تبليغاتX
دختری از ایران
پيش از شما

 به سان شما

 بیشمارها

 با تار عنكبوت

  نوشتند روی باد 

كين دولت خجسته ی جاويد زنده باد!؟

دکتر شفیعی کدکنی

+ نوشته شده در Wed 22 Jul 2009ساعت 9:54 PM توسط مهرو ملالی |

اصلا
 نه کنار من بیا و
 نه کنار بیا با من
 عذاب این همه را که مرور می کنم
 بهتر همان پرنده که اوج گرفته
 بلند
بلند تر

رویا زرین

+ نوشته شده در Wed 22 Jul 2009ساعت 4:59 PM توسط مهرو ملالی |

بوی خون می اید از افکار دینداران چرا؟
موج خون می بارد امشب ابر پر باران چرا؟
تا به کی نامرد با مردان ستم کاری کند؟
دوستی با دشمنان ، با این ستمکاران چرا؟
راه آزادی همیشه، هر زمان همرنگ خون
از علی گفتن ولی هم کیش جباران چرا ؟
دشنهء سوزان دشمن تشنهء یاران ماست
تیغ برّ ان ستم در دست دینداران چرا ؟
ظلم انسان بابت قدرت خدایا تا به کی ؟
آدمی را شیوهء رفتار کفتاران چرا ؟
ظلم را دیدن ،نهان کردن ،دو صد جور وجفاست
در سکوت مهربانی خواب بیداران چرا؟
در فلسطین رنگ خون می بارد از ایینه ها !
نعش نوزادی به روی دست دلداران چرا ؟
وای بر انسان خدایا ، دورهء عصیان گری ست !
جنگ و پیکار و جنایت ، ترس بمباران چرا؟
دین هر انسان دلا جز مهربانی کردن است؟
جنگ با هم دین خود کردن ز هشیاران چرا؟
خاطر آزادی دنیا برادر فکر کن
فکر آزادی فقط از بابت یاران چرا ؟
در کجای این جهان جور و جفا و فتنه نیست ؟!
در چچن ، در مصر و در چین ، قتل مختاران چرا؟

مهدی آذری

+ نوشته شده در Mon 20 Jul 2009ساعت 11:25 PM توسط مهرو ملالی |

 

+ نوشته شده در Mon 20 Jul 2009ساعت 0:40 AM توسط مهرو ملالی |

بزرگ بانوی غزل ایران
امروز زادروز شماست.هزاران رحمت بر پدر ومادری که شمارا به دنیا آوردند تا مظهر آزادی وشجاعت وطنتان گردید.مادری شمارا تربیت کرد که خود از آگاهان زمان خویش بود ودر دوراني که خواندن و نوشتن براي زن گناه به شمار مي رفت. از بسياري از دانش هاي روزگار بهرۀ کافي گرفته بود: ادبيات فارسي، فقه و اصول، زبان عربي، هيأت و فلسفه و منطق و تاريخ و جغرافي را به خوبي و نزد استادان وقت، که معلمان دو برادرش نيز بودند، آموخته بود.خوب شعر مي سرود، از موسيقي اطلاع کافي داشت، تار خوب مي نواخت، معلم زبان فرانسه بود و يکي از بنيانگذاران «انجمن نسوان وطنخواه» که سال ها براي آموزش دادن به زنان ايراني و گسترش آگاهی های آنان به جدّ کوشیدزبان فرانسه را از کودکي از يک بانوي سوئيسي که با سمت معلم در خانه آنان مي زيست فرا گرفته بود  و پدر نیز از محققان ونویسندگان وروزنامه نگاران برجسته ی زمانه خویش بود ،نويسنده ده ها کتاب، از جمله رمان و آثار تحقيقي و تاريخي است، از نخستين کساني که نوشتن را به شيوه رمان آغاز کرد (1303). روزگار سياه، اسرار شب، ديرسمعان از جمله رمان هاي اوست. تاريخ کورش در دو جلد از تأليفات تحقيقي او، و پرتو اسلام در دو جلد و تاريخ کامل اين اثر در چهارده جلد از ترجمه هاي اوست. دوره روزنامه پرخوانندۀ اقدام که به مديريت او قبل از سلطنت پهلوي و با فترت بيست ساله بعد از شهريور 1320 منتشر شده است در کتابخانه هاي ملي و ديگر کتابخانه هاي معتبر باقي است و ياد سرمقاله هاي تند و پرتحرک آن نيز هنوز در ذهن بسياري از هموطنان به پيري رسيده زنده است  و روح آزادیخواهی شما میراثی است که از آن دو بزرگوار به شما  به ارث رسیده است.
همانگونه که در کتاب « با تلاش و تلاطم،» با قلب خود چه خريدم؟ نوشته اید که:
 
 اگر خواستند درباره ی تولدم بنويسند اینگونه بنویسند: «سيمين بهبهاني (1306. . .)»
تنها آرزويم اين است که تا ذهني پربار و دست و پائي با توان کار دارم قسمت نقطه چين مشخص شود و ناگفته نماند که يکي از نگراني هاي خاطرم آن است که مبادا زندگي و ناتواني را در کنار هم احساس کنم. چنين مباد."
 
 امروز که هشتادو دوساله می شوید وطنمان در آتش دژخیمانان قدرت می سوزد وجوانان غیورش در راه آزادی ایران پرپر می شوند. جوانان می خواهند دوباره بسازند وطنشان را و  سروده ی همیشه ماندگار شما را فریاد  می زنند:
 
دوباره می سازمت وطن
 اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم 
اگرچه با استخوان خويش 

دوباره می بویم از تو گُل 
به ميل نسل جوان تو 

دوباره می شويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش 

دوباره، يک روز روشنا
سياهی از خانه مي رود 

در این روز یعنی بیست وهشتم تیرماه ۱۳۸۸ برای شما بزرگوار، آرزوی تندرستی وآرامش می کنم وامیدوارم همه ی ما به آرزوی بزرگمان  که برایش می جنگیم ومبارزه می کنیم  که همان آزادی ایران  است دست یابیم.

 
جواد مجابی درباره ی سیمین بانو اینگونه می نویسد:
 
"سيمين بهبهاني، در يک دوره خطير تاريخي، از قلمرو شاعراني که تنها سهمي مؤثر در ادبيات دارند فراتر رفت و به جريان شاعراني پيوست که از مشروطه تاکنون، همسرنوشت با مردم، به فرهنگ ملي مي انديشند و حيات اجتماعي شاعر را تنیده در تقّلاي مردم براي آزادي و صلح و رفاه مي يابند. او که شاهد انهدامِ سريع و قاطع طبقه متوسطی بود، که در همه جاي دنيا توليد کننده و خواستار اصلي کالاي معنوي فرهنگ اند، مويه گر بر وضعيتي شد که درآن طبقه اي جعلي پديد مي آيد که نزد آنها هنرها و سخن ها به کردار بازي است، نه فرهنگ و هنر برايشان ارجي دارد، نه حرمت زنان و کودکان را پاس مي دارند، نه دغدغه رفاه و آزادي و زيبائي و صلح و امن و عيش با آنان است. کساني که تاريخ و اکنون هردو را خوار مي داشته اند. اين روندي جدا از انحطاط فراگير فرهنگي است که جهان امروز، با شتاب در آن فرو مي غلتد. سيمين با شعر خود، به تصويرکردن موقعيتي پرداخته که ترکيبي از فاجعه و مضحکه است، بي آن که اميد بي پروايش را به پيروزي و نيک فرجامي انسان، لحظه اي از دست بنهد. اگر نخستين کسي است که کنيزوارگي تاريخي و بندگی ذهني را، در شعرش مطرح کرده و برآن وضعيت شوريده است، اما ستودن زن، در متنِ ستايشِ انسان ستيزه‌جو با بي عدالتي، تحقق يافته است. سهم سيمين در ادبيات معاصر ما سهمي فرهنگي است که فراتر از ادبيات، همسو با تلاش هاي ذهني روشنفکران فرهنگي ايران، از نيما و شاملو و اخوان تا امروزيان، خواستار جايگاه شايسته شأن و حرمت انسان ايراني در جهان امروز است، ملّتي ديرينه فرهنگ، که مي خواهد با سرافرازي و آزادي و دمکراسي، به خلق مدنيت و فرهنگي متناسب با تاريخ خود توانا باشد. شعر اگر از آرزويِ انسان ها نگويد و از آرمان هايِ مردم و توصيف وضعيتِ دشوار آنان تهي باشد، درحافظه مردم نمي ماند. ما که شعر سيمين را گرامي مي داريم، به پاداش همدلي صبورانه او با شادي ها و رنج هاي ماست.
 
