تبليغاتX
دختری از ایران

 

 نامه سرگشاده خداياری: آقای‌جنتی! فرصت توبه را از دست داديد

فهرست نامزدهای اصلاح طلب ردصلاحیت شده توسط هیات های نظارت

امام به نظامیان: اوضاع مجلس به شما ربطی ندارد

+ نوشته شده در Thu 7 Feb 2008ساعت 1:19 PM توسط مهرو ملالی |

 

هوای ایران گرفته است.یک به یک هنرمندان واهالی فرهنگ وادب به زندگی بدرود می گویند. هفته ای نیست که خبر درگذشت هنرمندی نویسنده ای مترجمی شاعری نوازنده ای و........را نشنویم.ای کاش فضا اندکی باز می شد تا به یکبار شاهد مرگ این نازنینان نباشیم.

او نخستين عكس‌هايش را با دوربين فانوسي "زايس ايكون 6×6" با يك حلقه فيلم "اورتو كروماتيك گورت" گرفت. پدرش در "اصل چهار" يعني در طرح معروف "ترومن" شاغل بود. حسين شريفي هم متصدي عكاسي آنجا بود. گاهي از نيكول مي‌خواست در خشك كردن عكس‌ها كمكش كند، در همان چهارديواري تاريك، تمام عشق و علاقه او به عكاسي آرام آرام شكل گرفت.

شانزده ساله شد كه از پدر يك دوربين 35 ميليمتري "آرگوس" بعد هم "نيكوس اس -2" گرفت. از همان زمان بارها فاصله‌ي كرمان - ماهان را ركاب زد، عكس گرفت و حاصل آن را به تاريكخانه‌ي مقوايي‌اش رساند.

دوربين را به جاي ادامه تحصيلات دانشگاهي انتخاب كرد. فريدني عكاسي خودآموز بود.

خودش مي‌گفت: آنقدر عكس گرفتم و چاپ كردم تا ياد گرفتم. انبوه اسلايدها و نگاتيوهاي سياه و سفيدش نيز گوياي زندگي پركار اوست.

كرمان، ماهان، گيلان، اصفهان، مجموعه‌هاي ايران و ... كتاب‌هايي است كه در كارنامه‌ي پركار حرفه‌يي ثبت كرده و براي چاپ صد كتاب ديگر هم عكس دارد.

بي‌شك، بايد او را بهترين فيگورساز طبيعت دانست؛ گويا طبيعت براي او ژست مي‌گيرد؛ تا او در سكوت جزء به جزء اين استوديوي 000/648/1 كيلومتر مربعي - ايران - را با همه‌ي زيبايي‌هاي جاودانه‌اش و با دوربين هاسل پلات و لنزهاي 350 و سوپروايد ثبت كند...

عكس‌هايي از نيكول فريدوني

زندگينامه: نيكول فريدني (1314-1386)

 

+ نوشته شده در Thu 7 Feb 2008ساعت 1:29 AM توسط مهرو ملالی |

تگرگی سخت می‌بارد

گلی از شاخه می‌افتد

که را رویا،که را کابوس؟

"منصور اوجی"

 

+ نوشته شده در Wed 6 Feb 2008ساعت 4:30 PM توسط مهرو ملالی |

علت مرگ آقای بورقانی سکته قلبی اعلام شده است. او حدود دو سال پیش نیز در اثر سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود.

احمد بورقانی از نمایندگان اصلاح طلب دوره ششم مجلس بود که در تحصن تعدادی از نمایندگان این مجلس در انتهای دوره، شرکت داشت.

او در دوره ششم عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و عضو هیات رئیسه بود. او در دوره ای سخنگوی هیات رئیسه نیز بود.

احمد بورقانی پیش از ورود به مجلس و در ابتدای دولت اول سید محمد خاتمی و وزارت عطاءالله مهاجرانی، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد بود.

بسیاری از روزنامه نگاران دوره مدیریت آقای بورقانی در وزارت ارشاد را از دوره های طلایی روزنامه نگاری در بعد از انقلاب می دانند.

در سابقه آقای بورقانی، ریاست دفتر ایرنا در سازمان ملل متحد، سخنگوی ستاد تبلیغات جنگ (در دوره ریاست سید محمد خاتمی بر این ستاد)، سردبیر و مدیر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و خبرنگاری دیده می شود.

