تبليغاتX
دختری از ایران
دلم میخواست که در آن شب کنار بسترت بودم
سرشک غصه هایت را زچشمت پاک میکردم
دلم میخواست غمهای درونت را
به تند باد بهاری میسپردم
یا که می بردم به تابوتی و در شنزار سوزان کویری خاک میکردم
دلم میخواست فریاد جگرسوز ترا
در کائنات پژواک میکردم
دلم میخواست فغانی میکشیدم آی!!!!
دل من هم زداغ مادری فرسوده میگیرد
ز نسلی اینچنین خاموش و بس بیهوده میگیرد
ازآن گلهای پر امید که پرپر شد چنین بیهوده میگیرد
بدان.... آن کو دلی پر خون اما خنده بر لبهای خود دارد
چو شمعی نور میتابد ولی آهسته میمیرد
اگر شهر سکوت تو چنین خاموش و بی رنگ است
اکر در سینه یاران تو خروارها سنگ است
اگر از نامرادیها دلت تنگ است
بدان در این دیار دور
در این بیگانه خاک رنگی و پرنور
دل من با تو یکرنگ است

(شعر از خسرو نکونام)

+ نوشته شده در Thu 14 Jun 2007ساعت 3:55 AM توسط مهرو ملالی |

                                 

دوازدهم ماه ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودکان است. ميليونها کودک در سراسر جهان، درشرايطی رقت بار برای تامين معيشت خانواده خود مشغول به کارند. برای مثال، بر اساس آمار سازمان ملل متحد يک ميليون کودک تنها در معادن مختلف در جهان، به کار مشغولند.
سازمان ملل با اختصاص روزی به اين کودکان، قصد دارد جامعه جهانی را متوجه خطراتی کند که کار کودکان می تواند متوجه روح و جسم آنان کند و نیز اثرات منفی ایی که این پدیده می تواند برای آینده جوامع در بر داشته باشد.

           

 

بهره کشی از کودکان تعرضی است آشکار بیرحمانه و غیر انسانی به حقوق کودک

تا کودک مجبور به کارکردن است و به نان آور خانه و خانواده تبدیل میشود؛ تا کار کودکان در جامعه خریداری می شود، تا قانون در برابر این بی حقوقی سکوت می کند و دولت نمی خواهد به حقوق از دست رفته کودکان رسیدگی کند؛ تا خانواده به کار کودکان نیازمند است و نمی تواند به نیازهای واقعی و انسانی آنها پاسخ دهد؛ جامعه این قساوت و بیرحمی به کودکان را درخود هضم میکند... جامعه، قانون، دولت، خانواده، بازار آزاد و در مجموع سیستم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه مقصر و بانی ضایع کردن حقوق کودک هستند

كودكان امروز، رفاه را امروز مي خواهند تا فردا شهروندان سالمي باشند و بزهكار و مجرم خطاب نشوند.

كودكان امروز، آرامش و نشاط را، امروز می خواهند تا فردا افسرده، بيمار و جانی قلمداد نشوند .

كودكان امروز، آزادی و دموکراسی را، امروز می خواهند تا فردا اخلالگر، شورشی و تروریست ناميده نشوند.

كودكان امروز، برابری و آزادی رشد و اندیشه را، امروز مي خواهند تا فردا محكوم به حبس در طبقه بندی های جنسی، شهروندی درجه ای، تضادهای قومی و نژادی و افكار و زندگی ارتجاعی و اجباری نشوند.

كودكان امروز جهان سالاران فردايند. همچنانكه كودكان ديروز جهان سالاران امروز.

بگذاريد امروز، كودكان در آزادی، برابری، امنیت و رفاه زندگی کنند تا جهان فردا از فقر و بيماری، وحشت و ناامنی، جرم و جنایت، حبس و بند، ترور، تبعیض و ارتجاع بری باشد.

 

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته کودک و نوجوان

 