+ نوشته شده در Sun 19 Jul 2009ساعت 4:32 PM توسط مهرو ملالی |

 

نماز جمعه ی تاریخی عبادی سیاسی

 

+ نوشته شده در Sun 19 Jul 2009ساعت 11:4 AM توسط مهرو ملالی |

 

 

  اسماعیل فَصیح (زاده: اسفند ۱۳۱۳) در تهران) نویسنده داستان ایرانی است. پس از تحصیلات عالی در آمریکا به ایران برگشت و از سال ۱۳۴۲ درشرکت ملی نفت ایران در مناطق نفت خیز جنوب به کار پرداخت و در سال۱۳۵۹ با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته گردید.

 

شراب خام (۱۳۴۷)
دل کور (۱۳۵۱)
داستان جاوید (۱۳۵۹)
ثریا در اغما (۱۳۶۳) ترجمه انگلیس در لندن (۱۹۸۵)، ترجمه عربی در قاهره (۱۹۹۷)
درد سیاوش (۱۳۶۴)
زمستان ۶۲ (۱۳۶۶) ترجمه آلمانی (۱۹۸۸)،
شهباز و جغدان (۱۳۶۹)
فرار فروهر (۱۳۷۲)
باده کهن (۱۳۷۳)
اسیر زمان (۱۳۷۳)
پناه بر حافظ (۱۳۷۵)
کشته عشق (۱۳۷۶)
طشت خون (۱۳۷۶)
بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)
کمدی تراژدی پارس (۱۳۷۷)
لاله برافروخت (۱۳۷۷)
نامه‌ای به دنیا (۱۳۷۹)
در انتظار (۱۳۷۹)
گردابی چنین حایل (۱۳۸۱)
تلخکام (۱۳۸۶)

این نویسنده بزرگ ایرانی بیست وپنجم تیر ماه ۱۳۸۸ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان شرکت نفت جان به جان آفرین تسلیم کرد.

یادش زنده باد

+ نوشته شده در Fri 17 Jul 2009ساعت 1:31 PM توسط مهرو ملالی |

 بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سرآید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

 دیو چو بیرون رود فرشته درآید

 

+ نوشته شده در Fri 17 Jul 2009ساعت 9:53 AM توسط مهرو ملالی |

بسم الله الرحمن الرحیم خوب دوستان ما را گرفتن که ما بترسیم هیچ دلیل دیگری برای دستگیری این دوستان وجود نداره تصمیم گرفتن یک کارایی بکنن به تعبیر آقا سعید تصمیم گرفتن که کشور و بفروشن داد زدن فریاد زدن امتیاز نمی‌دیم امتیاز نمی‌دیم به یک جایی رسیدن باید امتیاز بدن به خارجی وجه المصالحه امتیاز به خارجی گرفتن ماهاست ! شروع کردن اول سال اول خانوما را بترسونن دیدن نمیشه بعد گفتن اراذل و اوباش را می‌ترسونیم اونم دیدن فایده نداره نوبت ماها رسیده پشت قضیه هیچی نیست جز ترسوندن اگر نترسیدیم استبداد عقب می‌کشه تجربه تاریخی هم داریم دقیقا سال ۵۴ شاه همینجوری عمل می‌کرد پول نفت زیاد شده بود فکر می‌کرد با پول نفت هر کاری می‌تونه بکنه همه مخالفان را هم گرفته بود انداخته بود زندان بعدشم اعلام کرد هر کی با من نیست پاسپورت بگیره بره بیرون ما از این مملکت بیرون نمی‌ریم این مملکت مال ماست هر کی بخواد مملکت را بفروشه جلوش می‌ایستیم دوستانمونم تنها نمی‌ذاریم اگه لازم باشه هممون می‌ریم زندان
توی همه این آدمای قدر قدرتی که دارن میگیرن و دستگیر می‌کنن و تیراندازی می‌کنن یک نفر پیدا نمیشه که بگه به کدوم دلیل این بچه‌ها را گرفتن؟ فقط می‌خوان بترسونن ارتباطات را دارن قطع میکنن یک خبرگزاری کوچیک که آقای حیدری اداره می‌کرد را نمی‌تونن تحمل بکنن می‌دونن ناکارآمد هستن و مدیر نیستن دارن گاز را می‌فروشن به هندیا بدتر از قرارداد ترکمنچای همه جا را دارن به باد می‌دن خوب باید یک عده را هم بگیرن خوب اگر یک حکومت داره یک چیزو به خارجی واگذار می‌کنه نتونه چهار تا دانشجو را بگیره چهار تا فعال سیاسی را بگیره چجوری اسم خودشو می‌ذاره حکومت؟ ما وجه المصالحه شدیم دوستان ما را اگر ما بترسیم آزاد نمی‌کنن بایستیم اختلافات را کنار بذاریم مثال برشت را یادتون باشه که اول کمونیست را می‌گیرن بعد یهودیا را می‌گیرن بعد لیبرال‌ها بعد میان ما را می‌گیرن ما باید روی یک نقطه تکیه بکنیم هر کس در این مملکت فعالیت سیاسی قانونی مسالمت‌آمیز می‌کنه حق آزادی فعالیت سیاسی داره و هر کس مخالف این رفتار عمل می‌کنه مستبد هست به هر نامی که می‌خواد باشه ممکنه نتونیم دوستانمون را آزاد بکنیم (این قسمت واضح نیست) ما رو به خارجی نمیاریم مثل اینا ما امتیازی به خارجی نمی‌دیم اگر مقاومت کنیم این فنری که اونا دارن بهش فشار میارن که بشکننش می‌جهه وقتی جهید مملکت را آزاد می‌کنیم مقاومت کنیم این وسط پیروز ماییم خیلی ممنون

+ نوشته شده در Wed 15 Jul 2009ساعت 4:40 PM توسط مهرو ملالی |

هواپیمای مسافربری سقوط کرده متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین به شماره پرواز 7908 است. سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این مطلب گفت : صبح امروز یک فروند هواپیمای مسافربری شرکت کاسپین به شماره پرواز 7908 در مسیر هوایی تهران- ایروان 16 دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه بین المللی امام خمینی در حوالی شهر قزوین دچار سانحه شد و سقوط کرد. رضا جعفرزاده افزود: به محض اطلاع از این خبر تیم بررسی سازمان هواپیمایی کشور به محل سانحه اعزام شده اند. پیش از این مسعود جعفری نسب فرمانده انتظامی استان قزوین در گفتگو با خبرنگار مهراز مرگ احتمالی 150 نفر از سرنشینان این هواپیما خبر داده بود. این در حالی است که سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور در پاسخ به این سئوال که چه تعداد از سرنشینان این هواپیما کشته شده اند پاسخ مشخصی عنوان نکرد و گفت اطلاعات دقیق در این باره را بزودی اعلام می کنیم.
+ نوشته شده در Wed 15 Jul 2009ساعت 4:37 PM توسط مهرو ملالی |

 

 

کوه دماوند برای ما ایرانیان مظهر استقامت وپایداری بوده وهست.این جلادانی که امروز بر خاک و بوم ایران  در حال حکمرانی اند  با هرچه نشانی از مقاومت داشته باشد مبارزه می کنند . سالهاست درختان را از ریشه می کنند وبهانه های واهی برای توجیه کار زشتشان می آورند. هرچه میراث فرهنگی ماست وبه تمام بشریت تعلق دارد را نابود می کنند. اینان نمی دانم در مغزهایشان چه می گذرد که نه بر آدمی رحم می کنند نه بر طبیعت ونه بر حیوانات وادعاهایشان هم طبق طبق است.درختان را نابود می کنند بر دماوند آسفالت می کشند جوانان غیور ایرانی را زیر رگبار مسلسلهای نامردیشان به شهادت می رسانند. پر مسلم است که عمرشان طولانی نیست وما وقایع تلخ وشیرین روز گارمان را  به کمک تکنولوژی همان روز به ثبت می رسانیم. تاریخ نویسان با مدارکی مستند در باره ی این مستبدان جلاد قضاوت خواهند کرد.

