به سان شما
بیشمارها
با تار عنكبوت
نوشتند روی باد
كين دولت خجسته ی جاويد زنده باد!؟
دکتر شفیعی کدکنی
رویا زرین
مهدی آذری

ستون به سقف تو می زنم
اگرچه با استخوان خويش
دوباره می بویم از تو گُل
به ميل نسل جوان تو
دوباره می شويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
دوباره، يک روز روشنا
سياهی از خانه مي رود
در این روز یعنی بیست وهشتم تیرماه ۱۳۸۸ برای شما بزرگوار، آرزوی تندرستی وآرامش می کنم وامیدوارم همه ی ما به آرزوی بزرگمان که برایش می جنگیم ومبارزه می کنیم که همان آزادی ایران است دست یابیم.
نماز جمعه ی تاریخی عبادی سیاسی


اسماعیل فَصیح (زاده: اسفند ۱۳۱۳) در تهران) نویسنده داستان ایرانی است. پس از تحصیلات عالی در آمریکا به ایران برگشت و از سال ۱۳۴۲ درشرکت ملی نفت ایران در مناطق نفت خیز جنوب به کار پرداخت و در سال۱۳۵۹ با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته گردید.
شراب خام (۱۳۴۷)
دل کور (۱۳۵۱)
داستان جاوید (۱۳۵۹)
ثریا در اغما (۱۳۶۳) ترجمه انگلیس در لندن (۱۹۸۵)، ترجمه عربی در قاهره (۱۹۹۷)
درد سیاوش (۱۳۶۴)
زمستان ۶۲ (۱۳۶۶) ترجمه آلمانی (۱۹۸۸)،
شهباز و جغدان (۱۳۶۹)
فرار فروهر (۱۳۷۲)
باده کهن (۱۳۷۳)
اسیر زمان (۱۳۷۳)
پناه بر حافظ (۱۳۷۵)
کشته عشق (۱۳۷۶)
طشت خون (۱۳۷۶)
بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)
کمدی تراژدی پارس (۱۳۷۷)
لاله برافروخت (۱۳۷۷)
نامهای به دنیا (۱۳۷۹)
در انتظار (۱۳۷۹)
گردابی چنین حایل (۱۳۸۱)
تلخکام (۱۳۸۶)
این نویسنده بزرگ ایرانی بیست وپنجم تیر ماه ۱۳۸۸ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان شرکت نفت جان به جان آفرین تسلیم کرد.
یادش زنده باد
دست به کاری زنم که غصه سرآید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
بسم الله الرحمن الرحیم خوب دوستان ما را گرفتن که ما بترسیم هیچ دلیل دیگری برای دستگیری این دوستان وجود نداره تصمیم گرفتن یک کارایی بکنن به تعبیر آقا سعید تصمیم گرفتن که کشور و بفروشن داد زدن فریاد زدن امتیاز نمیدیم امتیاز نمیدیم به یک جایی رسیدن باید امتیاز بدن به خارجی وجه المصالحه امتیاز به خارجی گرفتن ماهاست ! شروع کردن اول سال اول خانوما را بترسونن دیدن نمیشه بعد گفتن اراذل و اوباش را میترسونیم اونم دیدن فایده نداره نوبت ماها رسیده پشت قضیه هیچی نیست جز ترسوندن اگر نترسیدیم استبداد عقب میکشه تجربه تاریخی هم داریم دقیقا سال ۵۴ شاه همینجوری عمل میکرد پول نفت زیاد شده بود فکر میکرد با پول نفت هر کاری میتونه بکنه همه مخالفان را هم گرفته بود انداخته بود زندان بعدشم اعلام کرد هر کی با من نیست پاسپورت بگیره بره بیرون ما از این مملکت بیرون نمیریم این مملکت مال ماست هر کی بخواد مملکت را بفروشه جلوش میایستیم دوستانمونم تنها نمیذاریم اگه لازم باشه هممون میریم زندان