+ نوشته شده در Tue 12 Jun 2007ساعت 7:37 AM توسط مهرو ملالی |

22 خرداد سال 1385 در سالگرد روز همبستگی زنان ايران، جنبش زنان شاهد وقوع اتفاقی مهم و تاريخی در تاريخ يکصدساله خود بود. فضای اجتماعی آن زمان _ که به دلايل مختلف _ دچار بهت زدگی و انفعال نسبی شده بود، فعالان جنبش زنان و در مجموع جامعه مدنی را نيز از حرکت بازداشته بود و ما شاهد رکود و سردرگمی در بخش های بزرگی از جنبش زنان بوديم. اما تجمع گروه هايی از زنان در ميدان هفت تير به مناسبت سالگرد 22 خرداد (سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 1384)، با همراهی و همت جنبش دانشجويی و ديگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سنديکايي، نه تنها اين بهت زدگی و انفعال را شکست و لزوم تداوم فعاليت های زنان را فارغ از جناح بندی های سياسی يادآوری و تثبيت کرد، بلکه بحث حقوق برابر زنان را که خواسته اين تجمع بود به شکلی بسيار گسترده تر از پيش در سطح جامعه و افکار عمومی مطرح ساخت. از سوی ديگر اين حرکت به رغم تصور برخی نه تنها به ريزش نيروهای جنبش زنان منتهی نشد بلکه به عامل موجهی برای انسجام مجدد نيروهای مختلف درون جنبش زنان تبديل شد، و مهم تر از آن باعث شد نيروهای جديد و تازه نفس به جنبش زنان جذب شوند و ,کمپين جمع آوری يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيض آميز, شکل بگيرد، در نتيجه با آغاز به کار اين کمپين مردمي، خواسته های اين جنبش را در ابعاد بسيار وسيعي، با روش های خلاق و نوآورانه (از جمله روش چهره به چهره / کو به کو) به ميان نيروهای مختلف اجتماعی تعميم دهد. در واقع تجمع اعتراضی و مسالمت آميز 22 خرداد در ميدان هفت تير باعث تکثير جنبش زنان و نيز طرح گسترده تر مطالبات برابری خواهانه زنان شد. فشارها شدت می گيرند و هزينه ها بالا می رود اين دستاوردهای مثبت اما پيامدهای منفی نيز برای برخی از فعالان حق طلب جنبش زنان به همراه داشت. پس از تجمع 22 خرداد، با تولد کمپين يک ميليون امضاء و در نتيجه گسترش اهداف و خواسته های حقوقی اين تجمع در افکار عمومي، نيروهای مخالف برابری حقوقی زنان نيز از پای ننشستند، چنانچه در طی يک سال گذشته ما شاهد گسترش دستگيری ها، اتهام های ناروا، احضار و بازجويي، همچنين درخواست وثيقه های کلان و احکام سنگين برای برخی از فعالان زن هستيم. در واقع از 22 خرداد سال گذشته تاکنون شاهد 121 مورد بازداشت و زندانی شدن فعالان جنبش زنان بوده ايم، نزديک به يک ميليارد تومان وثيقه و کفالت برای آنان صادر شده است و احکام صادره برای آنان مجموعا 14 سال حبس تعليقی و نزديک به 9 سال حبس قطعی (تعزيری) بوده است. البته ما پيش بينی می کرديم به ميزانی که خواسته های حق طلبانه زنان عمومی تر شود به همان ميزان واکنش و محدوديت در برابر آن، از سوی برخی از صاحبان قدرت (که اين خواست های عادلانه را با منافع خود در تضاد می بينند) گسترش خواهد يافت. به همين سبب است که مشاهده می کنيم در طول ماه های اخير، فشار و تهديد و احضارهای زنجيره ای برای خانه نشينی مدافعان حقوق برابر، نه تنها بر فعالان جنبش زنان که در ميان همه قشرهای مختلف زنان به طور منظم و برنامه ريزی شده دنبال می گردد. گويی نه فقط تجمعات اعتراضی زنان بلکه افزايش خودباوری و ارتقاء سطح مطالبات زنان به منظور بهبود زندگی خود (و دخالت هرچه بيشتر در سرنوشت و زندگی خويش)، علت گسترش فشارهای مختلف بر آنان شده است. دستگيری های گسترده زنان به بهانه مبارزه با بدحجابي، بحث بازداشت زنان را از دايره فعالان جنبش زنان به بخش عظيمی از زنان جامعه تعميم داده است. بسياری از زنان ايرانی صرفا به دليل تفاوت سليقه در نوع پوشش خود نسبت به معيارهای شخصی برخی از مسئولان، امروز مورد هجوم نيروهای انتظامی قرار می گيرند. اکنون بر اساس گزارش های منتشره تعداد 14635 نفر در مناطق مختلف کشور بازداشت شده و 67 هزار نفر نيز به خاطر پوشش خود تذکر دريافت کرده اند. ابعاد اين فاجعه در آن جاست که به نظر می رسد هدف چنين برخوردهای خشونت آميزي، نهادينه کردن تدريجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، يعنی خانه نشين کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای کشور. ايجاد محدوديت های گسترده در راه جنبش های اجتماعی از سوی ديگر جنبش دانشجويی که با تاثيرگذاری رو به افزايش دختران دانشجو، پرطراوت و زنانه تر شده و پيوندش با جنبش زنان، عمق بيشتری يافته، از همان ابتدای سال تحصيلی با مشکلات متعدد و چندجانبه مواجه شده است. در يک ساله اخير در عرصه دانشگاه، خانه نشين کردن زنان از طريق اعمال طرح ,سهميه بندی جنسيتی در دانشگاه ها,، دنبال شد که در واقع هدف اصلی اين طرح (يعنی کاهش پذيرش دختران به بهانه موهوم ,گرفتن جای مردان,) عقب راندن زنان از عرصه آموزش عالی کشور است. فعالان جنبش دانشجويی در اکثر دانشگاه های کشور با برخوردهای امنيتی بسيار گسترده