+ نوشته شده در Tue 14 Jul 2009ساعت 10:24 PM توسط مهرو ملالی |

امرور بیست وچهارم تیرماه هفتادمین  سالروز تولد شماست.در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشودید .پدرتان روحانی بود وپسرانش از جمله شما  به تبع پدر روحانی گشتند. درآن زمان روحانیون قدر وارزشی داشتند ومحترم بودند. چون دین وقدرت بهم آمیخته نگشته بود.

 

شما در جوانیتان مبارز بودید .خشک ومتعصب نبودید.باور داشتید حکومت پهلوی حکومت دیکتاتوریست وبه مردم ظلم می کند.به این خاطر بارها به زندان رفتید.شاید فضا را بسته حس می کردید و آرزوی آزادی را در دل می پروراندید.با شعرای مشهد نشست وبرخاست می کردید واهل موسیقی بودید وشعر می سرودید وپیپ می کشیدید.انقلاب که شد به خاطر فعالیتهای مبارزه ایتان به شما پست ومقامهایی دادند از جمله    معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸ ،سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۵۸ ،امام جمعه تهران، ۱۳۵۸ ،نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، ۱۳۵۸ نماینده سید روح‌الله خمینی در شورای عالی دفاع، ۱۳۵۹   .اما تا آن زمان هنوز مست مقامهایی که بدست آورده بودید نگشتید واز مخالفین سرسخت ولایت فقیه  بودید.در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در تروری که توسط مجاهدین خلق بر شما صورت گرفت دست راستتان  از کار افتاد وجانباز گشتید.به دنبال ترور محمدعلی رجایی  شما در مهرماه ۱۳۶۰ رییس جمهور وقت ایران شدید.دوره بعدی هم دوباره بر جایگاه ریاست جمهوری نشستید.

پرونده:Mohammad-Ali Rajai 1981.jpg

تا اینکه آیت الله خمینی در گذشتند.از اینجا بود که روزگار ورق خورد وشما دیگر آن سید علی خامنه ای قبل نبودید.با دروغ به شما نسبت آیت اللهی دادند تا بتوانید ولی فقیه ایران شوید آن هم از نوع مطلقش.قدرت، فاسد می کند، قدرت مطلقه، مطلقاً فاسد می کند.فساد اخلاقی شما به سبب قدرت مطلقی که بدست آوردید آغاز شد.آنقدر مزه ی شیرینی دارد این قدرت که پا بر روی تمامی باورهای پیشینتان نهادید واز مدافعان سر سخت ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش گشتید.از زمانی که رهبر ایران شدید اتهامات زیادی به شما وارد شد.

در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی می‌کرد در طی حکمی کمیته امور ویژه جمهوری اسلامی را که علی خامنه‌ای یکی از اعضای آن بود، متهم به دادن دستور این ترور کرد.

عبدالقاسم مصباحی یکی از افراد بلندپایه وزارت اطلاعات ایران که درسال ۱۹۹۶ به آلمان گریخت در مصاحبه‌ای با بازپرس دادگاه آمیا، که برای رسیدگی به پرونده بمب گذاری آمیا برگزار شده بود، شما را متهم کرد که عامل اصلی این ترور بوده اید و ۲۰۰ میلیون دلار ازحساب مشترک خود با احمد خمینی در بانک سوئیس را صرف این کار کرده‌اید .ولی دادگاه آرژانتین هیچ حکمی درباره شما ارائه نکرد.

سازمان گزارشگران بدون مرز شما را یکی ازدشمنان آزادی مطبوعات در جهان شناخت. این سازمان در سال ۲۰۰۶ در مقاله‌ای به بررسی وضع مطبوعات در ایران در دورهٔ رهبری شماپرداخت. در این مقاله پس از اشاره به کنترل شما بر رسانه‌های رادیو و تلویزیون، به اعمال نفوذ شما در مورد انتخاب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره می‌کند، وزیری که مسئول بازداشت اکثر روزنامه‌نگاران دربند در سال ۲۰۰۶ بوده است.

آنقدر دیکتاتوری شما در جهان مشهور گشته  است که:موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی در سال ۲۰۰۸ مقاله‌ای با عنوان «بازخوانی خامنه‌ای: دیدگاه جهانی قدرتمندترین رهبر ایران» به قلم کریم سجادپور منتشر کرد.

.مقاله اینچنین آغاز می‌شود: « شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد كه به اندازه آیت‌الله خامنه‌ای برای مسایل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما درعین‌حال تا این حد برای جهانیان ناشناخته باشد».

 تمامی این اتهامات یک طرف کودتایی که یک ماه پیش در ایران  توسط فرزند دوم شما به وقوع پیوست یک طرف .جانبداری شما از او وکودتاچیان سبب گشت مردم بی پروا  شعارمرگ بر دیکتاتور  سردهند ومانند شما که روزگاری شعار مرگ بر شاه سر می دادید بخاطر تنفری که از طلم زمانه ی خود داشتید مردم ایران هم به همین خاطر شعار مرگ بر شما سر دادند واین چیزی نیست که پنهانش کنیم. فیلمهایش وجود دارد.  شما شاه را متهم به دیکتاتوری کردید  اما از زندگی او درس عبرت نگرفتید که او سه بار ازدواج کرد تا اینکه خدا پسری به او داد که ولی عهد ایران گردد اما همین که پسر ۱۸ ساله شد مجبور به ترک وطن گشتند.پسر شما بی هیچ مقدمه ای ادعای وراثت ولایت کرده است اما زمانه عوض شده است ومردم بیدار وروشنند .برایتان متاسفم که مردم با اینکه پسرتان را ندیده اند  برایش شعار مجتبی بمیری رهبری رو نگیری سر می دهند. قدرت شما را به قدری کور کرد که دیکتاتوری را به حد اعلایش رساندید.اگر اندکی مردمی بودید  اینقدر طمع قدرت در شما نفوذ نمی کرد شاید تنتان رنجور نمی گشت ودچار عارضه ی سرطان نمی شدید.امروز روز تولد شماست.می گویند بهترین هدیه کتاب است.دلم می خواست می دیدمتان وچند کتاب تاریخی که برگرفته از سرگذشت دیکتاورهای جهان است را به شما هدیه می دادم تا عبرت گیرید.

شعله سوختن بیش از 150 ایرانی، شمع تولد سید علی خامنه ای شد!

+ نوشته شده در Tue 14 Jul 2009ساعت 7:55 PM توسط مهرو ملالی |

آیت الله لاهوتی ، او که از زندانیان با سابقه قبل از انقلاب به همراه منتظری و طالقانی بود، بعد از پیروزی انقلاب از سرسخت ترین هواداران رئیس جمهور بنی صدر، به شمار میرفت. به فاصله 2 ماه پس از کنار زدن بنی صدر توسط لاجوردی به زندان اوین برده شد و اعدام شد. جمله معروف او خطاب به سران حزب جمهوری(بهشتی،خامنه ای و رفسنجانی) این بود: “مردم انقلاب نکردند تا من وشما بر آنها حکومت کنیم . اگر قرار بود با چماق و زورگویی بتوانند حکومت کنند قبل از شما آریامهر بود.حاکمیت تک حزبی است که صدای پای فاشیزم را به گوش میرساند. وای به حال آن انقلابی که 8 درصد به 80 درصد حکومت کنند. اگر زور میتوانست آدم را جای خودش بنشاند، پیش از شما زورمند تر از شما بودند. شما جز اینکه خفقان ایجاد کنید و برای مردم مشکل درست کنید کار دیگری نمیکنید.”( روزنامه انقلاب اسلامی، ۲۲ فروردین ۱۳۶۰- انقلاب اسلامی، ۸آذر ۱۳۵۹)
+ نوشته شده در Tue 14 Jul 2009ساعت 2:33 PM توسط مهرو ملالی |

  

روزنامه ی اعتماد ملی از یکم بهمن ۱۳۸۴ آغاز به کار کرد. یکی از شاخصهای این روزنامه صفحه ی پایانی اش بود که هر روز یک کاریکاتور بسیار قابل توجهی که مربوط به موضوعات روز  بود درآن زیر نظر مدیرهنری روزنامه "هادی حیدری" چاپ می شد که چند ماهی است کاریکاتورهای  مربوط به مسایل  روز جامعه ی ایران  به همراه یک کاریکاتور قدیمی و طنز نوشته های پرمحتوا بجای صفحه ی آخر در صفحه ی  روزنامه اعتماد ملی۲۳ چاپ می گردد.