توی همه این آدمای قدر قدرتی که دارن میگیرن و دستگیر میکنن و تیراندازی میکنن یک نفر پیدا نمیشه که بگه به کدوم دلیل این بچهها را گرفتن؟ فقط میخوان بترسونن ارتباطات را دارن قطع میکنن یک خبرگزاری کوچیک که آقای حیدری اداره میکرد را نمیتونن تحمل بکنن میدونن ناکارآمد هستن و مدیر نیستن دارن گاز را میفروشن به هندیا بدتر از قرارداد ترکمنچای همه جا را دارن به باد میدن خوب باید یک عده را هم بگیرن خوب اگر یک حکومت داره یک چیزو به خارجی واگذار میکنه نتونه چهار تا دانشجو را بگیره چهار تا فعال سیاسی را بگیره چجوری اسم خودشو میذاره حکومت؟ ما وجه المصالحه شدیم دوستان ما را اگر ما بترسیم آزاد نمیکنن بایستیم اختلافات را کنار بذاریم مثال برشت را یادتون باشه که اول کمونیست را میگیرن بعد یهودیا را میگیرن بعد لیبرالها بعد میان ما را میگیرن ما باید روی یک نقطه تکیه بکنیم هر کس در این مملکت فعالیت سیاسی قانونی مسالمتآمیز میکنه حق آزادی فعالیت سیاسی داره و هر کس مخالف این رفتار عمل میکنه مستبد هست به هر نامی که میخواد باشه ممکنه نتونیم دوستانمون را آزاد بکنیم (این قسمت واضح نیست) ما رو به خارجی نمیاریم مثل اینا ما امتیازی به خارجی نمیدیم اگر مقاومت کنیم این فنری که اونا دارن بهش فشار میارن که بشکننش میجهه وقتی جهید مملکت را آزاد میکنیم مقاومت کنیم این وسط پیروز ماییم خیلی ممنون

کوه دماوند برای ما ایرانیان مظهر استقامت وپایداری بوده وهست.این جلادانی که امروز بر خاک و بوم ایران در حال حکمرانی اند با هرچه نشانی از مقاومت داشته باشد مبارزه می کنند . سالهاست درختان را از ریشه می کنند وبهانه های واهی برای توجیه کار زشتشان می آورند. هرچه میراث فرهنگی ماست وبه تمام بشریت تعلق دارد را نابود می کنند. اینان نمی دانم در مغزهایشان چه می گذرد که نه بر آدمی رحم می کنند نه بر طبیعت ونه بر حیوانات وادعاهایشان هم طبق طبق است.درختان را نابود می کنند بر دماوند آسفالت می کشند جوانان غیور ایرانی را زیر رگبار مسلسلهای نامردیشان به شهادت می رسانند. پر مسلم است که عمرشان طولانی نیست وما وقایع تلخ وشیرین روز گارمان را به کمک تکنولوژی همان روز به ثبت می رسانیم. تاریخ نویسان با مدارکی مستند در باره ی این مستبدان جلاد قضاوت خواهند کرد.

شما در جوانیتان مبارز بودید .خشک ومتعصب نبودید.باور داشتید حکومت پهلوی حکومت دیکتاتوریست وبه مردم ظلم می کند.به این خاطر بارها به زندان رفتید.شاید فضا را بسته حس می کردید و آرزوی آزادی را در دل می پروراندید.با شعرای مشهد نشست وبرخاست می کردید واهل موسیقی بودید وشعر می سرودید وپیپ می کشیدید.انقلاب که شد به خاطر فعالیتهای مبارزه ایتان به شما پست ومقامهایی دادند از جمله معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸ ،سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۵۸ ،امام جمعه تهران، ۱۳۵۸ ،نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، ۱۳۵۸ نماینده سید روحالله خمینی در شورای عالی دفاع، ۱۳۵۹ .اما تا آن زمان هنوز مست مقامهایی که بدست آورده بودید نگشتید واز مخالفین سرسخت ولایت فقیه بودید.در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در تروری که توسط مجاهدین خلق بر شما صورت گرفت دست راستتان از کار افتاد وجانباز گشتید.به دنبال ترور محمدعلی رجایی شما در مهرماه ۱۳۶۰ رییس جمهور وقت ایران شدید.دوره بعدی هم دوباره بر جایگاه ریاست جمهوری نشستید.