ای مواجه شدند: برخی از دانشجويان پذيرفته شده در کارشناسی ارشد را ,ستاره دار, کردند و از ميان آنان هنوز تعدادی از ثبت نام محروم هستند. از برگزاری انتخابات آزاد تشکل های دانشجويی در دانشگاه های مختلف با انواع و اقسام روش ها، ممانعت به عمل آوردند. با اجرای بسياری از برنامه های فرهنگی و آموزشی انجمن های دانشجويی (از جمله برگزاری مراسم 8 مارس) مخالفت شد. در يک ماهه اخير نيز شدت برخورد به دانشجويان بالا گرفته و برخوردهای قهری و فيزيکی با آنان افزايش يافته است. بيش از صد تن از دانشجويان به کميته های انضباطی فراخوانده شده، يا برای چند ترم از تحصيل محروم شده، يا به دانشگاه ممنوع الورود شده اند (برای نمونه مهديه گلرو، ماندانا چترچي، فهيمه شجاعي، حميده حسيني، مريم سيد کريمي، عسل اخوان) و يا از تسهيلات رفاهی محروم شده اند (برای نمونه صديقه بيگدلی ). از سويی تجاوز به يک دختر دانشجو در کرمانشاه بيم تداوم چنين برخوردهايی را به دختران دانشجو گسترش داده و دستگيری و بازداشت برخی از مدير مسئولان نشريات دانشجويي، وضعيت دانشگاه ها و امنيت دانشجويان را بيش از پيش دچار بحران کرده است. از سوی ديگر مشاهده می کنيم که به تازگی اساتيد دانشگاه ها نيز به دلايلی موهوم و تحت تاثير نگرش ,توهم توطئه, با عناوينی هم چون ,سوء استفاده بيگانگان از اساتيد, مورد خطاب نيروهای امنيتی قرار گرفته اند. اما اين تنها جنبش های زنان و دانشجويی نبودند که متحمل برخوردهای خشونت آميز شدند بلکه آموزگاران (که نيمی از آنان را زنان تشکيل می دهند) نيز از اين هجمه ها بی نصيب نماندند و با آنان نيز که تنها به طرح مطالبات صنفی و حقوقی خود پرداخته بودند، برخوردهای خشونت آميزی صورت گرفت. زنان معلم (همچون ثريا دارابی و طيبه ميرزايی) به دليل طرح درخواست های صنفی مانند افزايش حقوق، به زندان افتادند و اکنون اين قشر زحمت کش و فرهيخته کشورمان، با هتک و توهين و زندان و احضار و بازجويي، و نيز پرداخت وثيقه های سنگين و تعليق از کار، گرفتار شده است. کارگران شرکت واحد و خانواده های آنان نيز از برخوردهای پليسی و خشونت آميز به شدت در عذاب اند. برای فعالان جنبش سنديکايی که تنها خواستار حقوق صنفی خود هستند احکام سنگين صادر شده است (برای نمونه پنج سال حبس برای منصور اسانلو) همچنين بسياری از کارگران شرکت واحد از کار خود تعليق يا اخراج شده اند. اين درحالی است که همه می دانيم بار سنگين اين اخراج ها و تعليق ها را بيش از همه، زنان در خانواده ها به دوش می کشند. از سوی ديگر به نظر می آيد به جای برابری حقوقي، برابری در برخوردهای امنيتی بين زنان و مردان از سوی برخی مسئولان دنبال می شود. به طوری که از ميان چهار نفر از کسانی که دارای تابيعيت دوگانه هستند و به اتهام های مختلف بازداشت يا ممنوع الخروج شده اند، دو تن از آنان زن هستند: نازی عظيما که مدت هاست ممنوع الخروج شده و هاله اسفندياری که بدون دسترسی به وکيل در زندان بسر می برد. مهاجران افغانستان هم بی نصيب نماندند اما در اين ميان مهاجران افغانی نيز از تيغ حمله به دور نمانده اند و طرح بازگشت افغان ها چنان ناگهانی و با شدت و خشونت غيرانسانی دنبال می شود که گويی قرار است با دشمنان يک ملت برخورد شود. متاسفانه در اين ميان وضعيت زنان ايرانی که با مردان افغانی ازدواج کرده اند به دليل قانون تابعيت نابرابر در قوانين کشور ما، اسف بار شده است و کودکان شان در بلاتکليفی و محروميت از حق اوليه مدرسه رفتن و تحصيل، روبه رو هستند. اين ها به علاوه دستگيری و اخراج گسترده و ناگهانی مردان افغان از محل کارشان، باعث شده زنان و کودکان آنان در وضعيت اضطرار و بی پناهی و خفت قرار بگيرند. گسترش خشونت ها در سطح جامعه قاتلان ,خودسر, که با رای و قضاوت شخصی خود (دادن حکم مهدورالدم به افراد) هموطنان خود را به قتل رسانده اند، تبرئه می شوند (نمونه اش قاتلانی که به بهانه مهدورالدم بودن چند نفر از همشهريان شان در شهر کرمان، آن ها را به قتل رساندند و در دادگاه تبرئه شدند)، اما ولگردان بخت برگشته و ,اوباشانی, که خود معلول فساد و فقر اقتصادی و فرهنگی اين جامعه هستند، به جای برخوردهای فرهنگی و آموزشی با آنان و خشکاندن زمينه های رشد چنين پديده هايي، با خشونت های عجيب و غريب و باورنکردنی چنان با آن ها در ملاء عام برخورد می شود که گويا قرار است با اين روش ها، خشونت و زورگيری را در بافت فرهنگی جامعه و در اذهان کودکان مان نهادينه سازند. اين درحالی است که نهادينه ساختن چنين فضاهای خشونت باری در جامعه بيش از همه در نهايت گريبان زنان را خواهد گرفت. زيرا اگر چرخه خشونتی چنين عريان و وقيحانه بر فضای شهرمان حاکم شود، خشونت های پنهان و آشکار بر زنان و کودکان (که ضعيف ترين حلقه های جامعه هستند) بی ترديد با شدت هولناک تری گسترش خواهد يافت. در چند ماهه اخير، ديگر گروه های اجتماعی که شامل زنان نيز می شوند از برخوردهای خشن مصون