تلاش شده، آثاری از کارتونیست ها گلچین شود که یک برش زمانی خاص از تاریخ معاصر ایران را برای مخاطب، ثبت کرده و بیان گر طنزآمیز رویدادهای تلخ و شیرین این دوره باشد.

 

کتاب «پرشین کارتون2» منتشر شد/ گلچین بهترین کارتون های روزنامه اعتماد ملی

+ نوشته شده در Tue 14 Jul 2009ساعت 1:11 PM توسط مهرو ملالی |

 

        

 

مصاحبه با بختیار (1364) که روزی گفته بود: "دیکتاتوری نعلین ، هزاران بار از دیکتاتوری چکمه خطرناکتر است!" 

+ نوشته شده در Tue 14 Jul 2009ساعت 0:10 AM توسط مهرو ملالی |

 

قسم به اسم آزادی. به لحظه ای که جان دادی
به لاله ی در خون خفته. شهید دست از جان شسته
به قلب از هم پاشیده. شهیدِ در خون غلتیده
قسم به فریاد آخر. به اشک لرزان مادر
که راه ما. باشد آن. راه تو . ای شهید
همه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایران عزیز ما”

 

فیلم به خاکسپاری سهراب اعرابی

+ نوشته شده در Mon 13 Jul 2009ساعت 5:33 PM توسط مهرو ملالی |

 آقای سید علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران! جان اگر شیرین است برای همه شیرین است.

چرا نداها وسهراب ها وکیانوش ها و... توسط بسیجیان وانصار حزب اللهی که شما مدافع سرسختشان هستید مثل آب خوردن کشته شوند وشما در منطقه ی حفاظت شده ای که برایتان آماده کردند جلیقه ی ضد گلوله می پوشید؟اینجایی که شما وفرزندتان در حال قدم زدنید کردستان است.جایی که خون انسانهای بی گناه زیادی به دستور شما ریخته شده است. مگر  در خطبه های نماز جمعه ی  بیست ونهم خرداد روزی که فردایش به شنبه ی خونین بدل گشت نگفته بودید تن رنجوری دارید وجانبازید. تنی که مجهز به جلیقه ی ضد گلوله گردد از ترس اینکه مبادا خراشی بردارد رنجور نخواهد بود.زمانی می شد عوام را با این حرفها گول زد ولی امروز عوام در کشور ایران در اقلیت هستند .شما از ترس گلوله جلیقه ی ضد گلوله پوشیدید اما آگاهی وروشن بودن مردم تنها گلوله ایست که از هر ضدگلوله ای عبور خواهد کرد.

مجتبی خامنه ای یا هفت تیر کش سرگردنه؟

+ نوشته شده در Mon 13 Jul 2009ساعت 11:10 AM توسط مهرو ملالی |

 

طبق آخرين خبرهای موثق دريافتی سهراب اعرابی، که خبر کشته شدن او ديروز به خانواده وی ابلاغ گرديد، پس از پايان راهپيمايی ميليونی و مسالمت‌آميز مردم تهران در شامگاه روز ۲۵ خرداد توسط تيراندازی يک عضو بسيج از پشت بام پايگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحيه مقاومت بسيج ويژه قدس، در تقاطع خيابان آزادی و خيابان جناح - که فيلم آن همان شب به شکل وسيعی در سايت های اينترنتی منتشر گرديد - به قتل رسيده است. گلوله شليک شده به سوی سهراب، درست به زير قلب او اصابت کرده است.

 

مراسم تشییع پیکر سهراب اعرابی جوان 19 ساله، فردا مورخ 22 تیرماه ساعت 8 صبح مقابل غسالخانه ی بهشت زهرا برگزار می شود.قابل ذکر است که قاضی مربوطه مخالفتی با برگزاری مراسم تشییع نداشته است. به گفته ی یکی از منابع مطلع قاضی پرونده عنوان داشته است، سهراب به ضرب گلوله و در تجمع میدان آزادی کشته شده و یکی از هفت نفری هست که در تیراندازی یکی از نیروهای بسیج به سمت مردم جان باخته، تا کنون هویت سه تن از این هفت نفر شناسایی شده است. هر چند منابع دیگری از جان باختن وی در زمان بازداشت در زندان اوین خبر داده اند. ضمنا مراسم ختم سهراب اعرابی در منزل شخصی این خانواده به آدرس : آپادانا - خیابان نرگس - بلوک 36 - ورودی سوم - طبقه ی 5 با دعوت عموم برگزار می شود.

آخرين خبرها از چگونگی کشته شدن سهراب اعرابی (خبر ويژه)

+ نوشته شده در Sun 12 Jul 2009ساعت 11:50 PM توسط مهرو ملالی |

مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي زنجاني پس از عرض سلام شرايط كارمندان دولت با توجه به غير شرعي بودن دولت آتي به چه ترتيب خواهد بود؟آيا ترك كار دولتي جايز است؟در صورت حرج مالي چه بايد كرد؟ با تشكر - 21/04/1388

جواب: با توضیح اینکه فرض ناصالح بودن و یا فاقد شرایط شرعی و قانونی بودن رئیس یک دولت، نامشروع بودن اصل دولت را موجب نمی شود؛ در فرض سئوال در چنین شرایطی افراد باید تلاش کنند فرد نامشروع و متقلب را از طرق مسالمت آمیز، تغییر دهند و فردی که واجد شرایط است را روی کار آورند. این تلاش و فعالیت، اگر موجب اصلاح امر شود و نتیجتاً فرد واجد صلاحیت را روی کار آورد، از باب امر به معروف تکلیف است و باید این عمل را انجام دهند و اگر چنین توان و قدرتی ندارند و ماندنشان در این مقام دولتی، صرفاً باعث تقویت مدیریت نا مشروع می شود، از باب نهی از منکر نمی توانند در آن محل مانده و باعث این تقویت شوند و نیز موظفند از هر راه ممکن، در بیان مسئله و توضیح زیانهای این نوع مدیریت و تبعات سوء آن بکوشند چراکه رعایت مراحل امر به معروف و نهی از منکر از امور عقلائی و عرفی است و شریعت حقه، آن را مورد تایید قرار داده است. ولی اگر احتمال داده شود که ماندن در آن جایگاه دولتی، جلو برخی از اعمال غیر قانونی را گرفته و در جهت تنویر افکار دیگران اثر گذار است، باید در آنجا مانده و در مواردی ممکن است مشکلی از انسان گرفتاری برطرف کنند که در این موارد ماندن در آن محل کار، تکلیف است.
 
http://bayatzanjani.net/fa/faq/question-156.html
+ نوشته شده در Sun 12 Jul 2009ساعت 6:49 PM توسط مهرو ملالی |

 

از خون جوانان وطن لاله دمیده

سهراب اعرابي 19 ساله سال آخر دبيرستان و آماده براي امتحان كنكور در اعتراضات دهمين دوره رياست جمهوري در 30 خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل مي شود . بعد از پيگيريهاي پي در پي خانواده بخصوص مادرش متوجه مي شوند كه وي در زندان اوين است, مادر اين جوان در روز سه شنبه 16 تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادي فرزند ش بود, با وجود اين كه اين مادر مي دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولي خيلي نگران بود و مي گفت مي ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسي از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زنداني كه آزاد مي شد عكس عزيزش را نشان مي داد و از آنها مي پرسيد كه آيا او را مي شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مي گفت به هر كجا و هر كسي مراجعه مي كنم جواب نمي دهند و ميگويند صبر كن آزاد ميشود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضي مر تضوي خبر آمد كه سهراب اعرابي در زندان درگذشته است, خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند........