تا اینکه آیت الله خمینی در گذشتند.از اینجا بود که روزگار ورق خورد وشما دیگر آن سید علی خامنه ای قبل نبودید.با دروغ به شما نسبت آیت اللهی دادند تا بتوانید ولی فقیه ایران شوید آن هم از نوع مطلقش.قدرت، فاسد می کند، قدرت مطلقه، مطلقاً فاسد می کند.فساد اخلاقی شما به سبب قدرت مطلقی که بدست آوردید آغاز شد.آنقدر مزه ی شیرینی دارد این قدرت که پا بر روی تمامی باورهای پیشینتان نهادید واز مدافعان سر سخت ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش گشتید.از زمانی که رهبر ایران شدید اتهامات زیادی به شما وارد شد.
در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی میکرد در طی حکمی کمیته امور ویژه جمهوری اسلامی را که علی خامنهای یکی از اعضای آن بود، متهم به دادن دستور این ترور کرد.
عبدالقاسم مصباحی یکی از افراد بلندپایه وزارت اطلاعات ایران که درسال ۱۹۹۶ به آلمان گریخت در مصاحبهای با بازپرس دادگاه آمیا، که برای رسیدگی به پرونده بمب گذاری آمیا برگزار شده بود، شما را متهم کرد که عامل اصلی این ترور بوده اید و ۲۰۰ میلیون دلار ازحساب مشترک خود با احمد خمینی در بانک سوئیس را صرف این کار کردهاید .ولی دادگاه آرژانتین هیچ حکمی درباره شما ارائه نکرد.
سازمان گزارشگران بدون مرز شما را یکی ازدشمنان آزادی مطبوعات در جهان شناخت. این سازمان در سال ۲۰۰۶ در مقالهای به بررسی وضع مطبوعات در ایران در دورهٔ رهبری شماپرداخت. در این مقاله پس از اشاره به کنترل شما بر رسانههای رادیو و تلویزیون، به اعمال نفوذ شما در مورد انتخاب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره میکند، وزیری که مسئول بازداشت اکثر روزنامهنگاران دربند در سال ۲۰۰۶ بوده است.
آنقدر دیکتاتوری شما در جهان مشهور گشته است که:موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی در سال ۲۰۰۸ مقالهای با عنوان «بازخوانی خامنهای: دیدگاه جهانی قدرتمندترین رهبر ایران» به قلم کریم سجادپور منتشر کرد.
.مقاله اینچنین آغاز میشود: « شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد كه به اندازه آیتالله خامنهای برای مسایل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما درعینحال تا این حد برای جهانیان ناشناخته باشد».
تمامی این اتهامات یک طرف کودتایی که یک ماه پیش در ایران توسط فرزند دوم شما به وقوع پیوست یک طرف .جانبداری شما از او وکودتاچیان سبب گشت مردم بی پروا شعارمرگ بر دیکتاتور سردهند ومانند شما که روزگاری شعار مرگ بر شاه سر می دادید بخاطر تنفری که از طلم زمانه ی خود داشتید مردم ایران هم به همین خاطر شعار مرگ بر شما سر دادند واین چیزی نیست که پنهانش کنیم. فیلمهایش وجود دارد. شما شاه را متهم به دیکتاتوری کردید اما از زندگی او درس عبرت نگرفتید که او سه بار ازدواج کرد تا اینکه خدا پسری به او داد که ولی عهد ایران گردد اما همین که پسر ۱۸ ساله شد مجبور به ترک وطن گشتند.پسر شما بی هیچ مقدمه ای ادعای وراثت ولایت کرده است اما زمانه عوض شده است ومردم بیدار وروشنند .برایتان متاسفم که مردم با اینکه پسرتان را ندیده اند برایش شعار مجتبی بمیری رهبری رو نگیری سر می دهند. قدرت شما را به قدری کور کرد که دیکتاتوری را به حد اعلایش رساندید.اگر اندکی مردمی بودید اینقدر طمع قدرت در شما نفوذ نمی کرد شاید تنتان رنجور نمی گشت ودچار عارضه ی سرطان نمی شدید.امروز روز تولد شماست.می گویند بهترین هدیه کتاب است.دلم می خواست می دیدمتان وچند کتاب تاریخی که برگرفته از سرگذشت دیکتاورهای جهان است را به شما هدیه می دادم تا عبرت گیرید.
