه افرادي براي اين كار استخدام شدهاند كه حتي با اصول بديهي اسلام آشنايي ندارند و البته شايعاتي نيز مطرح شده كه فعلا به آن نمي پردازم.
احتمالا همانطور كه مطلع هستيد در اين خصوص چندي پيش نامه اي خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال كردم و جمعه هفته جاري همين نكات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم كه روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعي را شنيده ام كه هنوز از آن بر خود مي لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده ميكردم. به بسترم رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره اي مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجددا بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادي اين مطالب را به من گفته اند كه داراي پستهاي حساس در اين كشور بوده اند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده اند. اين افراد اظهار داشته اند، اتفاقي در زندانها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي كند كه روي بسياري از حكومتهاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.
گمان نميكنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروههاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و موتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده اند، ديده يا شنيده باشند.
اينجانب اين مطالب را براي شما مينويسم و مصرانه ميخواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي دانيد با حضرت آيتالله خامنه اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان شاءالله هم نيست و بعيد مي دانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه هاي بازداشتي در رسانه ها و سايتها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيدهام تهديد شده اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.
جناب آقاي هاشمي
اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداكاريها و شهادتها و به قصد قربت الي الله، به رغم آنكه در شأن من نيز نمي باشد و به رغم همه مشغله ها و گرفتاريها و به رغم آنكه مي دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده ام مسووليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعي مي نمايم بدون حب و بغض و با رعايت كمال انصاف به بررسي و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:
عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده اند به طوري كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده اند و در كنج خانه هاي خود خزيده اند.
با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتي بي غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبري مورد بررسي و پيگيري تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسي براي آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشي از اين دست ندهد تا آبروي نظام و امام و جمهوري اسلامي را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور مي شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده كه يكي مهر و موم شده براي جنابعالي ارسال و ديگري نزد بنده قرار دارد.
با آرزوي توفيق
مهدي كروبي
7/5/1388
منبع:سایت اعتماد ملی
+
نوشته شده در
Sun 9 Aug 2009ساعت
8:58 PM توسط مهرو ملالی
|
امروز هفدهم مرداد روز خبرنگار است .نمی دونم جایگاه خبرنگاران در ایران کجاست؟ چون هرچه می بینیم رهبران حکومت، دشمنی سرسختی با خبرنگاران وروزنامه نگاران داشته اند ودارند .
محمود صارمی خبرنگار ایرانی در همین روز در مزارشریف افغانستان به شهادت رسید .حکومت تصمیم گرفت این روز را به روز خبرنگار اختصاص دهد واین نهایت توجه حکومت به خبرنگاران بوده است که به گمانم این عمل خود را اصلاح کنند واین نام را از تقویم پاک کنند چون حکومت کودتایی ودیکتاتوری نیازی به خبر رسانی وخبرنگاران واقعی ندارد.در نظام بی در وپیکر حکومت ایران جز دیکتاتوری مستبد وکاسه لیسان دور وبرش جایگاهی برای هیچ گروه و حزب وصنفی نمی باشد.
+
نوشته شده در
Sat 8 Aug 2009ساعت
8:56 AM توسط مهرو ملالی
|

فریدون فرخزاد در پانزدهم مهرماه ۱۳۱۷ در چهارراه گمرک تهران متولد شد . مدتی در دبستان رازی و بعد دردبیرستان دارالفنون درس خواند و سپس به آلمان رفت. در مونیخ ؛ وین و برلین حقوق سیاسی خواند . تز خود را دربارهٔ تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل شد.
