به او احساس دادم زمانی که عکسهایی از فروغ وفریدون مشیری وحمید مصدق در قلبش چسباندم.
ان موقع بودکه دیوار اتاقم با احساس ترین دیوار خانه مان شد.............................
اون اوایل حس شوخ طبعیش بیشتر بود .نمیدونم چی شد که این احساسشوداره کم کم از دست میده. اشکالی نداره زمونه است دیگه چیکارش میشه کرد....
تازگیا یه حرفایی ميزنه که دلمو بد جوری می سوزونه .میگه شاید دیگه نتونه بیاد
ببينمش .
ميگه از نظر اقتصادي با مشكل روبرو شده....![]()
![]()
ولي من بهش قول دادم هرکاری بگه بکنم تا اونو هرهفته شنبه سر قرارمون ببینم......
اخه من ۴۰ چراغ خوب ونازنینو مهربونمو خیلی دوست دارم![]()
![]()
می خواستم در مورد حافظ چند خطی بنویسم ولی نمی دونستم از طنزپردازیاش بنویسم یا از ادبیات موسیقیاییش یا از حماسه ملی ای که در اشعارش هویداست.
ولی بعد از کمی فکر به این نتیجه رسیدم برم و دیوان قدیمی حافظمو بردارم و برا خود حافظ یه فال بگیرم و وقتی بعد از فاتحه برای حافظ و قسم دادنش به شاه چراغشو شاخه نباتش دیوان رو که باز کردم دیدم نوشته:
((بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد هلال عید به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه وحج قبول ان کس برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد
مقام اصلی ما گوشه خرابات است خداش خیر دهاد ان که این عمارت کرد
نماز در خم ان ابروان محرابی کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
بهای باده چون لعل چیست جوهر عقل بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد
فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز نظر به دردکشان از سر حقارت کرد
حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ اگرچه صنعت بسیار در عبارت کرد))
من خودم هر روز که از خانه بیرون میرم و منظره های اصفهان رو میبینم واقعا افتخار می کنم که در اصفهان متولد شده ام وزندگی می کنم. شهری که به ان لقب نصف جهان را داده اند شهریست در دل کویر که رودخانه ای زندگی بخش ودیدنی از میان شهر می گذرد وشهر را از حالت کویری بودن خارج می کند.
در این جا نمیتوانم از یک یک جاودانه ها ی تاریخی اصفهان بنویسم بنابر این برای انهایی که دوست دارن در مورد تاریخ وجغرافیای اصفهان بیشتر بدونن پیشنهاد می کنم کتاب ((اصفهان)) از دکتر لطف اله هنر فر گرانقدر را مطالعه کنن که البته این کتاب در بازار نایاب است ولی کتاب دیگری که من ان را مطالعه کردم و بسیار کامل وجامع بود کتاب (اصفهان بهشتی کوچک اما زمینی )) که به نظر من یکی از جدیدترین کتابهای جامع گردشگری در مورد اصفهان است .
برای کسا نی که اصفهان را ندیده اند یا سالهاست به اصفهان نیامدن پیشنهاد می کنم بیان واز شهر قشنگ ودوست داشتنی اصفهان لذت ببرن .
زمانهایی که در طول سال برای بازدید از اصفهان بهینه است از ۱۵ اسفند ماه تا اخر خرداد (از ۵ مارس تا ۲۰ ژوئن)است که در این دوره هوای اصفهان خنک وگلهای رز اصفهان شکوفایی مجدد خود را به تماشا می گذارن.از ۱۹ شهریور ماه تا ۲۴ ابان(از ۱۰ سپتامبر تا ۱۵ نوامبر)که چشم انداز پاییزی شهر وفراوانی میوه جات در ان بسیار دلپذیر وملموسه.
یه ضرب المثل میگم و میرم:((هرکس با صحت وسلامت به این دیار(اصفهان) سفر کنددران بیمار نگرددو آن کس نیز که بیمار است بدان پای گذارد بهبودی وسلامت خویش را بازیابد)
دیگه فکر نمی کنم بهتر از این جایی پیدا بشه....



بند ۱۴ اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي بر :(( تامين همه جانبه افراد از زن ومرد وايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه!!!وتساوي عموم در برابر قانون))تاکيد کرده.
به نظر من به هيچ وجهي تساوي عموم در برابر قانون چاره ساز نيست .چون که تساوي عموم در برابر قانون اين معنا را ميرسونه که که گويا زن ومرد در قوانين کنوني ايران از حقوق مساوي بر خوردارند.در حالي که در وضع موجود قانون نابرابري را حمل ميکنه و وقتي قانون حامل حقوقي مساوي براي افراد مرد وزن نيست برابري در برابر قانون امتياز تلقي نميشه.يعني اينکه زن ومرد در دادخواهي(ارائه دادخواست)داراي حق مساويند نه در دادرسي.يه مثال براتون ميزنم: وقتي زني به قتل ميرسه اولياء دم چه زن چه مرد(هم مادر هم خواهر وهمسر وپدر وبرادران..)از حق شکايت برابر برخوردارن وميتونن عليه قاتل طرح دعوي کنن .اما قصاص قاتل موکول به پرداخت نصف ديه از سوي اوليا ء دم به قاتل است.دراينجاست که مشخص ميشه زن ومرد فقط از حق شکايت برابر برخوردارن وميتونن عليه قاتل طرح دعوي کنن.. اما قاضي پرونده مجبور است بر اساس قانون تبعيض اميز راي را صادر نمايد .!پس نتيجه ميگيريم که مراعات برابري براي قاضي غير ممکنه.
اين تازه جزءاصول ابتداييه قانون اساسيه که با نابرابريه حقوق زن ومرد بر ميخوريم. بازم براتون ازين ااصول نا عادلانه قانون مثال ميزنم تا ببينيد که اين تبعيضات در حقوق شهروندي افراد جامعه است که باعث بسياري از عقب افتادگيها ميشه...
پس منتظرم باشيد.....
امروز داشتم يكي از كتابهاي كاريكلماتورشادروان پريز شاپور رو ميخوندم.واي كه چقدر اين مرد احساساتش لطيف بوده. ولي حيف كه زود از در خروجي دنيا خارج شد....
چندتا از كاريكلماتوراشو مي نويسم:
-زيبايي را از گل وسكوت را از پروانه اموختم.
-بهار در فصل پاييز به اندازه حاصل جمع شكوفه ها نگران است.
-اي كاش وقتي به دوردست ها مي روي خودت را همراه نبري.
-انچنان تنهايم كه از شنيدن صداي پاي اشنا وغريبه به يك اندازه خوشحال ميشوم.
-.....
به قول كاميار شاپور:كارهاي شاپور در طنز مدرن وكاريكاتور مدرن ما بي نظير است وخاص خود او.شاپور با نوشته ها وطرحها ونقاشي هايش يك راه يك طريق است.
((افتخار واقعي در اينست كه آدمي كارهايي بكند كه قابل نوشتن باشد چيزهايي بنويسد كه قابل خواندن باشد و چنان زيست كند كه دنيا را براي زيستن در آن بهتر سازد.))
چلين