 
+ نوشته شده در Sat 2 Feb 2008ساعت 9:41 PM توسط مهرو ملالی |

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید.

+ نوشته شده در Fri 1 Feb 2008ساعت 1:16 PM توسط مهرو ملالی |

 

دیروز بخاطر نیازمندیهای روزنامه همشهری این روزنامه رو خریدم.نگاهی به صفحاتش انداختم یه ویژه نامه برای روزهای باشکوه!!!!انقلاب داشت که در یک قسمت این ویژه نامه با "محسن رفیق دوست" راننده ی امام در روز دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ مصاحبه ای شده بود که واقعن منو به فکر فروبرد که ای داد اینا کی هستن خدای من؟در این جا گوشه هایی از مصاحبه رو می نویسم.

 

به پیشنهاد شهید مفتح من راننده شدم...یکی از روزها که جلسه ی شورای انقلاب در مدرسه ی رفاه تشکیل شده بود شهید مفتح از من پرسید قرار است چه کسی راننده ی ماشین باشد؟

گفتم: هرکسی که شورا انتخاب کند.. گفت: به شخصه کسی بهتر از تو سراغ ندارم.اما این موضوع را جایی مطرح نکن که مشتری زیاد دارد. رفیق دوست در ادامه گفت: آن ۳ساعت رانندگی یک طرف ۶۷ سال زندگی ام یک طرف.

وی افزود در خیابان منیریه یکی از جوانان معروف این منطقه از پنجره ماشین آویزان شد ودر نزدیکی صورت حضرت به خاندان پهلوی ناسزا وفحش های رکیک می داد چند بار با دادو فریاد از وی خواستم این کار را انجام ندهد وحتی در لحظه ی آخر کلمه ای زشت از دهانم خارج شد امام فرمودند اختیار این فرد دست خودش نیست تو که اختیار داری این گونه صحبت نکن....

پس از استقرار حضرت امام در مدرسه علوی بانوان زیادی برای دیدار با ایشان به محل مراجعه کردند.به دلیل ازدحام جمعیت بارها شده بود که برخی از بانوان دچار بیهوشی موقت شدند واز آنجایی که تمامی پرسنل مرد بودند امکان مراقبت از آنها نبود خدمت امام اعلام کردیم که اگر اجازه دهند به طور موقت بازدید بانوان متوقف شود. ایشان فرمودند شما تصور می کنید اعلامیه های من یا سخنرانی های شما شاه را بیرون کرد؟هرچه سریعتر اسباب آسایش این عزیزان را فراهم کنید.....

از ین مصاحبه ها که در روزهای سالگرد انقلاب زیاد منتشر می شه یا از صدا وسیما پخش می گردد  می توان متوجه ی نکته های فراوانی شد.

پس این آقایون خود به نیروی زنان ایمان دارند که همچنان در صدد حذف وخاموشی  زنان برآمده اند وکلمه یwomen را در اینترنت فیلتر وماهنامه ی زنان را توقیف کردند واعضای کمپین یک ملیون امضا را در منگنه گذاشته اند.اما همانطور که به قول امام این زنان بودند که انقلاب را به نتیجه رساندند بازهم خواهند توانست اینگونه عمل کنند حتی اگر فیلتر شوند، توقیف شوندو....... 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در Thu 31 Jan 2008ساعت 1:56 PM توسط مهرو ملالی |

 

۱۰ بهمن را نمادی خواهیم ساخت از هم اندیشی گسترده ی همه ی وبلاگ نویسان ایرانی در حمایت از آزادی همه ی دانشجویان در بند. آری! باور ما این است... ۱۰ بهمن برای انجام حرکتی بشر دوستانه و رهایی دوستانمان از زندان گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم. ۱۰ بهمن برای انجام فعالیتی صلح جویانه و به دور از هر گرایش حزبی٬ فارغ از ایدئولوژی های متفاوت و تنها برای آزادی جوانان ایرانی گرد هم آمده ایم و تا پایان راه با هم می مانیم. ۱۰ بهمن به امید آزادی شان و برای رهایی شان در کنار هم می مانیم و نشان می دهیم٬ هر کجا که باشیم٬ در همه ی روز های سخت تا آزادی همه ی دانشجویان در بند که همگی از نخبگان علمی و اخلاقی ایران هستند٬ هر چه در توان داریم به کار می بندیم و از پای نخواهیم نشست.