به ٢٠ نرسید...(عکسی جانکاه از جشن تولد 19 سالگی شهید سهراب اعرابی) ـ۱۹۰

آقایان جوادی آملی ،امینی و استادی !آیا جان جوان 19 ساله ای را که در اوین کشتند از خلخال پای زن یهودی کمتر میدانید ؟

+ نوشته شده در Sun 12 Jul 2009ساعت 11:42 AM توسط مهرو ملالی |

محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.

کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.

در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.

در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.

کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.

به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.

این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیوراز علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.

فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.

با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در Sat 11 Jul 2009ساعت 5:31 PM توسط مهرو ملالی |

بسه تعالي

حضرت ايت الله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و احترام


همانطور كه مي دانيد اصل جمهوريت از اصول اساسي نظام است و بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) نيز با توجه به تجربه صدر مشروطيت كه جرياناتي با راي و حاكميت مردم مخالف بوده و راه به استبداد مي بردند و به قول مرحوم آيت الله نائييني كه استبداد ديني را بدترين نوع استبداد مي دانست ،‌ فرمودند " ميزان راي ملت است " و با چنين اعتقادي بود كه علي رغم وجود نگراني ها نسبت به سلامت انتخابات در عرصه اين انتخابات حضور يافته و مردم را نيز به حضور گسترده در اين عرصه دعوت كردم ،‌ وليكن سرنوشت انتخابات به گونه اي رقم خورد كه جمهوريت نظام زير سوال رفت . اينك نگراني هاي بنده نسبت به انحراف در جمهوري اسلامي از آرمان هاي بنيان گذار ان موجب شد تا همان طور كه چندي پيش همطراز شما درحكومت به دفاع از جمهوريت و اسلاميت نظام مي پرداختم امروز در جايگاه ديگري در مقام دفاع از ان برآيم .
با توجه به قضاياي اخير بعد از انتخابات و بنابر اينكه ايام پاياني مسئوليت جنابعالي در قوه قضائيه مي باشد ، تكليف شرعي و مسئوليت شهروندي اقتضا مي نمايد كه در اين زمنيه مطالب و نكته هايي را به عرض برسانم تا توسط آن جناب به عنوان عالي ترين مقام قضايي كشور به كار بسته شود تا در پيشگاه خداوند متعال سربلنند و در نزد ملت و بندگان مظلوم او روسفيد باشيم .
انتخابات اخير رياست جمهوري كه حماسه 22 خرداد را آفريد فرصت مبارك و مغتنمي بود كه مي توانست موجب تامين و افزايش مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل و خارج از كشور شود و همگرايي قومي ، جناحي و وحدت ملي را تضمين نمايد ،‌ مع الاسف آزمندي قدرت طلبان و انحصارگرايانه اقليتي حاكم در درون كشور موجب شد سرنوشتي ديگر را براي اين انتخابات رقم زد و ملت بزرگ ايران را دلسرد افسرده ساخت . چنانچه مسئولان امر به درستي انتخابات اخير را هدايت مي كردند اين مشاركت و حضور 85 درصدي مردم سرمايه بزرگي بود كه براي ساليان دراز وحدت ملي ، تفاهم اجتماعي و شكوفايي اقتصادي كشور را تضمين مي نمود ، اما اكنون همان سرمايه تبديل به ابزاري خطرناك جهت ايجاد تفرقه ، واگرايي ملي ، افسردگي سياسي ، سوء ظن و بي اعتمادي اجتماعي و ركود اقتصادي گرديده است . در مشاركت 55 تا 60 درصدي دوره هاي گذشته هميشه نيمي از آرا و گاهي بيشتر آن متعلق به جناح اصلاح طلب بود و اين بار نيز حضور بي نظير 85 درصدي مردم براي تغيير وضع موجود بود ، اما سرنوشت انتخابات به گونه اي رقم خورد كه ظاهرا به زعم آقايان 25 درصدي كه در هيچ انتخاباتي شركت نمي كردند هم براي اين آمدند كه مبادا اين دولت فعلي تغيير كند !!
بنابراين متعاقب انتخابات و اعلام عجولانه و غيرقانوني نتيجه آن ميليون ها نفر از مردم به روند غير اخلاقي و غير قانوني روند برگزاري انتخابات اعتراض كردند كه مسئولان امر مي توانستند با برخورد صحيح قانوني به پاسخگويي پرداخته و همگان را اقناع نمايند و شكايت نامزدهاي معترض را به صورت بيطرفانه بررسي كنند وليكن به جاي آن آتش به روي مردم گشودند . معترضان به نتيجه انتخابات غيرقانوني را دسته جمعي بازداشت كردند ،‌ شبانه به خانه هاي مردم حمله و به تخريب وسايل نقليه اشخاص پرداختند و حتي عده اي را ربودند . به حريم كوي دانشگاه حمله كرده و سينه دختران و پسران ايران زمين را با گلوله شكافتند . و اما ،‌ شماري از اين اقدامات توسط لباس شخصي ها و شمار ديگر توسط يونيفورم پوشان بسيج و سپاه پاسداران و نيروي انتظامي صورت گرفت . بدين ترتيب بود كه بي آنكه سخني گفته شود نوعي كودتاي نظامي را بر كشور تحميل كردند .
به نظر من مسئولاني كه با تدارك اين تحرك ها زمينه ساز حوادث خونين پس از انتخابات شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمي توان جاي شاكي و متهم را عوض كرد . حركت مسالمت جوي مردم ايران بزرگتر از ان است كه با نسبت دادن به خارج يا گروههاي طرد شده از مردم بدنام شود . عاملان و مسولان دولتي هم فرض كه با خشونت و زندان و تهديد بخواهند موقتا اين موج را خاموش كنند ،‌ولي با آتش هميشه زيرخاكستر چه خواهند كرد ؟ با اين بحران مشروعيت داخلي و بين المللي خود چه خواهند كرد ؟ چرا فكر نمي كنند كه دوره اين روش ها به سر آمده است وملت ايران ، ملت خميني و ياران انقلاب اسلامي بالاخره نخواهند گذاشت نظام جمهوري اسلامي برآمده از خون دهها هزار شهيد در غصب بماند ؟‌ممكن است كه كروبي را هم به ديار فاني بفرستند اما ملت زنده مي ماند و حق خود را مي گيرد . من از مقامات دلسوز نظام مي خواهم كه اجازه ندهند كه اين روش ها كه به زيان كشور و نظام است ادامه يابد .
حضرت آيت الله شاهرودي در اين راستا اقدام حضرت عالي و قوه قضائيه و همچنين مجلس محترم براي تشكيل كميته تحقيق جاي بسي تقدير و تشكر دارد . تشكيل كميته پيگيري از سوي شما معنايش اين است كه مسئوليت اين كارها را نمي پذيريد و متوجه بخش هاي ديگري مي دانيد كه چندان در اختيار شما نيست اما مي دانيد كه در هر صورت شما رييس قوه قضائيه هستيد و نبايد در روزهاي پاياني مسئوليت خود اجازه دهيد كه در كارنامه تان چنين اتفاقاتي ثبت شود . با توجه به اين همه قانون شكني و نيز دستگيري ناموجه و نگهداري غير قانوني صدها شهروند ايراني در بازداشت گاهها و استقلال قوه قضائيه گويا سنگيني مسئوليت ها بيش از آن مي باشد كه تصور مي رود . شمار زيادي از بازداشت شدگان بيماران و حتي زنان باردار و شماري از آنان از مسئولين نظام در رده هاي مختلف طي دهه هاي اخير بوده اند . و اين در حالي است كه هيچ كدام از آنان از حق قانوني انتخاب وكيل و مذاكره با او برخوردار نبوده و محل نگهداري اكثريت آنها براي خانواده هاي شان معلون نيست و حتي سلامت بسياري از آنان هنوز براي وابستگانشان محرز نمي باشد . همه اينها موارد نقض آشكار قانون بوده و با اصول 22، 23،24،27، 32، 37، 38و 39 قانون و صراحت ماده 125 قانون ايين دادرسي در تناقض است كه توسط دولتمردان كنوني نقض شده و متاسفانه تاكنون واكنشي از سوي قوه قضائيه به نقض قانون نشان داده نشده است . امروز حتي دادستاني تهران به صورت ابزاري جهت سركوب معترضان قانوني به نتيجه انتخابات درآمده است . هيچ كس مخالف اصل نظام جمهوري اسلامي نيست ، همه معترضان به نتيجه انتخابات با اصل نظام موافقند و مدافع آن مي باشند . آنها تنها به روند انتخابات و مصادره آراي خودشان معترض بوده و خواستار رسيدگي قانوني و بيطرفانه به اعتراضشان مي باشند . پس چرا بايد آنان را اغتشاگر ، وابسته به خارج و به اصطلاح برانداز مخملي ناميد ؟
اين دردآور است كه متولين و دولتمردان از طرفي مشاركت 40 ميليوني مردم را به رخ دنيا مي كشند و مي گويند اختلافات هم يك اختلافات درون خانوادگي است و از طرف ديگر با كمال خشونت و بي رحمي به سركوب اعتراض قانوني آنان پرداخته و هرگز مانند عضو يك خانواده با آنان برخورد نمي كنند . مگر خداوند متعال نمي فرمايد كه با همديگر مهربان باشيد ، اين چه رحم و رافت و همدلي و مهرباني است كه همه ابعاد ان ضرب و شتم ، حبس و زندان ،‌داغ و درفش و حتي قتل و جرح معترضان عضو درون اين خانواده است ؟
حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي
با توجه به اين كه حضرت عالي به عنوان فقيهي وارسته و عادل و آزادمنش شناخته مي شويد و به عنوان رييس فاضل و فرهيخته قوه قضائيه از استقلال و بيطرفي برخوردار مي باشيد و روزهاي پاياني دوره مسئوليت شما در اين قوه است ،‌اگر مشكل بازداشت شدگان اخير در دوره حضرت عالي به طور سريع حل و فصل نشود عواقب غيرقابل پيش بيني زيادي براي ان متصور است . بنابراين با توجه به تدبير و تجربه جنابعالي اگر تا زماني كه در اين مقام حضور داريد براي پيگيري آزادي بازداشت شدگان اخير اقدام عاجل نفرماييد ممكن است كه مسئول جديد قوه قضائيه تا بخواهد مستقر شود و بر امور مسلط گردد و تا روند طيعي نقل و انتقالات مديريتي طي شود عده زيادي از اين بيگناهان همچنان در بلاتكليفي بمانند و حقوق شهروندان تضييع شود . لذا از جناب عالي به عنوان رييس قوه قضائيه خواهشمندم كه دستور فرماييد تا هر چه سريعتر مقدمات تبديل قرار بازداشت شدگان فراهم شود تا اين عزيزان به آغوش خانواده هاي خود بازگشته و گامي موثر در جهت تفاهم و وحدت ملي برداشته شود . انشاءالله
مهدي كروبی
١٩/٠٤/١٣٨٨