نمانده اند، از جمله گروه های مختلف قومي، مذهبی و زبانی (هم چون بازداشت های گسترده فعالان اجتماعی و روزنامه نگاران در آذربايجان و کردستان و يا گروه های مذهبی مانند دراويش گنابادی) و نيز گروه های مختلف موسيقی و ديگر هنرمندان، با محدوديت های بسيار بيشتری نسبت به گذشته روبه شده اند. اين چهل تکه نابسامانی ها و خشونت های رسمی در جامعه ما، در تحليل نهايی به زنان و کودکان بی پناه صدمه خواهد زد. يعنی سر آخر همه کاسه کوزه ها بر سر زنان در خانه ها شکسته خواهد شد. زيرا هر قدر که خشونت در جامعه گسترش يابد، سرانجام با توجه به بی حقوقی و بی قدرتی زنان، همه سنگينی آن بردوش زنان سرشکن خواهد شد. زيرا از آن جايی که زنان در نظام سلسله مراتبی موجود، بدون پشتوانه حقوقي، در قاعده هرم قدرت قرار دارند، هنگامی که خشونت از راس هرم جامعه جاری می شود اين زنان و طبقات فرودست و تحتانی جامعه هستند که در معرض بيشترين عوارض آن قرار می گيرند. از سوی ديگر عمق خشونت های اعمال شده در جامعه را هنگامی می توان درک کرد که آن را در چارچوب بزرگتری که ناشی از تنش سهمگين بين المللی دولت ايران با ديگر کشورهاست در نظر بگيريم. بی شک اعمال اين خشونت های داخلی در شرايط کنونی که ايران به دليل سياست های تنش آفرين در بحران و زير ذره بين جهانيان قرار گرفته و در معرض قضاوت مستقيم افکار عمومی بين المللی است، اوضاع را بغرنج تر می کند يعنی چنين برخوردهای خشونت آميزی فقط در سطح گسترش اعتراضات داخلی باقی نمی ماند بلکه به سرعت ابعاد بين المللی به خود می گيرد و بنابراين مجموعه جامعه ما را در معرض تنش و خشونت های بيشتری قرار می دهد. مرغزار اميد و روشنايی البته اين وضعيت، فقط يک روی سکه زندگی اجتماعی ما يعنی سويه تاريک آن است. سويه روشن آن اما حضور و پايداری فعالان جنبش زنان (همپای کنشگران ديگر جنبش های اجتماعی) در عرصه های مختلف و مقاومت آنان برای تداوم حضورشان در فضاهای عمومی و مبارزات عدالت خواهانه است که نويد اعتلا و نشان از بلوغ جامعه زنان کشورمان دارد. ارتقاء آگاهی و گسترش مطالبات زنان و مقاومت مستمر و آرام آنان طی يک سال گذشته در جهت تداوم فعاليت های برابری خواهانه شان در قالب های نوين (به ويژه کمپين جمع آوری يک ميليون امضاء برای اصلاح و تغيير قوانين تبعيض آميز) و تاثير بلافصل اين فعاليت ها و مقاومت ها بر تصميم سازان مملکتی (برای نمونه مطرح شدن برابری ديه زنان و مردان در مجلس و طرح افزايش سن مسئوليت کيفری در قالب لايحه تشکيل دادگاه های اطفال) از پيروزی های درخشان و قابل ستايش حرکت رو به جلوی زنان و حاکی از قابل تحقق بودن خواسته های اين کمپين مردمی است. از اين رو به نظر می رسد اکنون بر خلاف سال های گذشته، حرکت های سازمان يافته زنان (در قالب کمپين های مختلف از جمله کمپين يک ميليون امضاء، کمپين قانون بی سنگسار و شکل گيری گروه زنان و صلح و...) چنان گسترشی يافته که در شرايط کنونی حفظ و تعميق آن ها می تواند نياز عاجل تری برای جنبش زنان قلمداد شود. از اين منظر است که ما مدافعان حقوق برابر در آستانه 22 خرداد، سالگرد روز همبستگی زنان ايران، با توجه به شرايط بغرنج و پيچيده جامعه و با وجود رنجی که از خشونت های اعمال شده به اقشار مختلف در قلب دردمندمان داريم، از يک سو به مسئولان کشور هشدار می دهيم که اين برخوردها و خشونت های نابخردانه برخی از مسئولان امنيتي، کل جامعه را در معرض تنش شديد قرار خواهد داد. و از سوی ديگر به پاس فعاليت های تعميق يافته جنبش زنان در قالب ,طرح آموزش چهره به چهره, در شناخت قوانين تبعيض آميز و جمع آوری يک ميليون امضاء، و مقاومت مداوم، يکپارچه و آهسته و پيوسته ای که جنبش زنان طی يکسال اخير در قالب کمپين های مختلف پی گرفته، همچنين به منظور تداوم و تثبيت فرايند همين تلاش ها، امسال (1386) سالروز 22 خرداد را به جای تمرکز بر کنشی اعتراضی به صورت برگزاری تجمع در يک ميدان و در يک شهر، با پی گيری و گسترش روش ,گفتگوی چهره به چهره, که جنبش زنان پايه گذارده، خواسته های خود را در تمام کشور همچنان تکثير می کنيم. ما به اين طريق (يعنی تغيير آگاهانه روش خود به منظور تثبيت دستاوردهای ارزشمند يک سال گذشته) نشان خواهيم داد که تحمل و صبوری را برای رسيدن به خواسته های انسانی مان فراگرفته ايم، اما بی شک تا دستيابی به مطالبات بر حق زنان، همچنان به فعاليت و تلاش خود به طرق مختلف ادامه خواهيم داد. در اين ميان به مسئولان گوشزد می کنيم که اگر به جای پاسخی منطقی و شنيده شدن مطالبات برحق زنان، روندهای خشونت آميز عليه زنان همچنان تداوم يابد و سياست های منطقی از سوی مسئولان در جهت تغيير قوانين تبعيض آميز (به ويژه نابرابری موجود در قوانين خانواده) اتخاذ نشود، بی شک تراکم خواسته های برحق زنان و عدم پاسخگويی به آن، نه تنها زندگی زنان که حيات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذيری خواهد کرد.