فرخزاد در سال ۱۹۶۲ در مونیخ با آنیا عروسی کرد و در سال ۱۹۶۳ اشعار آلمانی وی از طرف ناشرین بزرگ کتاب آلمان بهعنوان بهترین اشعار سال برندهٔ جایزه شد؛ و در کتابی که همه ساله منتشر میشود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسندهٔ سال چاپ شد . در سال ۱۹۶۴ اولین دیوان شعر او بنام (زمانی دیگر) به زبان آلمانی انتشار یافت و جایزهٔ ادبیات را گرفت . سپس در ۱۰ مجموعه شعر چاپ شد که یکی از آنها عنوان بهترین اشعار یک قرن آلمان را بخود اختصاص داد . آن کتاب ، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت . شعری که دربارهٔ برلین سرود جایزهٔ ادبیات برلین را گرفت. وی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ شد و در سال ۱۹۶۶ به رادیو تلویزیون مونیخ رفت ، و در تلویزیون مونیخ یک سلسله فیلم رنگی تهیه نمود . در ۱۹۶۷ روی موزیک فولکور ایران ؛ موزیک مدرن ساخت و با این موزیک به فستیوال موزیک اینسبورگ اتریش راه یافت که جایزهٔ اول را هم دریافت نمود. در همان سال امتحان دانشگاه خود را هم داد و در رشتهٔ حقوق سیاسی با درجه عالی فارغ التحصیل گردید . فریدون فرخزاد بجز زبان آلمانی و انگلیسی ، مختصری نیز فرانسه میدانست.»
فريدون فرخزاد ، به جز مدرک علوم سياسى ، شاعر ، نويسنده ، هنرپيشه ، خواننده ومبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق «ميخك نقره اى» در ايران بود.
كتاب شعر : «در نهايت آغاز جملهاست عشق» به فارسى ، و كتاب شعر ديگرى به زبان آلمانى از آثار اوست. آخرين كتاب او به نام «من از مردن خسته ام» در مورد قدرت طلبى عناصر مذهبى بود.
فرزندش رستم ، از آنيتا ، همسر آلمانى (همسر اول) اوست . دومين همسر او ايرانى بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مجبور به زندگى و مبارزه مخفى و بالاخره ترك وطن شد . در كشور هاى مختلف همراه با ميليونها ايرانى ديگر طعم آوارگى را چشيد تا نهايتأ در آلمان كه قبلأ از آنجا فارغ التحصيل شده بود، نخست درشهر هامبورگ و در آخر در شهر بن ، ساكن شد .
در سال هاى جنگ ايران و عراق ، دو بار به اردوگاه اسراى ايرانى در عراق ، سفر كرد و برخی از نوجوانان اسير ايرانى را به اروپا انتقال داد، كه با خانواده هاى پذيراى ، ايرانى و اروپائى به زندگى پرداختند. در فيلم«وين عشق من» در كنار هنرپيشه معروف زن اتريش ، نقش يك حزب اللهى را ايفا كرد. ازآن پس بر عليه جمهورى اسلامى به افشاگرى پرداخت. وی سرانجام با ۴۰ ضربه متعدد چاقو در منزل خویش در بن به قتل رسید.
پنجشنبه ساعت يازده شب، ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ - ۶ اوت ۱۹۹۲ ، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش جسد او را يافتند.
+
نوشته شده در
Fri 7 Aug 2009ساعت
10:7 PM توسط مهرو ملالی
|
شايد در بياباني سوار ماشينِ مشتي ممدلي باشم،
آرزويم اين:
كاش آمپر آب بود جاي آمپر بنزين!
شايد اين جمعه بيايد!!
عقرب ها سايه اي يافتند، زير ماشين
شايد آن جمعه بيآيد!!
هيچ كوهي نيست اطرافم
تا برود آرزويم
بر فرازِقله اش،
امروز جمعه ي دو هفته ي ديگر است؟!!
كركس ها همچنان مي كوبند بر شيشه ي ماشين.
17/3/87
آبتین
+
نوشته شده در
Fri 7 Aug 2009ساعت
4:42 PM توسط مهرو ملالی
|

ابطحی را بيش از ربعقرن است میشناسم. اولين بار اوايل انقلاب، وقتی او را ديدم که مدير صداوسيمای شيراز بود. اصلاً شخص او بود که مرا معرفی کرد به شبکه و باعث کوچام شد به تهران. طی اين سالها نامرتب همديگر را میديديم، چه وقتی مدير راديو شد، چه آنگاه که معاون پارلمانی بود و چه بعدها که شد معاون رئيس جمهور. ابطحی هميشه همان بود و هست که بود؛ صادق، صريح، نجيب، سالم، رفيق، صميمی، زندهدل، شوخ، خانوادهدوست، اهل مطالعه، خوشقلم، هنرمندی ذاتی و وفادار به آرمانهای بلند.
