ساعت ۴ رسیدم خونه از ۵ تا ۷:۴۵ خوابیدم. الان باید برم نون بخرم یه چیزی درست کنم بخورم از گرسنگی نمیرم یه وقت. بمیرمم از نظر خودم ایرادی نداره.اما خب باید موند ودید کی اجل میاد سراغم. دیگه دلم نگرفته خیلی بی تفاوتم به همه چی.
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه نا باور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده بیا فتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار باد برای من کمال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست
چکامه از محمد علی بهمنی
واقعن این همه دلسوزی برای فلسطینی ها مشکوک است بیماران آنها حتی حاضر نیستند از خون شیعیان ایرانی استفاده کنند. اما جمهوری اسلامی بخاطر اینکه اعمال داخلی اش که نقض تعهدات بین المللی است را بپوشاند تمام اخبار وبرنامه هایش را به این موضوع اختصاص داده است.دونفر در مشهد سنگسار شدند اما صدا وسیما اینقدر مردم را درگیر خبرهای غزه کرده است که این موضوع به گوش کمتر کسی رسید ووقتی هم که کار از کار گذشت دیگر فایده ای نداشت.
پس از امتحان با شیما واویس رفتیم نشر چشمه شیما می خواست کتاب سناتور را برام بخره که نداشت. رفتیم نشر ثالث اون هم نداشت.آخر سر رفتیم نشر گویا تمام کارکنانش بسیج شدند بالاخره یه نسخه ازش پیدا کردند.قرار شد آخرین روز امتحانا بهم هدیه بده اویس هم از نشر چشمه برام کله ی بودا خرید.
امتحان بعدی شنبه است.اصلن هم حوصله ندارم.
مرده خواران تکیه بر جای جهانداران زدند این سزای نا بجا الله اکبر گفتن است
۲۶ دی ۱۳۸۷
دیشب رفتم نشر چشمه یه تابلو کو چک خریدم ودو سه تا کتاب در باره ی جنگ.شاید پایان نامه ام در این زمینه باشه . هنوز تصمیم قطعی نگرفتم. آقای اسداله امرایی نازنین رو اونجادیدم که از وضع نشر وانتشار کتاب وبهانه گیری های وزارت ارشاد گله مند بود.تو این مملکت در باره ی هر چیزی حرف بزنیم به کاستی های موجود در اون زمینه پی خواهیم برد.دلم می خواد از همه چی و همه کس بی خبر باشم.دلم می خواد یه خواب طولانی برم و زمانی که از خواب بیدار می شم همه چی رو فراموش کرده باشم......

«اگر ما از افزونطلبی چشم بپوشیم جنگ هم تکرار نخواهد شد.»
کورت توخلسکی
من طرفدار حقوق بشر هستم.برایم انسان انسان است کاری به دین و رنگ پوست و... ندارم اما گروهی از انسان ها ادعایشان زیاد است وخود را کاملتر از دیگران می دانند وبا این رفتار سبب می شوند که به برابری ای که از ازل بین انسان ها وجود داشته خدشه وارد گردد.متاسفانه در دوران جدید دین سبب جدایی میان انسان ها شده وفاصله ای بسیار زیاد میان آن هاایجاد نموده است.رسالت ادیان یکی شدن به سوی خدا بوده است اما امروزه می بینیم مسلمان با یهودی مسیحی با مسلمان و...در حال نزاع وکشمکش هستند.آیا جز این است که باور وایمان انسانها باید در درونشان باشد و اگر ظاهری شد همینی می شود که می بینیم؟یهودیان خود را برتر می دانند مسلمانان و مسیحیان هم خودرا. جنگ امروز جنگ ادیان است.و از اتفاق دو کشور ایران واسراییل از این نظر که کاملن دینی هستند باهم تفاهم کامل دارند اما این تفاهم خود سبب درگیری بیشتر میان این دو شده است.جنگ ۳۳ روزه بین اسراییل ولبنان بر سر یک بهانه ی کوچک شروع شد واگر سنگ اندازی های دیگر کشورها مانند ایران نبود شاید آنقدر خسارات به بار نمی آمد. امروز هم در جنگ نوار غزه بازهم ایران با شعارهایش سبب دخالت بی جا شده است.ورفتار نا متعادل حکومت ایران سبب گشته مردم به این باور برسند که اگر حکومت فعلی ایران اینقدر به فکر حقوق بشر به خصوص حقوق کودکان وزنان است پس چرا مردم کشور خودش را از این حقوق محروم کرده است؟اگر ما بهترین کشور وبا اخلاق ترین کشور جهانیم پس نباید بگذاریم شعله های آتش جنگ های شروع شده افروخته تر گردد بلکه باید آن را با سرعت هرچه تمام تر خاموش کنیم.
اگر ما چراغی که برای خانه مان -ایران- روا است که روشن گردد برای کشور دیگری روشن کنیم مسلم است که این نا عدالتی راه به جایی نخواهد برد جز اینکه در گوشه هایی از جهان سبب شعله ورتر شدن آتش جنگهایشان شده ایم ودر گوشه به گوشه ی خاک وطنمان سبب گسترش فقر.........
از اون گوشه دنیا به این گوشه رسیدم
نگین دنیا قشنگه قشنگی شو ندیدم
هنوز غم تو وجودم عذاب سینه سوزه
نگین گریه رو بس کن
نگین دنیا دو روزه
نگین دنیا دو روزه
نگین دنیا دو روزه
چهاردهم دی ۱۳۸۷
تا به امروز بردباری پیش گرفته بودم اما دیگر به آنانی که دور و برم بودند فرصت سه باره نمی دهم گویی انگار دوستی وهمنشینی و.... بین ماها نبوده آنها را به خیر ومرا به سلامت . امیدوارم بتوانند تمرین به راستی کنند که مادر همه ی بدی ها دورغ ودورویی است.
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده نا کامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

شهرخاليست اما، شرف نخل همانا باقيست.... جام بشکسته ولي عشق، بدست ساقيست