اسامی امضاء کنندگان اين بيانيه به ترتيب حروف الفبا (با نام کوچک): آتوسا تقی نيا / آذر امينی / آراز امين ناصرى / آرتا داوری / آرش بهمنی / آرش حافظی / آرش شکرلو / آرش عاشوری نيا / آرش ناطقی / آرش کيا / آرمان فدايی / آزاده احمدی ابحری / آزاده بنايی / آزاده ثبوت / آزاده خسروشاهی / آسيه امينی / آمنه شيرافکن / آوا زمانی / آيدا قجر / آينده آزاد ا.م. شيزلی / ابراهيم عبدالله زاده / ابراهيم مددی / ابوالفضل قاسمی / احترام شادفر / احسان رمضانيان / احسان صلح جو / احسان نوروزی / احمد سيف / احمد عشقيار / احمد فاتحی / احمد فرهادی / احمد ميناب / احمد نجات / احمد کيهان / اختای تبريزی / اختر قاسمی / ارژنگ شکرلو / ارسط سعيد / ارشيا نوری / اسد زمينی / اسد مزنبی / اسد نوزنابی / اشرف چيتگرزاده / اشرف خسروی / اعظم مهرانی / افرا شکرلو / افسانه گودرزی / افسانه وفايی / افسر خديوی / افشين اميرشاهی / اقبال مهاجرانی / اقدس مرعشی / الميرا علی حسينی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام رضامند / الهام قصيديان / الهام قيطانچی / الهه امانی / اميد ايران مهر / اميد حبيبی نيا / اميد معماريان / امير اميرقلی / امير عباس نخعی / امير غلامی / امير يعقوبعلی / اميلی امرايی / انوشه شهسواری / اوکتای داراب زند / اکبر زرگر / اکبر عطری / اکبر گنجی / ايزد جابری / ايوا سليما بابک احمدی / باربد گلشيری / بامداد ياحقی / بامداد غلامی / باوند بهپور / بتول دولتخواه / برديا حيدری / بلال مرادويسی / بهار بهساز / بهار محمد قلی پور / بهاره فاميلی / بهاره ميرزاحسين / بهاره ورهرامى / بهاره هدايت / بهداد بردبار / بهرام سپاسگزار / بهروز خليق / بهروز فدائی / بهزاد مهرانی / بهزاد کريمی / بهمن احمدی امويی / بهناز توفيقيان / بهناز شکريار / بهنود بدلی / بيتا طاهباز / بيتا منصوری / بيژن اقدسی / بيژن پيرزاده / بيژن مشاور / بيژن مهر / بينا داراب زند پرتو نوری علا / پرستو اله ياری / پروانه وحيدمنش / پروشات شکرلو / پروين اردلان / پروين اشرفی / پروين ضرابی / پريچهر خداپرست / پريسا احمديان / پريسا الوند پور / پريسا شکورزاده / پريسا شيبانی / پريسا فروغی / پريسا مرعشی / پريسا کاکائی / پريناز نعيمی / پريوش نوروز / پژمان خرسند / پگاه سجادی / پوريا اميرفيض / پويان سرداری / پويان شيروانی / پويش عزيزالدين / پيمان محتشمی / پيمان ملاز تارا سپهری فر / تارا نجداحمدی / ترانه بنی يعقوب / ترانه روستا / تقی رحمانی ثريا کيانی / ثريا يعقوبی جعفر حسين زاده / جلوه جواهری / جمشيد قرجه داغی / جميله داوودی / جواد صفوی زاده / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی حجت منتظری / حديث جاودانی / حسام شيرازی / حسن جعفری / حسن درويش پور / حسن زهتاب / حسن عرب زاده حجازی / حسين جاويد / حسين ميرکريمی / حسين ورجاوند / حماسه غفاری / حميد احمدزاده / حميد رستمی / حميد سرداری / حميد گل محمدی / حميدرضا رمضانی / حنيف مزروعى خديجه مقدم / خليل مومنی داريوش اسفاری / داريوش مستوفی / داوود اشرفی / داوود رضوی / داوود نوائيان / درود. د. مجلسی / دلارام علی راحله درخشان / راحله عسگری زاده / ربابه جليل نژاد / رزا قراچورلورضا جوشنی / رضا خندان / رضا سيدی / رضا قلی زاده / رضا گنجی / رضا گوهرزاد / رضا کاويانی / رضا کوشکی / رضوان مقدم / رضوانه حقيری / روجا باطبى / روجا بندری / روحی افضل / رودابه مختارى / روشنک زين العابدينی / روشنک قريشی / رويا پاکزاد / رويا صحرايی / رويا طلوعی / رکسانا ستايش / ريحانه حقيقی زارا امجديان / زری سالاری / زهرا حق دوست / زهرا صادقی / زهرا علی کردی / زهرا مالکی / زهره ارزنی / زهره اسدپور / زهره امين / زهره عبدالله زاده / زهره مالکی / زهره مجدزاده / زيبا لاهيجی / زيبا ميرحسينی / زينب پيغمبرزاده / زينب ساداتيان ژاله سالاری / ژيلا بنی يعقوب ساچلی افلاکی / سارا اسمی زاده / سارا اكبر فلاح / سارا اميدی / سارا ايمانيان / سارا باطبى / سارا حلم زاده / سارا داوديان / سارا لقايی / سارا لقمانيپ / سارا محمدی / سارا کرمانيان / ساره سالاری / ساسان ميزبان / سام الدين ضيايی / سامان رسول پور / سامان صفرزايی / سپيده پور آقايی / سپيده کوشا / ستار امينی / ستاره سجادی / ستاره عليدوستى / ستاره هاشمی / سجاد نيکنام / سحر افاضلى / سحر سجادی / سحر قنواتی / سروه مرادويسی / سعيد شعبانى ركن وفا / سعيد پورحيدر / سعيد ترابيان / سعيد حاتمی / سعيد عباسپور / سعيد غفاری / سعيد قاسمی نژاد / سعيد کلانکی / سعيده امين / سلماز مقدم / سمانه فدايی / سميرا اكبر فلاح / سميرا کلهر / سميه رشيدی / سميه فريد / سميه منصوری / سهيل آصفی / سهيلا بسکی / سهيلا تنباکوزاده / سهيلا عسگری / سودابه سيرجانی / سوسن طهماسبی / سولماز شريف / سونيا غفاری / سيامک الياسی / سيامک سلطانی / سيامک طاهری / سيامک فريد / سيامک کلهر / سياووش طاهری / سيد فريد حسينی زاده / سيمين امينی / سيمين بهبهانی / سيمين دخت فاميلی / سيمين مخبر / سيمين مرعشی / سيمين وخشورپور شادی جنتی / شادی صدر / شاهرخ قديمی / شايا شايق / شبنم کاظمی / شعله شاهرخی / شفيق خانبانی / شهاب ميرزايی / شهرام آقامير / شهرام شيدايی / شهرزاد هاشمی / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا شفيق / شهلا لاهيجی / شهلا محسنی / شهلا موبينی / شهلا کريم الدينی / شهين شکاری / شهين محمدی / شهين منصوری / شکوه ميرزادگی / شيرين اميری / شيرين عبادی / شيرين موسوی / شيرين مومنی / شيرين کريمی / شيما فرزاد منش / شيما کلباسی / شيوا بديهی / شيوا مقدم / شيوا نظر آهاری صادق نوابی / صادق کار / صبحناز داراب زند / صديقه زارعی / صديقه مقدم / صديقه کشاورز / صفار ساعد / صفورا نوربخش / صنم دولتشاهی طاهره ميثمی / طلعت تقی نيا عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عباس عاقلی اده / عباس مخبر / عبدالله مومنی / عذرا حقيقت طلب / عرفان ايرانی / عزت السادات گوشه گير / عسگر داوودی / عسل اخوان / عطيه وحيدمنش / عفت ماهباز / علی اخوان / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوقانيان / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبر موسوی خوئينی / علی پور نقوی / علی رضا اخوان / علی روزبهانی / علی صمد / علی عبدی / علی فتوتی / علی قاعدی / علی محمودی خواه / علی مختاری / علی معظمی / علی کلايی / عليرضا جباری / عليرضا عسگری / عليرضا کرمانی غزال شولی زاده / غزال کيهان فر ف. تابان / فائزه زند / فاطمه حسن پور / فاطمه خشرو / فاطمه سرابُستانی / فاطمه مقدم / فاطمه نجاتی / فاطمه کيان ارثی / فتانه فراهانی / فتانه ميرزازاده / فخری شادفر / فخری نامی / فراز يکيتا / فرانه سيد سعيدی / فرانک فريد / فرح طاهری / فرخ نعمت پور / فرخنده احتسابيان / فرزاد الهی / فرزاد جاسمی / فرزانه رسولی / فرزانه طاهری / فرزين اميری / فرشاد شعبانی / فرشاد طالبی / فرشته اسدی / فرشته نورايی / فرناز سيفی / فرنوش تهرانی / فرهاد داوودی / فرهاد مجدآبادی / فرود سياوش پور / فروغ قره داغی / فريبا مرادی گلوشجردی / فريار نيکزاد / فريبا اسدی / فريبا داودی مهاجر / فريبا شريعتی / فريبا مقدم / فريد هاشمی / فريده اسدی / فريده پورعبداله / فريده غائب / فريده يزدی / فريناز آزاده فر / فواد ابراهيمی / فيروزه رمضان زاده / فيروزه مهاجر کاظم علمداری / کاظم متولی / کامران زمانزاده / کامران طاهباز / کاوه داد / کاوه رضايی / کاوه مظفری / کتايون فراهانی / کتی حکی / کريم شمبياتی / کوروش جنت / کوروش خردمنش / کوهيار گودرزی / کيانوش سنجری / کيانوش ياسايی / کيوان صميمی / کيوان مهرگان / کيومرث حکيم / کيومرث کاويانی گلاله بهرامی / گلبانو حقيقت / گوهر بيات / گوهر تقوايی / گوهر شميرانی / گيتا طاهباز / گيتی پرويزی / گيلان نصيری / گيلدا فريد مجتهدی لادن کريمی / لقمان قديری / ليلا اصلان / ليلا توکلی / ليلا رحيمی بهمنی / ليلا شيرنژاد ايرانی / ليلا عسگری / ليلا ملاحی / ليلی فرهادپور / ليلی مظاهری / ليونا عيسی قليان مارال فرخی / مازيار سميعی / مانا طلوعی فر / مانی حکيم / مجتبی رزمی / مجيد تولايی / مجيد عبدالرحيم پور / مجيد ملکی / محبوبه بيات / محبوبه حسين زاده / محبوبه عباسقلی زاده / محبوبه ورمزيار / محبوبه کرمی / محسن عامری / محمد استکی / محمد اسدی / محمد آشوری / محمد افراسيابی / محمد بهزادی / محمد رستمی / محمد مصطفوی / محمد معتمدی / محمد مهدی يوسفی / محمد مهديان / محمد ميلانی / محمد هادی شکرريز / محمدرضا سعادت نژاد / محمدرضا نظری / محمدصادق اصغری / محمدعلی مختاری / محمود ستوده / مرتضی تقی پور / مرتضی سجادی / مرتضی صادقی / مرجان نمازی / مرضيه بخشی زاده / مرضيه بهارستانی / مريم نظام / مريم شعبانی / مريم اسفاری / مريم افشار / مريم بهرمن / مريم بيدگلی / مريم پارسی / مريم حسين خواه / مريم رضايی / مريم سطوت / مريم ضياء / مريم مالک / مريم محمدی / مريم مختاری(حسين زاده) / مريم مصلی / مريم مظلوم پور / مريم ملک / مريم ميرزا / مريم کسايی / مريم ياسمين / مريم يوسفی / مژگان پيرزاده / مژگان تقی نيا / مژگان جعفريان / مژگان ملکيان / مستوره برادران نصيری / مسعود شکوری / مصطفی تنها / مصطفی رضيئی / معصومه رحيمی / معصومه لقمانی / مليحه رزازان / مليحه محمدی / منصور حيات غيبی / منصوره شجاعی / منصوره فتوره چی / منوچهر فاضل / مهتاب مقيمی / مهدى آدينه سردار / مهدى افشار نيك / مهدی احمدی ديبا / مهدی خان بابا تهرانی / مهدی زارع / مهدی صفاريان / مهدی فتاپور / مهدی مجتهدی / مهدی محسنی / مهدی مومنی / مهدی يوسفی / مهديه پورشاد / مهراد درويش پور / مهران حمزه ای / مهرانگيز کار / مهرداد بزرگ / مهرداد درويش پور / مهرداد شهلايی / مهرداد ملکی / مهرنوش اعتمادی / مهرو ملالی / مهسا جزينی / مهسا ملالی / مهشيد راستی / مهلا آليان / مهناز بديهيان / مهناز مهرابی / مهين اسرانی / مهين امامی / مهين سليم خان / مهين علی بابايی / مهين گرجی / مونا محمدزاده / ميترا ترابی / ميترا روشن / ميترا شجاعی / ميرا قربانی فر / ميرمحمد يگانلی / مينا پورآقايی / مينا ربيعی / مينا نقش نژاد / مينا کشاورز / ميهن اميدوار نادر حاجی محسن / نادر کهن / نادراحمدزاده / نازلى نمازى / نازلی فرخی / نازنين فرزانجو / نازنين کاظمی / ناهيد جعفری / ناهيد خيرابی / ناهيد موسوی / ناهيد ميرحاج / ناهيد کشاورز / نجمه رسيدی / ندا جعفريان / ندا جلايى / نرگس جودكى / نرگس سرداری / نرگس طيبات / نرگس محمدی / نسرين افضلی / نسرين چنگيزيان / نسرين ستوده / نسيم سرابندی / نغمه صحراگرد / نفيسه محمدی / نگار آزموده / نگار انسان / نگار مرتضوی / نوشابه اميری / نوشين احمدی خراسانی / نوشين جعفری / نوشين کشاورزنيا / نيره توحيدی / نيلوفر انسان / نيلوفر بيضايی / نيلوفر گلکار / نيلوفر مهديان / نيلوفر نادريان / نيلوفر کشميری / نيما قاسمی / نينا مرتضوی / نيوشا درخشان / نيکان روستايی وجيهه مقدم / وحيد بهمنيان / وحيده مولوی / وهاب انصاری / ويدا بيگلری / ويدا حاجبی / ويدا محمدخانی هاجر سعيدی نژاد / هاله اگنج / هاله سلحشور / هانا دارابی / هانی باکر / هانيه سليمی / هدا امينيان / هدی کيانی راد / هديه بليغ / هژير پلاسچی / هما خداوردی / هما مداح / همايون نامی / هنگامه شهيدی ياسمن دادور / ياسمين داداشی / ياسی ميهماندوست / ياشار گرمستانی / ياور خسروشاهی / يوسف رشوندی سرداری / يوسف صفاری اسامی حاميان اين بيانيه به ترتيب حروف الفبا (با نام کوچک): آبتين رسوليان / آرش رسوليان / آليس آواکميان / آناهيد آواگميان / آنيتا ملک / اسماعيل مولودی / افروز بحرائی / الهام رفيع زاده / امير حسين اعتمادی / اميرعباس نخعی / امين احمديان / انوشه ضرغام / بهمن امير حسينی / بهمن امينی / بهناز علی پور / بيتا جمال پور / پويا پويايی / پويا نعيمی / ترانه روستا / تينا افشاری / جعفر رسولی / حسين باقرزاده / حميدرضا حسينی / حنيف يزدانی / حوريه خسروشاهی / خسرو جاهد / دامون گلريز / سارا بيگ محمدی / سپهر شکوهی / سحر ابوالنصر / سهيلا جوادزاده / سيمين دها / سيمين نصيری / شهناز علی پور / شيرين ناجی / صبا شکوهی / طاهره خسروشاهی / علی دادرس / علی قائدی / علی نيکونسبتی / علی وفقی / فاطمه مقدمی فر / فربد توکلی / فرزانه موثق نژاد / فرشته مولوی / فرهاد مراديان / فريده خسروشاهی / کيانا اردستانی / گلاله محمدی / ليلا انصار / ليلا عرب فشاپويه / مجتبی باستانی / محبوبه محبی / محمد جواد خردمند / محمد هاشمی / محمد کريمی کاشانی / مرضيه سپيدبار / مريم خيابانى/ مريم خسروشاهی / مريم کاشی / مسعود بهنود / معصومه آموزگار / منيره برادران / مهدی عربشاهی / مهناز ايرانی / مير سام لطفی زاده / مينا مالکی / ناهيد جباری / نجمه نجدی / نرگس خسروشاهی / نيلوفر دهنی/ نيما مولانی / ويدا تقدس / هادی فرنود / هادی ناصری / هاسميک يوسفی آزادخان / هايده توکلی / هايده مغيثی / هژبر عصاره / ياسر بهرامی / ياسمن