ادامه ی نوشته ی حسین پاکدل در باره ی محمدعلی ابطحی را در اینجا بخوانید.
+
نوشته شده در
Fri 7 Aug 2009ساعت
10:19 AM توسط مهرو ملالی
|
واژه ی "امام زمان"از آن دست واژه هاست که در طول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد آنقدر با سیاستهای عوامفریبانه ی وی وهمفکرانش عجین گشت که اعتراض بسیاری از روحانیون شیعه در ایران را به صدا درآورد.
رییس جمهور دولت نهم در ایران بارها سخنانی را درباره ی امام زمان به زبان آورد واعمالی را در این رابطه انجام داد که واقعن تاسف بار بود . مثلن چندي پيش در جمع طلبه هاي مشهد اظهار داشت: امام زمان جامعه ما را مديريت مي كند. البته اين اولين بار نبود كه احمدي نژاد از نقش امام زمان در دولت خودش سخن به ميان مي آورد او به تناوب در اين باره سخناني را مطرح كرده بود . همیشه حاميان احمدي نژاد به دفاع از اظهارات او می پرداختند و به نوعي دولت او را به امام زمان منتسب می نمودند. با اين وجود جديدترين سخنان احمدي نژاد كه به طور كامل از تلويزيون هم پخش شد بسيار متفاوت تر از گذشته بود و او مستقيماً از نقش امام زمان در دولت خود سخن به ميان آورد. بيان چنين سخناني كافي بود تا موجي از واكنش ها در جامعه به خصوص از ناحيه قشر روحاني كشور به راه بيفتد.
مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي به انتقاد آشكار از احمدي نژاد پرداخت و به او توصيه كرد مسووليت اوضاع فعلي كشور را به گردن امام زمان نيندازد. كروبي گفت: چنين بي محابا سخن گفتن باعث بدبيني مردم به بحث امام زمان مي شود. البته 24 ساعت پس از اظهارات مهدي كروبي يك روحاني ديگر به نام مهدوي كني وارد ماجرا شد و از احمدي نژاد سخت انتقاد كرد. مهدوي كني دبیر کل جامعه روحانیت مبارز که در عین حال رياست دانشگاه امام صادق را هم برعهده دارد در جلسه اخلاق خود در اين دانشگاه در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان كه درباره سخنراني دكتر احمدي نژاد از ايشان پرسيد، گفت: اين سخنان را نبايد آقاي احمدي نژاد بگويد چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد مي كند.دبيركل جامعه روحانيت مبارز پرسيد: اگر مديريت از امام زمان بود، يعني ايشان نمي توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج كيلو پنج هزار توماني هم از مديريت ايشان است؟
اماعلم الهدي امام جمعه مشهد از سخنان احمدي نژاد دفاع كرد و آن را عين حقيقت دانست. برخي ديگر از روحانيون مجلس مانند موسي قرباني كه در جريان حاميان دولت مي گنجد هم از اظهارات احمدي نژاد دفاع كرد و طي گفت وگويي با سايت رجانيوز تاكيد كرد سخنان احمدي نژاد هيچ اشكالي نداشته است.
جالب اینجاست که مفسدان مالی در کابینه ی احمدی نژاد مانند صادق محصولی وزیر کشور که یکی از بزرگترین مسوولین اغتشاشات اخیر پس از انتخابات در ایران است دارایی های سر به فلک کشیده اش را امانت امام زمان می داند وبا فریب عوام،دغلبازی را به اوج می رساند تا بیشتر و راحت ترچنگ به اموال مردم بیندازد و خود ودیگر همفکرانش کیسه های نامنتهیشان را پر از پول و زر کنند وخون مستضعفین جامعه را بیشتر در شیشه نمایند. سردار فیروز آبادی هم که درجنایت به مردم چه آمرانه وچه مامورانه کوتاهی نکرد ه است برای فریب عامه ی مردم وشاید بیشتر فریب دادن وجدانش نامه ای به امام زمان تحت عنوان رنجنامه نوشت.