روزنامه ی اعتماد ملی از یکم بهمن ۱۳۸۴ آغاز به کار کرد. یکی از شاخصهای این روزنامه صفحه ی پایانی اش بود که هر روز یک کاریکاتور بسیار قابل توجهی که مربوط به موضوعات روز بود درآن زیر نظر مدیرهنری روزنامه "هادی حیدری" چاپ می شد که چند ماهی است کاریکاتورهای مربوط به مسایل روز جامعه ی ایران به همراه یک کاریکاتور قدیمی و طنز نوشته های پرمحتوا بجای صفحه ی آخر در صفحه ی روزنامه اعتماد ملی۲۳ چاپ می گردد.
تلاش شده، آثاری از کارتونیست ها گلچین شود که یک برش زمانی خاص از تاریخ معاصر ایران را برای مخاطب، ثبت کرده و بیان گر طنزآمیز رویدادهای تلخ و شیرین این دوره باشد.

کتاب «پرشین کارتون2» منتشر شد/ گلچین بهترین کارتون های روزنامه اعتماد ملی

قسم به اسم آزادی. به لحظه ای که جان دادی
به لاله ی در خون خفته. شهید دست از جان شسته
به قلب از هم پاشیده. شهیدِ در خون غلتیده
قسم به فریاد آخر. به اشک لرزان مادر
که راه ما. باشد آن. راه تو . ای شهید
همه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایران عزیز ما”
آقای سید علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران! جان اگر شیرین است برای همه شیرین است.
چرا نداها وسهراب ها وکیانوش ها و... توسط بسیجیان وانصار حزب اللهی که شما مدافع سرسختشان هستید مثل آب خوردن کشته شوند وشما در منطقه ی حفاظت شده ای که برایتان آماده کردند جلیقه ی ضد گلوله می پوشید؟اینجایی که شما وفرزندتان در حال قدم زدنید کردستان است.جایی که خون انسانهای بی گناه زیادی به دستور شما ریخته شده است. مگر در خطبه های نماز جمعه ی بیست ونهم خرداد روزی که فردایش به شنبه ی خونین بدل گشت نگفته بودید تن رنجوری دارید وجانبازید. تنی که مجهز به جلیقه ی ضد گلوله گردد از ترس اینکه مبادا خراشی بردارد رنجور نخواهد بود.زمانی می شد عوام را با این حرفها گول زد ولی امروز عوام در کشور ایران در اقلیت هستند .شما از ترس گلوله جلیقه ی ضد گلوله پوشیدید اما آگاهی وروشن بودن مردم تنها گلوله ایست که از هر ضدگلوله ای عبور خواهد کرد.

طبق آخرين خبرهای موثق دريافتی سهراب اعرابی، که خبر کشته شدن او ديروز به خانواده وی ابلاغ گرديد، پس از پايان راهپيمايی ميليونی و مسالمتآميز مردم تهران در شامگاه روز ۲۵ خرداد توسط تيراندازی يک عضو بسيج از پشت بام پايگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحيه مقاومت بسيج ويژه قدس، در تقاطع خيابان آزادی و خيابان جناح - که فيلم آن همان شب به شکل وسيعی در سايت های اينترنتی منتشر گرديد - به قتل رسيده است. گلوله شليک شده به سوی سهراب، درست به زير قلب او اصابت کرده است.

مراسم تشییع پیکر سهراب اعرابی جوان 19 ساله، فردا مورخ 22 تیرماه ساعت 8 صبح مقابل غسالخانه ی بهشت زهرا برگزار می شود.قابل ذکر است که قاضی مربوطه مخالفتی با برگزاری مراسم تشییع نداشته است. به گفته ی یکی از منابع مطلع قاضی پرونده عنوان داشته است، سهراب به ضرب گلوله و در تجمع میدان آزادی کشته شده و یکی از هفت نفری هست که در تیراندازی یکی از نیروهای بسیج به سمت مردم جان باخته، تا کنون هویت سه تن از این هفت نفر شناسایی شده است. هر چند منابع دیگری از جان باختن وی در زمان بازداشت در زندان اوین خبر داده اند. ضمنا مراسم ختم سهراب اعرابی در منزل شخصی این خانواده به آدرس : آپادانا - خیابان نرگس - بلوک 36 - ورودی سوم - طبقه ی 5 با دعوت عموم برگزار می شود.
از خون جوانان وطن لاله دمیده
سهراب اعرابي 19 ساله سال آخر دبيرستان و آماده براي امتحان كنكور در اعتراضات دهمين دوره رياست جمهوري در 30 خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل مي شود . بعد از پيگيريهاي پي در پي خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است, مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود, با وجود اين كه اين مادر مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد ميشود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است, خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند........