+ نوشته شده در Mon 11 Jun 2007ساعت 10:17 PM توسط مهرو ملالی |

     

عکس روز : فرصت طلبی رئیس جمهور نیکاراگوئه ( اورتگا با چفیه در ملاقات با خامنه

برادر بسیجی دانیل ارتگا! 

سه درس کاسترو به اورتگا از زبان مهاجرانی  

سفر اورتگا به تهران و دردسر چپگرایان ایرانی  

تا نهضت پيژامه، يک اورتگاي ديگر!

وزیر نیرو به اورتگا: ساعت های ما با انرژی صلح‌آمیز هسته ای کار می کنه

رحیم پور ازغدی: احمدی نژاد یک چریک برای تمام فقیران دنیاست!

احمدی نژاد همردیف اورتگا، چاوز و کاسترو در اتحاد برای عدالت

 

                                                

                                   

 

       

 

+ نوشته شده در Mon 11 Jun 2007ساعت 6:37 PM توسط مهرو ملالی |

این آقایان همانهایی هستند که دغدغه ی فکریشان دور شدن جمهوری اسلامی از اندیشه های بنیانگزار انقلاب است واینگونه در هجدهمین مراسم ارتحال آیت الله خمینی می خندند!

+ نوشته شده در Tue 5 Jun 2007ساعت 11:16 AM توسط مهرو ملالی |

                                  

با يك اقدام جمعي سد فيلتر را بشكنيم 

مطالب جدید کمپین در اين وبلاگ ها منتشر مي شود:

http://we-change1.blogfa.com/

http://wechange1.blogspot.com/

http://wechange.blogfa.com/

http://we4change.blogspot.com/

http://we4change.blogfa.com

http://we-change5.blogfa.com/

      

+ نوشته شده در Thu 31 May 2007ساعت 8:38 AM توسط مهرو ملالی |

   

ضرب و شتم زنان در میدان هفت تیر

قلم از استخونم جوهر از خون
نوشتم روي ديوارهاي زندون
نوشتم آي جلاد آي جلاد من را از مرگ و از مردن نترسون

تو فريادم پيامي عاشقونه است براي عاشقهاي خاك ايران
نوشتم آي جلاد آي جلاد من را از مرگ و از مردن نترسون

اگر دشمن يك صاحب اختياره
باسه من مرگ و مردن افتخاره

هزارون مثل من قربون ايرون
مباد ايرون من اينگونه ويرون

تو اين ويرونه آزادي و عشق
تو فكر بوي جوي موليانم
سرم رو خشت سردو خاك سرد
تو فكر جاده هاي پرنيانم
رفيق سفره هاي نون خشكم
نمي ترسم از اين دنياي زندون
من اون روز پيش چشمام مرگ و ديدم
كه شد آبادي هر خونه ويرون
من اونم كه عشق و غرور تو خونم
يك عشقي كه بستست به قلبم به جونم

+ نوشته شده در Wed 30 May 2007ساعت 3:6 PM توسط مهرو ملالی |

                  

 

هفدهمین همایش بین‌المللی خلیج فارس آغاز شد

امنیت قدرتها به امنیت خلیج فارس گره خورده

+ نوشته شده در Mon 28 May 2007ساعت 6:23 PM توسط مهرو ملالی |

بگو بگو کدوم خیابونه که منو به تو  می تونه  برسونه....

               احمدی نژاد

 

+ نوشته شده در Sat 26 May 2007ساعت 11:6 AM توسط مهرو ملالی |

پرنده...
شلیک...
سقوط...
آزادی...!

 
+ نوشته شده در Tue 22 May 2007ساعت 5:17 PM توسط مهرو ملالی |