در قسمتی از رنجنامه اش به امام زمان گفته است که: "اي صاحب و آقاي ما، شما شاهدي كه نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 كانديدا را از ياران انقلاب ميدانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود كم يا زياد به آنها راي دادند. با اين وجود ناظري كه چه ناسزاها كه نثار ما نكردند و چه فحاشيها و تهمتها كه از آن بي نصيب نمانديم . امنيت مردم را خدشه دار كردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمكاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي كردند. ميخواستند ما در اين ميدان آزمايش همچون خودشان رو سياه كنند، گويا نمي دانند اسلام و قرآن و اهل بيت و امام و قانون اساسي برقرار است و تكليف همه روشن است.
كار آنگاه برايمان سخت شد و روحمان به درد آمد كه اتاق فرمان خارجيها و بعضي داخليها به هم پيوند خورد و چهره پاك نظام در كلمات سخيف و زهر آلوده آنها گرد آلوده شد؛ و در اين غبار كذايي براي عده اي لحظهاي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاكريم كه فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام كرد و بصيرت آفريد."
هر انسان اندک آگاهی می فهمد که بازیگران پست قدرت در ایران برای رسیدن به مقاصدشان که همه در جهت مقام وقدرت وثروت است حتی از اعتقادات مذهبی مردم هم نگذشتند وآنها را هم بازیچه ی سیاستهای قدرت طلبانه ی خود ساخته اند.البته اینان که خود را داعیه دار حکومت امام زمان در ایران می دانند نمی دانند که تاریخ مصرف این مردمفریبی ها دیگر رو به اتمام است چرا که جهانی که درآن زندگی می کنیم جهان ارتباطات است وارتباطات مهمترین واصلی ترین عامل آگاهی های مردمی است که دیگر در حال بیرون آمدن از حالت عوام گونه می باشند .
امشب که شب نیمه ی شعبان بود شیعیان ایران تولد امام زمانشان را با حضور فراوان نیروهای پلیس وشعار مرگ بر دیکتاتور جشن گرفتند.دیکتاتوری که خود را نائب امام زمان می داند.
مردم ایران اگر امام زمانشان را مصلح جهان بدانند دیگر نسبتی بین او وحاکمان ورهبران ایران قایل نخواهند بود اگر اصرار به این نسبت (بین حاکمان وامام زمان) ورزیده شود مردم منکر وجود امام زمان خواهند گشت وتلاشهای منکران امام زمان به کمک افرادی همچون احمدی نژاد ومحصولی وفیروزآبادی و....به نتیجه می رسد باید از این بابت خوشحال بود چرا که مردم خود را از وابستگی به موهومات رها می کنند وعاقلانه تر وعلمی تر وآگاهانه تربه جهان پیرامونشان می نگرند .
+
نوشته شده در
Fri 7 Aug 2009ساعت
1:37 AM توسط مهرو ملالی
|
14مرداد سالروز انقلابی که پس از ۱۰۳ سال هنوز به نتیجه نرسیده است

+
نوشته شده در
Wed 5 Aug 2009ساعت
2:21 PM توسط مهرو ملالی
|
آقای محسن رضایی متاسفم برایتان که از ناموستان به این راحتی گذشتید ودر مراسم ننگین تنفیذ حکم ریاست جمهوری از دست رهبری مستبد به فردی که نماینده ی دروغ وخیانت وکودتا در ایران است شرکت نمودید. شما ر مراسمی شرکت کردید که کردان دغلباز وحیله گر که مدعی تحصیل در آکسفورد بوده است با احترام در آن مراسم دعوت شده است تا محمد رضا جلایی پور جوان شایسته ای که دانش آمور رتبه اول کنکور و المپیاد و دانشجوی ممتاز و مومن دانشگاه آکسفورد است در زندان انفردای باشد .