به ٢٠ نرسید...(عکسی جانکاه از جشن تولد 19 سالگی شهید سهراب اعرابی) ـ۱۹۰
محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.
کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.
در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.
کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.
این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیوراز علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.
فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.
با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.
انقلاب اسلامی1357 سبب گشت تا رژیم شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله در ایران به پایان برسد ورژیمی با عنوان جمهوری اسلامی ایجاد گردد.تاریخ شاهنشاهی یکباره تمام شد تا قدرت مطلقه که خود فسادی مطلق به بار می آورد از بین برود و آنچه جایگزینش گشت جمهوری اسلامی بود.
امروزه بهترين تجلی حكومت قانون بر مردم در جمهوريت است. در جمهوريت حاكم امكان ديكتاتوری و استبداد ندارد. زيرا ملت او را انتخاب میكند و ملت هم بر او نظارت دارد. در نظام جمهوری نهادهای مدنی و قانونی مجرای اداره و مديريت است. هر کسی در حد خودش مدیریت میکند و نمیتواند از حد خود تجاوز كند و فرامديريت داشته باشد. در نظامهای جمهوری صحيح، وضع اين گونه است.
همیشه اعتقاد داشتم که جمهوری اسلامی ایران عنوانیست دروغین چون حکومتی که در ایران در راس قدرت است نه ایرانیست نه مردمی ونه اسلامی .اصلن اسلامیت وجمهوریت بایکدیگر سازگاری ندارند. اینان با واژگان بازی کرده بودند بی آنکه معنا ومفهوم هیچیک را بدانند.
اما راهی که در پیش روی ما مردم قرار داشت این بود که با حضور در پای صندوقهای رای نشان دهیم که هرچند شرایط دموکراتیک انتخاباتی در ایران کامل نیست ولی در همین حد وحدود موجود به قدرتمداران ثابت کنیم که می خواهیم در تعیین سرنوشتمان سهیم باشیم.این عمل را در خرداد 1376 و بهمن 1378 به بهترین شکل نشان دادیم و در دوم خرداد 1376اکثریت شرکت کنندگان در پای صندوقهای رای به کسی رای دادند که او نیز خواستار برقراری دموکراسی ای حداقلی در ایران بود ومی خواست راه اصلاحات را هموار کند وپیشتاز اصلاحات در ایران پس از انقلاب اسلامی باشد.
محمد خاتمی 8سال رییس جمهور ایران شد وتحولات مثبت زیادی در فضای بسته ی موجود در کشور به وجود آورد اما هزینه های جبران ناپذیری راهم متحمل گشت. قتلهای زنجیره ای نخبگان کشور وکشتن ودربند کردن دگر اندیشان ووقایع تلخ 18 تیر 1378 و….
مدام آهنگران کوی تقدیر برای شیر می سازند زنجیر
هشت سال دولت اصلاحات با تمامی سنگ اندازیهای متحجران روی کار ماند وجامعه را آرام آرام به سمت وسویی برد که از انقلاب مشروطیت هدف مردم بودافسوس وصد افسوس که قانون اساسی حکومت اسلامی ایران مانع بزرگی برای قانونمداری وایجاد دموکراسی در ایران بوده وهست.شورای نگهبان که وظیفه اش مطابقت دادن طرحها ولوایح مجلس شورای اسلامی ودولت با قانون اساسی وموازین اسلامی است یکی از نهادهای موجود در حکومت ایران است که مانع بزرگی برای دموکراسی است. این نهاد غیر مردمی که تشکیل شده است از 6 فقیه و6 حقوقدان مسوول تایید ویا رد صلاحیت کسانیست که می خواهند نامزد یکی از انتخابات در ایران شوند واین نهاد غیر مردمی که که نمادی از خودکامگی قدرت در ایران است کاملن همسو با جریان متحجران در ایران پیش می رود چرا که رییسش کسی نیست جز احمد جنتی.