۲۰ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۳: سحام نیوز :‌مهدی کروبی با نگارش نامه ای به هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه خواستار آزادی بازداشت شدگان اخیر شد .

+ نوشته شده در Sat 11 Jul 2009ساعت 5:24 PM توسط مهرو ملالی |

انقلاب اسلامی1357 سبب گشت تا رژیم شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله در ایران به پایان برسد ورژیمی با عنوان جمهوری اسلامی ایجاد گردد.تاریخ شاهنشاهی یکباره تمام شد تا قدرت مطلقه  که خود فسادی مطلق به بار می آورد از بین برود و آنچه جایگزینش گشت جمهوری اسلامی بود.
 امروزه بهترين تجلی حكومت قانون بر مردم در جمهوريت است. در جمهوريت حاكم امكان ديكتاتوری و استبداد ندارد. زيرا ملت او را انتخاب می‌كند و ملت هم بر او نظارت دارد. در نظام جمهوری نهادهای مدنی و قانونی مجرای اداره و مديريت است. هر کسی در حد خودش مدیریت می‌کند و نمی‌تواند از حد خود تجاوز كند و فرامديريت داشته باشد. در نظامهای جمهوری صحيح، وضع اين گونه است.
همیشه اعتقاد داشتم که جمهوری اسلامی ایران عنوانیست دروغین چون حکومتی که در ایران  در راس قدرت  است  نه ایرانیست نه مردمی ونه اسلامی .اصلن اسلامیت وجمهوریت بایکدیگر سازگاری ندارند. اینان با واژگان بازی کرده بودند بی آنکه معنا ومفهوم هیچیک را بدانند.
اما راهی که در پیش روی ما مردم قرار داشت این بود که با حضور در پای صندوقهای رای نشان دهیم که هرچند  شرایط دموکراتیک انتخاباتی  در ایران کامل نیست  ولی در همین حد وحدود موجود به قدرتمداران ثابت کنیم   که می خواهیم در تعیین سرنوشتمان سهیم باشیم.این عمل را در خرداد   1376 و بهمن 1378 به بهترین شکل نشان دادیم و در  دوم خرداد 1376اکثریت شرکت کنندگان در پای صندوقهای رای  به کسی رای دادند که او نیز خواستار برقراری دموکراسی ای حداقلی  در ایران بود ومی خواست راه اصلاحات را هموار کند وپیشتاز اصلاحات در ایران پس از انقلاب اسلامی باشد.
محمد خاتمی 8سال رییس جمهور ایران شد وتحولات مثبت زیادی در فضای بسته ی موجود در کشور به وجود آورد  اما هزینه های جبران ناپذیری راهم متحمل گشت. قتلهای زنجیره ای نخبگان کشور وکشتن ودربند کردن دگر اندیشان ووقایع تلخ 18 تیر 1378 و….
مدام آهنگران کوی تقدیر                    برای شیر می سازند زنجیر
هشت سال دولت اصلاحات  با تمامی سنگ اندازیهای متحجران روی کار ماند وجامعه را آرام آرام به سمت وسویی  برد که از انقلاب مشروطیت هدف مردم بودافسوس وصد افسوس که قانون اساسی حکومت اسلامی ایران مانع بزرگی برای قانونمداری وایجاد دموکراسی در ایران بوده وهست.شورای نگهبان که وظیفه اش مطابقت دادن  طرحها ولوایح مجلس شورای اسلامی ودولت  با قانون اساسی وموازین اسلامی است یکی از نهادهای موجود در حکومت ایران است که مانع بزرگی برای دموکراسی است. این نهاد غیر مردمی که تشکیل شده است از 6 فقیه و6 حقوقدان مسوول تایید ویا رد صلاحیت کسانیست که می خواهند نامزد یکی از انتخابات در ایران شوند واین نهاد غیر مردمی که که نمادی از خودکامگی قدرت در ایران است کاملن همسو با جریان متحجران در ایران پیش می رود چرا که رییسش کسی نیست جز احمد جنتی.
خرداد 84 انتخابات نهمین دوره ی ریاست جمهوری در ایران برگزار شد و رقیبان اصلی این انتخابات هاشمی رفسنجانی ومصطفی معین ومحمد باقر قالیباف ومهدی کروبی بودند که ناگاه محمود احمدی نژاد به همراه هاشمی رفسنجانی به دور دوم رفتند تا در روز سوم تیر ماه بار دیگر مردم به پای صندوقهای رای بروند وبین آن دو یکی را انتخاب کنند آنهایی که محمود احمدی نژاد را می شناختند واز تفکرات متحجرانه ی او  آشنایی داشتند هرچند  موافق هاشمی رفسنجانی هم نبودند اما به هاشمی رای دادند چون او را میانه رو می دانستند  وگروهی هم که احمدی نژاد را خوب نمی شناختند به خاطر شناختی که از هاشمی داشتند به احمدی نژاد رای دادند. نتایج که اعلام گشت محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران معرفی شد.4سال ایران به دست رییس جمهوری افتاد که از هر نظر به خاک ایران وایرانیان داخل وخارج از کشور لطمات جبران ناپذیری زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در Sat 11 Jul 2009ساعت 1:2 AM توسط مهرو ملالی |

روزهای سختی را گذراندم .اما تحملش آسان بود. چون  در این روزها سختی وپریشانی وناآرامی درد مشترکیست که بین بسیاری از ایرانیان چه آنهایی که در داخل کشورند چه آنهایی که در خارج از کشور ، وجود دارد.