+ نوشته شده در Wed 30 Jan 2008ساعت 2:14 AM توسط مهرو ملالی |

امشب با دختر خالم کلی خوش گذشت سر کوچکترین چیزی از ته دل می خندیدیم  .شب خوبی بود منم فردا یه امتحان سخت دارم شاید چون دوستش ندارم به نظرم سخت میاد.فردا ساعت ۲ امتحان حقوق  هوا وفضا دارم. این همه درس های اختیاری خوب هست نمی دونم چرا این درس رو ارایه دادن ؟ دارم روز شماری می کنم که  امتحانا زودتر تموم شه دلم برا مامان و بابام یه ذره شده. امروز  ظهر زنگ زدم خونه مامانم تازه از سرکار اومده بود ومی خواستن دوتایی ناهار بخورن. گفتم مامان من نیستم خوش می گذره؟الهی بمیرم مامانم گفت نه مامان کاش بودی جات خیلی خالیه حتی دلمون برا غر زدن هات این غذارو می خورم واون غذارو نمی خورم ها و..... تنگ  شده.پارسال این موقع آرزوم بود تنها زندگی کنم امسال دلم  هوای روزهای گذشته را کرده. 

"Antony Robins"می گه:چه دیر می فهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنش را آرزو می کردیم!

+ نوشته شده در Tue 29 Jan 2008ساعت 0:36 AM توسط مهرو ملالی |

کوي دانشگاه بوي 18 تير ميدهد. بوي انفجار. بوي آتش و گلوله و خون. بوي آزادي. با دانشجويان همصدا شويد

+ نوشته شده در Tue 29 Jan 2008ساعت 0:8 AM توسط مهرو ملالی |

50th anniversary of the LEGO brick

یادش به خیر بچگیامون چقدر با لگوهای کوچک وبزرگ چیزای قشنگ می ساختیم.

لگو وسيله ی خوبیه چون خلاقيت بچه‌ها را پرورش مي‌ده و آنها را وادار به تفکر و ساختن مي‌کنه.

History of Lego

+ نوشته شده در Mon 28 Jan 2008ساعت 9:53 PM توسط مهرو ملالی |

هولوکاست

مجمع عمومی سازمان ملل در ماه ژانویه 2005 که مصادف با شصتمین سالگرد آزادسازی اردوگاه مرگ آشوویتس بود، نشست ویژه ای برای گرامیداشت یاد قربانیان برپا کرد و همان سال نمایشگاه تصاویر و اسناد جنایات نازیها در تالارهای ویژه ای در مقر سازمان ملل در نیویورک و شعبه سازمان در ژنو برپا گردید.

تسیپی لیونی معاون نخست وزیر و وزیر خارجه اسرائیل با انتشار بیانیه ای اقدام مجمع عمومی را شادباش گفت و از دبیرکل مجمع عمومی به خاطر تلاشی که در این راه کرده قدردانی بعمل آورد. در بیانیه خانم لیونی از جمله آمده است: این قطعنامه از نظر سیاسی و اخلاقی دارای اهمیت بسیار والائی است زیرا نشان می دهد که ملتهای جهان تعهد اخلاقی دارند که شهروندان و دانش آموزان کشورهای خود را با ماهیت و ابعاد هولوکاست آشنا سازند و یاد آن را زنده نگاه دارند و با انکارگران شوآ مبارزه کنند. این تعهد مجمع و وظیفه اخلاقی این سازمان جهانی نسبت به قربانیان هولوکاست و آنانی است که از آن جان بدر بردند – و همچنین تذکر و یادآوری به همه جهانیان که باید همه تلاش خویش را به کار گیرند که هرگز دیگر چنین جنایاتی تکرار نشود.

پی نوشت:متن این قطعنامه را من برای درس متون حقوقی ام ترجمه کرده ام برای کسانی که می خواهند دیدگاه نمایندگان کشورهای مختلف را نسبت به انکار این واقعه ی تاریخی بدانند در صورت درخواست  به وسیله ی ایمیل می فرستم.