خرداد 84 انتخابات نهمین دوره ی ریاست جمهوری در ایران برگزار شد و رقیبان اصلی این انتخابات هاشمی رفسنجانی ومصطفی معین ومحمد باقر قالیباف ومهدی کروبی بودند که ناگاه محمود احمدی نژاد به همراه هاشمی رفسنجانی به دور دوم رفتند تا در روز سوم تیر ماه بار دیگر مردم به پای صندوقهای رای بروند وبین آن دو یکی را انتخاب کنند آنهایی که محمود احمدی نژاد را می شناختند واز تفکرات متحجرانه ی او آشنایی داشتند هرچند موافق هاشمی رفسنجانی هم نبودند اما به هاشمی رای دادند چون او را میانه رو می دانستند وگروهی هم که احمدی نژاد را خوب نمی شناختند به خاطر شناختی که از هاشمی داشتند به احمدی نژاد رای دادند. نتایج که اعلام گشت محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران معرفی شد.4سال ایران به دست رییس جمهوری افتاد که از هر نظر به خاک ایران وایرانیان داخل وخارج از کشور لطمات جبران ناپذیری زد.
"حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته است
دریایم ونیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است"
شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی
پی نوشت:فرناز عزیزم الهی بمیرم که اینهمه دلواپسم بودی. دلم نمی خواست سبب نگرانی دوستان نازنینیم بشم اما این اتفاقات برای هرکسی امکانش وجود داره که بیفته.سر فرصت در این باره می نویسم.
شعر ازهوشنگ ابتهاج
به جست و جوی تو
بر درگاه ِ کوه میگریم،
در آستانه دریا و علف.
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول،
در چار چوب شکسته پنجره ئی
که آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد.
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.-
و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد.
پس به هیئت گنجی در آمدی:
بایسته وآزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دلپذیر کرده است!
***
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرک باد نام تو -
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
احمد شاملو
بسمه تعالی
جناب آقای مهندس ضرغامی
رئیس محترم سازمان صداوسیما
با سلام
عملکرد صداوسیما در چگونگی انعکاس موج عظیم اعتراضات آرام مردم در سطح کشور به خصوص مردم شریف و قهرمان تهران پس از انتخابات بی نظیر ۲۲ خردادماه هر بیننده و شنونده منصف و علاقه مند به امام و نظام جمهوری اسلامی را به تحیر واداشت. آیا آنچه که مردم شریف ایران در این چند روز خواستار آن بوده و هستند جز احقاق حق و صیانت از آرای خود بوده است؟
عدم اطلاع رسانی مناسب از خواست واقعی ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام میلیونی به خصوص در روز دوشنبه ۲۵ خردادماه که همگان آن را با راهپیمایی ایام انقلاب مقایسه نموده و حتی قابل قیاس با راهپیمایی های مرسوم ۲۲ بهمن نبوده با رسالت رسانه ملی سازگار است؟
آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می شود و انعکاس وارونه آن در صداوسیما جزو رسالت رسانه ملی است؟
آیا حمله به کوی دانشگاه توسط لباس شخصی ها که نمایندگان مجلس و مراجع رسمی و حتی مقام معظم رهبری نیز بر آن تعریض داشته اند و نسبت دادن این خشونت ها به انبوه جمعیت معترض به نتیجه انتخابات و تشبیه آنها به منافقین سال های ۶۰ جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا نسبت دادن آتش سوزی ها و آتش زدن مساجد و تخریب اموال ملت که حسب اطلاعات واصله غالبا از سوی لباس شخصی هاست و البته ممکن است بعضا تعدادی عناصر نفوذی هم سوءاستفاده کنند جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا مردمی که الله اکبرهای شبانه سر می دهند مسجد آتش می زنند؟
آیا این صداوسیما همان صداوسیمایی است که حسب فرمایش امام باید کارخانه آدم سازی باشد؟
آیا نمایش اینگونه ای اعتراضات مردمی به نوعی تطهیر منافقین سال های ۶۰ نخواهد شد.
آیا عملکرد صداوسیما، بی اعتمادی مردم را به نظام جمهوری اسلامی افزایش نخواهد داد. نشان دادن صحنه های ضرب و شتم وحتی کشتار رقت انگیز جمعی از مردم دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر این صحنه های دلخراش به وجود نمی آمد اما آیا انعکاس آن در صداوسیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است.