آقای رضایی تک تک افرادی که مانند شما در این مراسم ضد مردمی شرکت کرده اند کسانی هستند که نابودگران عدالت وآزادی در ایران می باشند. کسانی که طمع قدرت چشمهایشان را کور ودهانشان را مجیز گو نمو ده است که ناحقی ها را نبینند واز ظلم وقساوتی که در تمامی نقاط ایران به صورت آشکار به چشم می آیدسخن به زبان نیاوردند تا در میان قدرتمداران بی ارزش خاین جایگاهی به دست آورند. من شما را یک بختیاری نمی دانم چون بختیاری ها انسانهایی باشرف هستند ودر طول تاریخ نقش بسزایی در آزادی وطنمان ایران داشته اند.حداقل به حرمت خون پاک فرزند آقای روح الامینی نجف آبادی در این مراسم خفت بار شرکت نمی کردید. شما هم به مردم ایران خیانت کردید وهم به آنهایی که در ستادتان فعال بودند وفکر می کردند از ناموسشان بنا به وعده ای که داده بودید دفاع می کنید .گناهان شما نزد مردم مبارز ایران نابخشودنی است.
+
نوشته شده در
Mon 3 Aug 2009ساعت
7:8 PM توسط مهرو ملالی
|
چون مه که ز دشت لاله بر می خیزد
از کشته شهر ناله بر می خیزد
فردا که به رستخیز در نی بدمند
فریاد هزار ساله بر می خیزد
هوشنگ ابتهاج
+
نوشته شده در
Mon 3 Aug 2009ساعت
11:5 AM توسط مهرو ملالی
|

شهیدی که برخاک می خفت
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت
به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ
-
-
- که بر جنگ
زنده یاد قیصر امین پور
+
نوشته شده در
Sun 2 Aug 2009ساعت
3:21 PM توسط مهرو ملالی
|
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
زنده یاد قیصر امین پور
+
نوشته شده در
Sun 2 Aug 2009ساعت
2:47 PM توسط مهرو ملالی
|
آقای ابطحی نازنین ما زنده ی شما را می خواهیم.
چه خوب کردید به خاطر این مهم به دروغ اعتراف نمودید.ما همه می دانیم که شما چه تفکرات روشنی در سر دارید .هیچگاه آن جمله تان را که در ورزشگاه" شهدای هفتم تیر" در روز نوزدهم خرداد ایراد کردید یادم نمی رود که فرمودید یکی از بهترین ومهمترین تصمیمات زندگی سیاسی تان این بوده است که به حمایت از آقای کروبی پرداختید ودراین چهل روزی که از انتخابات می گذرد آقای کروبی به همراه آقای موسوی شجاعت باور نکردنی ای را در نظام همیشه در خفقان به اصطلاح جمهوری اسلامی ایران از خود نشان داده اند. قسم به آن صداقتی که همیشه در نوشته های وبنوشتتان می خواندم ما ذره ای این اعترافات بی ارزشی را که بر اثر فشار وشکنجه مجبور به بیانش شده اید را باور نمی کنیم. ما به آزادی ایران در آینده ای نزدیک امید داریم.ایرانی که عدالت وآزادی واقعی در آن جلوه گر گردد.
+
نوشته شده در
Sat 1 Aug 2009ساعت
9:39 PM توسط مهرو ملالی
|
آه چه شام تیره ای از چه سحر نمی شود
دیو سیاه شب چرا جای دگر نمی شود
سقف سیاه آسمان سودئه شده ست از اختران
ماه چه ماه آهنی اینکه قمر نمی شود
وای ز دشت ارغوان ریخته خون هر جوان
چشم یکی به ماتم اینهمه تر نمی شود
مادر داغدار من طعنه تهنیت شنو
بهر تو طعن و تسلیت گرچه پسر نمی شود
کودک بینوای من گریه مکن برای من
گر چه کسی به جای من بر تو پدر نمی شود
باغ ز گل تهی شده بلبل زار را بگو
از چه ز بانک زاغها گوش تو کر نمی شود
ای تو بهار و باغ من چشم من و چراغ من
بی همه گان به سر شود
بی تو به سر نمی شود
زنده یاد حمید مصدق
+
نوشته شده در
Fri 31 Jul 2009ساعت
4:8 PM توسط مهرو ملالی
|
در یادداشت شدید اللحن محمد مطهری، فرزند شهید مرتضی مطهری که در تابناک منتشر شده آمده است:افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار ميشد. //اين ديگر چه صيغهاي است که وقتي کسي بازداشت ميشود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟// در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانوادههاي بازداشت شدگان ميخواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر ميشود! آيا اين همان “آزادي تقريبا مطلق” در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن ميگفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانوادههاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است!//روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» ميدانند چگونه درباره اين کارخانههاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نميآورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين ميکنند با جوانان بي نام و نشان چه ميکنند؟//کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري ميزند و در عين حال بر اين ظلمها چشم ميبندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.//برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي ميدهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.//اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچکدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نميشود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است.