.

 

 

+ نوشته شده در Sun 27 Jan 2008ساعت 9:28 PM توسط مهرو ملالی |

امروز امتحان حقوق بین الملل خصوصی داشتیم با خانم دکتر ارفع نیا .یه کتاب دویست وخورده ای صفحه با ۲ تا جزوه یکی "ازدواج زن ایرانی با مرد افغانی" یکی دیگه "کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان "من که جزوه‌ی اولی رو خیلی وقت پیش یه نگاهی انداخته بودم که خدارو شکر ازش یه سوال هم نیومده بود.اما از کنوانسیون یه سوال ۴ نمره ای اومده بود که اگر می خواستم جواب واقعی رو بنویسم نمره ای عایدم نمی شد مگر ۱ نمره چون از اول با دلیل می نوشتم تطابق قوانین با موازین اسلامی تمام قوانینمان را ضد بشری کرده. نگید نه !چون شورای نگهبان با دلیل اومده وگفته کنوانسیون مغایرت داره با موازین اسلامی مثلن قصاص دیه ارث  ...اگر بخواد به نحو تساوی بین زن ومرد اجرا بشه با مقرارات اسلامی اختلاف صریح داره.یا زن حق نداره قاضی بشه یا مرد می تونه ۴ تا زن بگیره اونم به طور دایم به طور موقت که می گن هزارتا هم می تونه بگیره حالا قربانی این ازدواج های متعدد مرد کیه؟ خب معلومه زن.

اینا موارد خیلی سطحی وعامیانه اش هست اگردقیق تمامی قوانین اسلامی را مطالعه کنیم می بینیم ای داد بیداد چه کرده این اسلام ناب محمدی.....تازگیا صحبت از قرائت جدید از اسلام وفقه پویا و از این مسایل می شه بابا جون دنیا داره پیشرفت می کنه ما هنوز درگیر اینیم که دخترا با پوشیدن چکمه باعث تحریک پسرا می شن و هر تار موی زن  را که نامحرم ببینه در جهنم مانند طنابی بر گلوی او تابیده می شود. باتمام این درس های به ظاهر اخلاقی که داده می شه می بینیم که بی اخلاقی وفساد بیشتر گسترش پیدا کرده.من نمی دونم اون گروه از زن های دنیا که  مسلمان نیستندو تعدادشان هم کم نیست قراره به جهنم  برن و زنان محجبه ی مسلمان ازنعمات بهشت سیراب بشن. تورو خدا دست از این عوامفریبی ها بردارید هرچی بیشتر حق وحقوق انسانها را با قوانین اسلامی تان محدود کردید وضعیت جامعه  نابسامان تر گشته....

+ نوشته شده در Sat 26 Jan 2008ساعت 6:24 PM توسط مهرو ملالی |

 


نیست تردید زمستان می گذرد وز پی اش پیک بهار با هزاران گل سرخ بی گمان می آید... بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند. آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)- سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)- بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) - علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)- امیر مهرزاد ( دانش آموز)- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)-٬ سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )- فرشاد دوستی پور- سهراب کریمی - جواد علی زاده- محمدصالح ایومن - مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) سعید آقاخانی - مجید اشرف نژاد- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)-عابد توانچه (پلی تکنیک)-سروش دشتستانی-امین قضائی-بیژن صباغ (دانشگاه مازندران)-آناهیتا حسینی (دانشگاه تهران)-مرتضی خدمتلو-محمد پور عبدالله (دانشگاه تهران)-بیتا صمیمی زاد (دانشگاه پلی تکنیک)-بهزاد باقری( دانشگاه تهران)-سروش ثابت (دانشگاه شریف)-مرتضی اصلاحچی( دانشگاه علامه)-مصطفی شیروانی طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند. علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده است. ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند" تغییر دهیم. به اميد آزادي تمامي یارانمان
+ نوشته شده در Fri 25 Jan 2008ساعت 3:25 PM توسط مهرو ملالی |