 

"حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کآرام درون دشت شب خفته است

دریایم ونیست باکم از طوفان

دریا همه عمر خوابش آشفته است"

شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی

 

پی نوشت:فرناز عزیزم الهی بمیرم که اینهمه دلواپسم بودی. دلم نمی خواست سبب نگرانی دوستان نازنینیم بشم اما این اتفاقات برای هرکسی امکانش وجود داره که بیفته.سر فرصت در این باره می نویسم.

+ نوشته شده در Tue 7 Jul 2009ساعت 2:8 PM توسط مهرو ملالی |

 خبر کوتاه بود :
 - " اعدام شان کردند "
خروش ِ دخترک برخاست
 لبش لرزید
 دو چشم ِ خسته اش از اشک پر شد
گریه را سر داد ...
و من با کوششی پر درد اشکم را نهان کردم
 - چرا اعدامشان کردند ؟
می پرسد ز من با چشم ِ اشک آلود
چرا اعدام شان کردند ؟
- عزیزم دخترم !
 آنجا ، شگفت انگیز دنیایی ست : دروغ و دشمنی فرمانروایی می کند آنجا
 طلا ، این کیمیای خون ِ انسان ها
 خدایی می کند آنجا 
 در آنجا حق و انسان حرف هایی پوچ و بیهوده ست
 در آنجا رهزنی ، آدمکشی ، خونریزی آزاد است
 و دست و پای آزادی ست در زنجیر
عزیزم دخترم !
 آنان
 برای دشمنی با من
 برای دشمنی با تو
 برای دشمنی با راستی
اعدام شان کردند
 و هنگامی که یاران
با سرود ِ زندگی بر لب
 به سوی مرگ می رفتند
 امیدی آشنا می زد چو گل در چشم شان لبخند
 به شوق ِ زندگی آواز می خواندند
 و تا پایان به راه ِ روشن ِ خود با وفا ماندند
 عزیزم !
 پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز !
 تو در من زنده ای ، من در تو ، ما هرگز نمی میریم
 من و تو با هزاران ِ دیگر
 این راه را دنبال می گیریم
از آن ِ ماست پیروزی
 از آن ِ ماست فردا با همه شادی و بهروزی
 عزیزم !
 کار ِ دنیا رو به آبادی ست
 و هر لاله که از خون ِ شهیدان می دمد امروز
 نوید ِ روز ِ آزادی ست

 

 شعر ازهوشنگ ابتهاج

+ نوشته شده در Sun 5 Jul 2009ساعت 10:19 PM توسط مهرو ملالی |

ششم تیرماه سالمرگ "مهتاب میرزایی" نازنین

به جست و جوی تو
بر درگاه ِ کوه میگریم،
در آستانه دریا و علف.

به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول،
در چار چوب شکسته پنجره ئی
که آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد.
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
***
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.-

و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد.

پس به هیئت گنجی در آمدی:
بایسته وآزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دلپذیر کرده است!
***
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرک باد نام تو -

و ما همچنان
 دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...

احمد شاملو

+ نوشته شده در Sat 27 Jun 2009ساعت 9:58 AM توسط مهرو ملالی |

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ضرغامی
رئیس محترم سازمان صداوسیما

با سلام
عملکرد صداوسیما در چگونگی انعکاس موج عظیم اعتراضات آرام مردم در سطح کشور به خصوص مردم شریف و قهرمان تهران پس از انتخابات بی نظیر ۲۲ خردادماه هر بیننده و شنونده منصف و علاقه مند به امام و نظام جمهوری اسلامی را به تحیر واداشت. آیا آنچه که مردم شریف ایران در این چند روز خواستار آن بوده و هستند جز احقاق حق و صیانت از آرای خود بوده است؟

عدم اطلاع رسانی مناسب از خواست واقعی ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام میلیونی به خصوص در روز دوشنبه ۲۵ خردادماه که همگان آن را با راهپیمایی ایام انقلاب مقایسه نموده و حتی قابل قیاس با راهپیمایی های مرسوم ۲۲ بهمن نبوده با رسالت رسانه ملی سازگار است؟

آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می شود و انعکاس وارونه آن در صداوسیما جزو رسالت رسانه ملی است؟

آیا حمله به کوی دانشگاه توسط لباس شخصی ها که نمایندگان مجلس و مراجع رسمی و حتی مقام معظم رهبری نیز بر آن تعریض داشته اند و نسبت دادن این خشونت ها به انبوه جمعیت معترض به نتیجه انتخابات و تشبیه آنها به منافقین سال های ۶۰ جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا نسبت دادن آتش سوزی ها و آتش زدن مساجد و تخریب اموال ملت که حسب اطلاعات واصله غالبا از سوی لباس شخصی هاست و البته ممکن است بعضا تعدادی عناصر نفوذی هم سوءاستفاده کنند جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا مردمی که الله اکبرهای شبانه سر می دهند مسجد آتش می زنند؟

آیا این صداوسیما همان صداوسیمایی است که حسب فرمایش امام باید کارخانه آدم سازی باشد؟

آیا نمایش اینگونه ای اعتراضات مردمی به نوعی تطهیر منافقین سال های ۶۰ نخواهد شد.

آیا عملکرد صداوسیما، بی اعتمادی مردم را به نظام جمهوری اسلامی افزایش نخواهد داد. نشان دادن صحنه های ضرب و شتم وحتی کشتار رقت انگیز جمعی از مردم دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر این صحنه های دلخراش به وجود نمی آمد اما آیا انعکاس آن در صداوسیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است.

جناب آقای ضرغامی، به خوبی می دانید که آنانی که امروز از دولت آقای احمدی نژاد حمایت می کنند کسانی هستند که مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی هستند که نقطه مقابل تفکر حضرت امام قرار دارند و مردمی که معترض به نتایج انتخابات هستند به نتیجه انتخاباتی معترضند که در یک فرایند مهندسی شده و تقلب های فراوان، فردی را به عنوان رئیس جمهور آینده اعلام کرده است که بتواند مجری تفکر متحجرانه و تفکر نشات گرفته از مکتب آقای مصباح یزدی باشد.

جناب آقای ضرغامی عملکرد رسانه ملی قبل از انتخابات که ترویج دروغگویی، هتک حرمت، اتهام زنی، استفاده نادرست از رسانه ملی برای یک کاندیداست جای بحث طولانی دارد که در یک فرصت مقتضی باید به آن پرداخت. از شما به عنوان رئیس این رسانه ملی اکیدا می خواهم پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه های خارجی سوق ندهید.