+
نوشته شده در
Thu 30 Jul 2009ساعت
4:50 PM توسط مهرو ملالی
|
صاحب عکس فوق ، گم شده است
رفته از خانه و نیامده است
مادرش گریه می کند شب و روز
صاحب عکس فوق
چشمهایش درشت
دستهایش همیشه مشت
صاحب عکس فوق ، با خونش
روی آسفالت می کشد فریاد
سینه اش باغ لاله های غریب
صاحب عکس فوق
در خیابان آرزو جان داد
می روم پیش مادرش امروز
تا بگویم :
- صاحب عکس فوق من هستم
شادروان عمران صلاحی
+
نوشته شده در
Thu 30 Jul 2009ساعت
12:35 PM توسط مهرو ملالی
|
چه خوب بود
تابستانهای کودکی
وقتی
کرم های ابریشم را
به مهمانی برگ های توت می بردیم
و در
ولنگاری روزهای بلندش
هر روز کمی قد می کشیدیم
یادش به خیر
پاهای خاکی و پاشویه های حوض
یادش به خیر
حرفهای همسایه و آفتاب و فراقت
ناهید عباسی
+
نوشته شده در
Thu 30 Jul 2009ساعت
1:40 AM توسط مهرو ملالی
|

به گوش بیستون ٬ صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها ٬ که با تن تو ٬ تاب عشق ٬ آزمود
چه دارها ٬ که از تو ٬ گشت ٬ سربلند
زهی شکوفه قامت بلند تو ٬ که استوار ماند
در هجوم هر گزند .
+
نوشته شده در
Wed 29 Jul 2009ساعت
5:43 PM توسط مهرو ملالی
|
پيش از شما
به سان شما
بیشمارها
با تار عنكبوت
نوشتند روی باد
كين دولت خجسته ی جاويد زنده باد!؟
دکتر شفیعی کدکنی
+
نوشته شده در
Wed 22 Jul 2009ساعت
9:54 PM توسط مهرو ملالی
|
بوی خون می اید از افکار دینداران چرا؟
موج خون می بارد امشب ابر پر باران چرا؟
تا به کی نامرد با مردان ستم کاری کند؟
دوستی با دشمنان ، با این ستمکاران چرا؟
راه آزادی همیشه، هر زمان همرنگ خون
از علی گفتن ولی هم کیش جباران چرا ؟
دشنهء سوزان دشمن تشنهء یاران ماست
تیغ برّ ان ستم در دست دینداران چرا ؟
ظلم انسان بابت قدرت خدایا تا به کی ؟
آدمی را شیوهء رفتار کفتاران چرا ؟
ظلم را دیدن ،نهان کردن ،دو صد جور وجفاست
در سکوت مهربانی خواب بیداران چرا؟
در فلسطین رنگ خون می بارد از ایینه ها !
نعش نوزادی به روی دست دلداران چرا ؟
وای بر انسان خدایا ، دورهء عصیان گری ست !
جنگ و پیکار و جنایت ، ترس بمباران چرا؟
دین هر انسان دلا جز مهربانی کردن است؟
جنگ با هم دین خود کردن ز هشیاران چرا؟
خاطر آزادی دنیا برادر فکر کن
فکر آزادی فقط از بابت یاران چرا ؟
در کجای این جهان جور و جفا و فتنه نیست ؟!
در چچن ، در مصر و در چین ، قتل مختاران چرا؟
مهدی آذری
+
نوشته شده در
Mon 20 Jul 2009ساعت
11:25 PM توسط مهرو ملالی
|