 نمی‌دونم چی می‌خوام بنویسم فقط اینو می‌دونم که با نوشتن یه ذره آروم‌تر می‌شم.اینجایی که هستم  تنها وسیله‌ا‌‌ی که برای ارتباط با دنیای خارج وجودداره به‌جز موبایل وتلفن اینترنتیه که اکنون توش هستم.نه رادیویی دارم نه تلویزیون وبه تبعش نه ماهواره تازه لوله‌ی بخاریم هم داغ نمی‌شه وشعله اش قرمز می‌سوزه.... با کمترین امکانات دارم تنهای تنها زندگی می‌کنم.اینجوری زندگی کردنم باید تجربه می‌کردم تا زمانی که می خوام درباره‌ی سختیهاش نظر بدم خودمم لمسش کرده باشم.دیگه حوصله‌ی خبر داشتن از بی‌مزه بازی‌های شورای نگهبان ورد صلاحیت کردن نیروهای خودی نظام رو ندارم.اینجور که پیداست دایره‌ی خودیها در نظام مقدس!!!!!جمهوری اسلامی ایران روز به‌روز در حال کوچک‌تر شدن است.

من به کم وکاست‌های موجود در هیچ جای دیگر دنیا کاری ندارم فقط اینو می‌دونم که.روز به روز داره برام روشن‌تر می‌شه که در ایران آزادی مفهومی نداره.امنیت در هر زمینه اش در حد صفر وگاهی زیر صفره.ایران داره فنا می‌شه .من  کاری به اپوزسیون خارج از کشورندارم من به عنوان یک انسانی که نزدیک به سه دهه داره در این مملکت زندگی می‌کنه وکودکیش ‌رو در بدترین روزهای جنگ سپری کرده دوران نوجوانی ‌اش را در خفقان  وبا کتاب‌های بی محتوای درسی بدون هیچ گونه تفریح استانداردی گذرونده واکنون دوران جوانیش راهم در بدترین شرایط اقتصادی اجتماعی فرهنگی داره هدر می‌ده. فهمیدم که مسوولان نظام به اصطلاح مکتبی ومردمی ایران دست رو هرچی گذاشتن خراب‌ترش کردن.نه دیپلماسی بلدن نه از اقتصاد چیزی می‌فهمن نه اصلن معنا وکاربرد فرهنگ را بلدند.واجازه‌ی دخالت به آنانی که اندکی بیشتر می‌دانند راهم حاضر نیستند بدهند.دنیا به ما می‌خنده نه به‌خاطر قیافه‌ی ناجور رییس‌جمهورمون بلکه به‌خاطر کارهای زشت ونسنجیده‌ی ‌وی وبه مایی که صدامونو خفه کردیم وفقط نظاره گر وضع موجودیم.او ن وقتا که دانش آموز بودیم تو کتاب‌های تاریخمون می‌خوندیم در فلان سلسله هرصدایی از مردم بلند می‌شده ‌به‌وسیله‌ی دستگاه حاکم سرکوب می‌شده ودرانتها همان سلسله یا به‌دست نیروهای بیگانه ازبین می‌رفت یا ‌به ‌وسیله ی قیام‌های مردمی که از سرکوب خسته نمی‌شدند.دقیقن اکنون ایران همان وضعیت رو داره.مردم قیام می‌کنند ولی سرکوب می‌شن آن‌قدر روزها برآنها سخت می‌گذرد که عده‌ای حاضرند کشور بیگانه‌ای مانند آمریکا که قدمتی ندارد با حمله‌ی نظامی به کشورشون آن‌هارا از دست نظام دیکتاتوری نجات دهد .....در این‌جا باید گفت وای برما که چنین گشتیم!!!

+ نوشته شده در Thu 24 Jan 2008ساعت 7:56 PM توسط مهرو ملالی |

در این سرا‌ی بی کسی   کسی به در نمی‌زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی‌زند

 

یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی‌کند

کسی به کوچه سار شب در سحر نمی‌زند

 

نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

 

عزیز  عزیز  عزیزانم   عزیز  عزیز  عزیزانم

 

گذرگهیست پر ستم  که اندرو به غیر غم

یکی صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

 

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته‌ات

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

                                   

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندنم  سزاست

وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

+ نوشته شده در Thu 24 Jan 2008ساعت 2:10 PM توسط مهرو ملالی |