جناب آقای ضرغامی، به خوبی می دانید که آنانی که امروز از دولت آقای احمدی نژاد حمایت می کنند کسانی هستند که مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی هستند که نقطه مقابل تفکر حضرت امام قرار دارند و مردمی که معترض به نتایج انتخابات هستند به نتیجه انتخاباتی معترضند که در یک فرایند مهندسی شده و تقلب های فراوان، فردی را به عنوان رئیس جمهور آینده اعلام کرده است که بتواند مجری تفکر متحجرانه و تفکر نشات گرفته از مکتب آقای مصباح یزدی باشد.
جناب آقای ضرغامی عملکرد رسانه ملی قبل از انتخابات که ترویج دروغگویی، هتک حرمت، اتهام زنی، استفاده نادرست از رسانه ملی برای یک کاندیداست جای بحث طولانی دارد که در یک فرصت مقتضی باید به آن پرداخت. از شما به عنوان رئیس این رسانه ملی اکیدا می خواهم پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه های خارجی سوق ندهید.
مهدی کروبی
(این نامه تاریخ ندارد اما روز دوم تیر ۱۳۸۸ منتشر شده است)
ندا ندا ندا ندا ندا ندا ندا ندا
ندای عزیز ایران! شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ یه عنوان ننگین ترین روز جمهوری اسلامی به ثبت رسید روزی که ایادی جلادش تیر را به گلوی تو نازنینی که برای نجات وطنت به خیابان آمده بودی شلیک کردند.ندا نه تنها ما ایرانیان، جهانیان تورا شناختند تو اسطوره گشتی و تمامی رسانه های بین المللی از تو یاد کردند الا صدا وسیمای حکومت جلادی که امروز بر ایران حاکم است. ندای خوبمان تو با چشمان بازت به ما گفتی که بیدار بمانیم و تا نجات ایران از دست این ظالمین ایستادگی کنیم . ندا اینان نگذاشتند برای تو بزرگ مراسمی در مسجدی که به ما می گفتند خانه ی خداست بگیریم.ما نمی دانستیم خدای ایران خامنه ای است وتا او اجازه ندهد کسی نمی تواند وارد خانه اش شود.ندا تو تا ابد زنده ای و جهانیان هیچ گاه تورا از یاد نخواهند برد.
ملت شریف ایران
در پی موج دستگیریها و بازداشتهای گسترده فعالان مدنی و سیاسی بار دیگر با انجام دور جدید انتخابات ریاست جمهوری آن هم پس از گذشت فقط ۴ روز از برگزاری انتخابات همکارمان عبدالفتاح سلطانی فعال و مدافع دیرین حقوق بشر بطور غیر قانونی بازداشت شد.
ما وکلای دادگستری نحوه دستگیری و بازداشت عبدالفتاح سلطانی را نقض صریح و آشکار قانون اساسی و مقررات قانون آیین دادرسی کیفری میدانیم و ضمن تأکید بر رعایت اصول حقوقی از دولت ایران میخواهیم با احترام به این اصول به نقض مکرر حقوق شهروندان پایان دهد و نیز ضمن اعتراض به بازداشت گسترده فعالان اجتماعی و سیاسی ازمقامات مسئول میخواهیم فورا و بدون فوت وقت نسبت به آزادی کلیه بازداشت شدگان اقدام نماید.
عبدالفتاح سلطانی در انجام وظایف حرفهایاش و به دلیل داشتن کارنامه درخشان دفاع از صدها تن از آزادیخواهان و قربانیان نقض حقوق بشر بازداشت شده است و این نه تنها نقض حقوق موکلان ایشان بلکه نقض قانونی است که توسط نهادهای جمهوری اسلامی تصویب و لازمالاجراء شده است که طبق آن وکلاء در انجام وظایفشان دارای مصونیتی هم شأن قضات هستند. بدیهی است که هیچ وکیلی بواسطه دفاع از حقوق موکلانش نباید در معرض بازداشت، تهدید و تعقیب قضائی قرار گیرد.
با توجه به نکات فوقالذکر از دولت ایران انتظار میرور هرچه سریعتر نسبت به آزادی عبدالفتاح سلطانی اقدام نماید.
ما امضاء کنندگان متن حاضر ضمن پشتیبانی از خواسته به حق و قانونی ملت ایران در دفاع از آزادی و صیانت از آرائشان اعلام میداریم همچون گذشته در کنار ملت هستیم و از حقوق آنان دفاع خواهیم کرد و از دولت مسئولان ذیربط میخواهیم به اقدامات غیر قانونی جهت بازداشتهای گسترده و غیرقانونی پایان دهد و به خواستهی مردم جهت معرفی و مجازات کسانی که با تیراندازی به سوی مردم، موجبات مرگ آنان را فراهم کردهاند پاسخ مناسبی دهد.