مهدی کروبی

(این نامه تاریخ ندارد اما روز دوم تیر ۱۳۸۸ منتشر شده است)

منبع متن کامل نامه کروبی به ضرغامی

+ نوشته شده در Wed 24 Jun 2009ساعت 1:9 AM توسط مهرو ملالی |

ندای آزادی ایران! نمی دانم روز جمعه پس از شنیدن خطبه های نماز سید علی خامنه ای تو هم مانند  ملیونها ایرانی دیگر چقدر دچار انزجار گشتی که بی پروا روز شنبه ی خونین علی رغم تهدیدهای گرگ منشانه ی وی به همراه استاد وهمکلاسی هایت به خیابان آمدی.مگر تو ومن آن روز چه می خواستیم جز گرفتن حقمان؟

ندا ندا ندا ندا ندا ندا ندا ندا

 

 

ندای عزیز ایران! شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ یه عنوان ننگین ترین روز جمهوری اسلامی به ثبت رسید روزی که ایادی جلادش تیر را به گلوی تو نازنینی که برای نجات وطنت به خیابان آمده بودی شلیک کردند.ندا نه تنها ما ایرانیان، جهانیان تورا شناختند تو اسطوره گشتی و تمامی رسانه های بین المللی از تو یاد کردند الا صدا وسیمای حکومت جلادی که امروز بر ایران حاکم است. ندای خوبمان تو با چشمان بازت به ما گفتی که بیدار بمانیم  و تا نجات ایران از دست این ظالمین ایستادگی کنیم . ندا اینان نگذاشتند برای تو بزرگ مراسمی در مسجدی که به ما می گفتند خانه ی خداست بگیریم.ما نمی دانستیم خدای ایران خامنه ای است  وتا او اجازه ندهد کسی نمی تواند وارد خانه اش شود.ندا تو تا ابد زنده ای و جهانیان هیچ گاه تورا از یاد نخواهند برد.

+ نوشته شده در Tue 23 Jun 2009ساعت 12:13 PM توسط مهرو ملالی |

در پی بازداشت عبدالفتاح سلطانی وکیِل مدافع حقوق بشر و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، جمعی از وکلای دادگستری در نامه ای خطاب به مسئولان کشور به بازداشت غییر قانونی این مدافع حقوق بشر اعتراض کرده اند :

ملت شریف ایران

در پی موج دستگیری‌ها و بازداشت‌های گسترده فعالان مدنی و سیاسی بار دیگر با انجام دور جدید انتخابات ریاست جمهوری آن هم پس از گذشت فقط ۴ روز از برگزاری انتخابات همکارمان عبدالفتاح سلطانی فعال و مدافع دیرین حقوق بشر بطور غیر قانونی بازداشت شد.
ما وکلای دادگستری نحوه دستگیری و بازداشت عبدالفتاح سلطانی را نقض صریح و آشکار قانون اساسی و مقررات قانون آیین دادرسی کیفری می‌دانیم و ضمن تأکید بر رعایت اصول حقوقی از دولت ایران می‌خواهیم با احترام به این اصول به نقض مکرر حقوق شهروندان پایان دهد و نیز ضمن اعتراض به بازداشت گسترده فعالان اجتماعی و سیاسی ازمقامات مسئول می‌خواهیم فورا و بدون فوت وقت نسبت به آزادی کلیه بازداشت شدگان اقدام نماید.
عبدالفتاح سلطانی در انجام وظایف حرفه‌ای‌اش و به دلیل داشتن کارنامه درخشان دفاع از صدها تن از آزادیخواهان و قربانیان نقض حقوق بشر بازداشت شده است و این نه تنها نقض حقوق موکلان ایشان بلکه نقض قانونی است که توسط نهادهای جمهوری اسلامی تصویب و لازم‌الاجراء شده است که طبق آن وکلاء در انجام وظایفشان دارای مصونیتی هم شأن قضات هستند. بدیهی است که هیچ وکیلی بواسطه دفاع از حقوق موکلانش نباید در معرض بازداشت، تهدید و تعقیب قضائی قرار گیرد.
با توجه به نکات فوق‌الذکر از دولت ایران انتظار می‌رور هرچه سریعتر نسبت به آزادی عبدالفتاح سلطانی اقدام نماید.
ما امضاء کنندگان متن حاضر ضمن پشتیبانی از خواسته‌ به حق و قانونی ملت ایران در دفاع از آزادی و صیانت از آرائشان اعلام می‌داریم همچون گذشته در کنار ملت هستیم و از حقوق آنان دفاع خواهیم کرد و از دولت مسئولان ذیربط می‌خواهیم به اقدامات غیر قانونی جهت بازداشت‌های گسترده و غیرقانونی پایان دهد و به خواسته‌ی مردم جهت معرفی و مجازات کسانی که با تیراندازی به سوی مردم، موجبات مرگ آنان را فراهم کرده‌اند پاسخ مناسبی دهد.

اسامی وکلاء

هدی آذرنگ – حسین آقاسی – خلیل احمدزاده – طناز احمدی – مهدی اخلاقی کاسانی – زهره ارزنی – احمد ارشدی – اسدالله اسدی – شهره اسفندیار پور- دکتر هادی اسماعیل زاده – مزدک اعتمادزاده- محمدعلی افرند – دکتر اردشیر امیر ارجمند- امیر امیری – لیلا انصاری – محمد اولیایی فرد- حسن باغستانی – صفیه بهبودی- فرح ببری زاده – منوچهر بختیاری – فرزانه بداق – مریم بابایی- شبنم بشیرتاش- شیرین بشیرتاش – مریم بهرامی – دکتر سیدمحسن بهشتیان – مریم پایان طبری – مهناز پراکند – هوشنگ پوربابایی – گیتی پورفاضل – بیوک پورفریدی – سهند پیامی – مهران تقی زاده – محمد توکلی طرقی – محمد حسن تیموری – طاهره جعفر پور – مینا جعفری – دکتر کبری جعفری هرندی – آزاده جلایی – عباس جمالی – مریم جوادی اقدم – پرویز جهانگیر راد – ناصر چوبدار – شهین حاجیان – دکتر سوده حامد توسلی – علی حامد توسلی – رضا حجتی سعیدی – لیلا‌حقیقت‌خواه – صبا حقیقت – لیلا حیدری – عبدالله خاتمی‌فر – کامبیز خاکدوست – فاطمه خانی – بهاره خجسته جو – عبدالصمد خرمشاهی – فریبا خسروی – فاطمه خواجه حسینی – سوگل چراغی – محمد علی دادخواه – سارا دارابی – بهنام دارایی زاده – امیر سالار داودی – مهتا داودی – بهاره دولو – امیر رئیسیان – یحیی رایگانی – نجما رحمانی – حسن رستگار – مهدی رستمی – نفیسه رضا قلی – محمدرضا زارعی – غزال زعفرانی – افسانه ژیان – مهدی سالار نسب – مریم سبحانی – نسرین ستوده – اکبر سردارزاده – نرگس سلیمانی – سرگل سلیمی – جمشید سهیلی- سید مرتضی سید خامسی – دکتر محمد سیف زاده – مهوش شاکری – سرور شریعت – علیرضا شنوایی – شمس‌الدین شیوایی کجوری – محمد شیوایی کجوری- سارا صباغیان – شادی صدر- سحر طالبی – سید‌مرتضی طباطبائی – فرناز طبیب زاده – معصومه طهماسبی – ربابه عابدی – شیرین عبادی

علی عظیمی – ابوالفضل علیزاده – نسیم غنوی – فریده غیرت – فرخ فروزان کرمانی – آکاشا کیقباد- دکتر حسن فرهودی نیا – بابک فرهی – مرضیه فلاح – پرویز فرهادپور- عسگر قاسمی – دکتر رزا قراچورلو – مهرداد قربانی سرابی – محمود قمشال – مریم قنبری – شیما قوشه – دکتر کوروش کاکوان – محمد رسول کریمی فرد – کامران کریمی – هومن کریمی – بهمن کشاورز – شهربانو بهارک کشاورز – کریم کشاورز – مهسا کیال – مریم کیان ارثی – کیارش کیانی – لیلا گودرزی – مهران محمدلو – امین محمدی راد – منیژه محمدی – محمد حسین مدنی – نرگس مردانی – مریم مشفق – مشکانی- کیارش معتقدی – مژده معدن‌دار- افروز مغزی – عباس مقدم – شیرین ملکی – دکتر نادر منصور – مانوش منوچهری – سعیده موسوی – فروغ میرزایی – زهرا مینویی – محمد مصطفایی- سارا نجیمی – رضا نوابی – مهوش نور علیشاهی – یحیی نوروزی – مرضیه نیک آراء – دکتر صالح نیک بخت – نعیمه نیکرو – دکتر جمشید وحیدا – آیدا هوشیار حسینی – علی یاراحمدی – رضا یزدی

+ نوشته شده در Mon 22 Jun 2009ساعت 1:54 AM توسط مهرو ملالی |