اسامی وکلاء
هدی آذرنگ – حسین آقاسی – خلیل احمدزاده – طناز احمدی – مهدی اخلاقی کاسانی – زهره ارزنی – احمد ارشدی – اسدالله اسدی – شهره اسفندیار پور- دکتر هادی اسماعیل زاده – مزدک اعتمادزاده- محمدعلی افرند – دکتر اردشیر امیر ارجمند- امیر امیری – لیلا انصاری – محمد اولیایی فرد- حسن باغستانی – صفیه بهبودی- فرح ببری زاده – منوچهر بختیاری – فرزانه بداق – مریم بابایی- شبنم بشیرتاش- شیرین بشیرتاش – مریم بهرامی – دکتر سیدمحسن بهشتیان – مریم پایان طبری – مهناز پراکند – هوشنگ پوربابایی – گیتی پورفاضل – بیوک پورفریدی – سهند پیامی – مهران تقی زاده – محمد توکلی طرقی – محمد حسن تیموری – طاهره جعفر پور – مینا جعفری – دکتر کبری جعفری هرندی – آزاده جلایی – عباس جمالی – مریم جوادی اقدم – پرویز جهانگیر راد – ناصر چوبدار – شهین حاجیان – دکتر سوده حامد توسلی – علی حامد توسلی – رضا حجتی سعیدی – لیلاحقیقتخواه – صبا حقیقت – لیلا حیدری – عبدالله خاتمیفر – کامبیز خاکدوست – فاطمه خانی – بهاره خجسته جو – عبدالصمد خرمشاهی – فریبا خسروی – فاطمه خواجه حسینی – سوگل چراغی – محمد علی دادخواه – سارا دارابی – بهنام دارایی زاده – امیر سالار داودی – مهتا داودی – بهاره دولو – امیر رئیسیان – یحیی رایگانی – نجما رحمانی – حسن رستگار – مهدی رستمی – نفیسه رضا قلی – محمدرضا زارعی – غزال زعفرانی – افسانه ژیان – مهدی سالار نسب – مریم سبحانی – نسرین ستوده – اکبر سردارزاده – نرگس سلیمانی – سرگل سلیمی – جمشید سهیلی- سید مرتضی سید خامسی – دکتر محمد سیف زاده – مهوش شاکری – سرور شریعت – علیرضا شنوایی – شمسالدین شیوایی کجوری – محمد شیوایی کجوری- سارا صباغیان – شادی صدر- سحر طالبی – سیدمرتضی طباطبائی – فرناز طبیب زاده – معصومه طهماسبی – ربابه عابدی – شیرین عبادی
علی عظیمی – ابوالفضل علیزاده – نسیم غنوی – فریده غیرت – فرخ فروزان کرمانی – آکاشا کیقباد- دکتر حسن فرهودی نیا – بابک فرهی – مرضیه فلاح – پرویز فرهادپور- عسگر قاسمی – دکتر رزا قراچورلو – مهرداد قربانی سرابی – محمود قمشال – مریم قنبری – شیما قوشه – دکتر کوروش کاکوان – محمد رسول کریمی فرد – کامران کریمی – هومن کریمی – بهمن کشاورز – شهربانو بهارک کشاورز – کریم کشاورز – مهسا کیال – مریم کیان ارثی – کیارش کیانی – لیلا گودرزی – مهران محمدلو – امین محمدی راد – منیژه محمدی – محمد حسین مدنی – نرگس مردانی – مریم مشفق – مشکانی- کیارش معتقدی – مژده معدندار- افروز مغزی – عباس مقدم – شیرین ملکی – دکتر نادر منصور – مانوش منوچهری – سعیده موسوی – فروغ میرزایی – زهرا مینویی – محمد مصطفایی- سارا نجیمی – رضا نوابی – مهوش نور علیشاهی – یحیی نوروزی – مرضیه نیک آراء – دکتر صالح نیک بخت – نعیمه نیکرو – دکتر جمشید وحیدا – آیدا هوشیار حسینی – علی یاراحمدی – رضا یزدی