تبليغاتX
دختری از ایران

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ضرغامی
رئیس محترم سازمان صداوسیما

با سلام
عملکرد صداوسیما در چگونگی انعکاس موج عظیم اعتراضات آرام مردم در سطح کشور به خصوص مردم شریف و قهرمان تهران پس از انتخابات بی نظیر ۲۲ خردادماه هر بیننده و شنونده منصف و علاقه مند به امام و نظام جمهوری اسلامی را به تحیر واداشت. آیا آنچه که مردم شریف ایران در این چند روز خواستار آن بوده و هستند جز احقاق حق و صیانت از آرای خود بوده است؟

عدم اطلاع رسانی مناسب از خواست واقعی ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام میلیونی به خصوص در روز دوشنبه ۲۵ خردادماه که همگان آن را با راهپیمایی ایام انقلاب مقایسه نموده و حتی قابل قیاس با راهپیمایی های مرسوم ۲۲ بهمن نبوده با رسالت رسانه ملی سازگار است؟

آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می شود و انعکاس وارونه آن در صداوسیما جزو رسالت رسانه ملی است؟

آیا حمله به کوی دانشگاه توسط لباس شخصی ها که نمایندگان مجلس و مراجع رسمی و حتی مقام معظم رهبری نیز بر آن تعریض داشته اند و نسبت دادن این خشونت ها به انبوه جمعیت معترض به نتیجه انتخابات و تشبیه آنها به منافقین سال های ۶۰ جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا نسبت دادن آتش سوزی ها و آتش زدن مساجد و تخریب اموال ملت که حسب اطلاعات واصله غالبا از سوی لباس شخصی هاست و البته ممکن است بعضا تعدادی عناصر نفوذی هم سوءاستفاده کنند جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا مردمی که الله اکبرهای شبانه سر می دهند مسجد آتش می زنند؟

آیا این صداوسیما همان صداوسیمایی است که حسب فرمایش امام باید کارخانه آدم سازی باشد؟

آیا نمایش اینگونه ای اعتراضات مردمی به نوعی تطهیر منافقین سال های ۶۰ نخواهد شد.

آیا عملکرد صداوسیما، بی اعتمادی مردم را به نظام جمهوری اسلامی افزایش نخواهد داد. نشان دادن صحنه های ضرب و شتم وحتی کشتار رقت انگیز جمعی از مردم دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر این صحنه های دلخراش به وجود نمی آمد اما آیا انعکاس آن در صداوسیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است.

جناب آقای ضرغامی، به خوبی می دانید که آنانی که امروز از دولت آقای احمدی نژاد حمایت می کنند کسانی هستند که مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی هستند که نقطه مقابل تفکر حضرت امام قرار دارند و مردمی که معترض به نتایج انتخابات هستند به نتیجه انتخاباتی معترضند که در یک فرایند مهندسی شده و تقلب های فراوان، فردی را به عنوان رئیس جمهور آینده اعلام کرده است که بتواند مجری تفکر متحجرانه و تفکر نشات گرفته از مکتب آقای مصباح یزدی باشد.

جناب آقای ضرغامی عملکرد رسانه ملی قبل از انتخابات که ترویج دروغگویی، هتک حرمت، اتهام زنی، استفاده نادرست از رسانه ملی برای یک کاندیداست جای بحث طولانی دارد که در یک فرصت مقتضی باید به آن پرداخت. از شما به عنوان رئیس این رسانه ملی اکیدا می خواهم پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه های خارجی سوق ندهید.

مهدی کروبی

(این نامه تاریخ ندارد اما روز دوم تیر ۱۳۸۸ منتشر شده است)

منبع متن کامل نامه کروبی به ضرغامی

+ نوشته شده در Wed 24 Jun 2009ساعت 1:9 AM توسط مهرو |

ندای آزادی ایران! نمی دانم روز جمعه پس از شنیدن خطبه های نماز سید علی خامنه ای تو هم مانند  ملیونها ایرانی دیگر چقدر دچار انزجار گشتی که بی پروا روز شنبه ی خونین علی رغم تهدیدهای گرگ منشانه ی وی به همراه استاد وهمکلاسی هایت به خیابان آمدی.مگر تو ومن آن روز چه می خواستیم جز گرفتن حقمان؟

ندا ندا ندا ندا ندا ندا ندا ندا

 

 

ندای عزیز ایران! شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ یه عنوان ننگین ترین روز جمهوری اسلامی به ثبت رسید روزی که ایادی جلادش تیر را به گلوی تو نازنینی که برای نجات وطنت به خیابان آمده بودی شلیک کردند.ندا نه تنها ما ایرانیان، جهانیان تورا شناختند تو اسطوره گشتی و تمامی رسانه های بین المللی از تو یاد کردند الا صدا وسیمای حکومت جلادی که امروز بر ایران حاکم است. ندای خوبمان تو با چشمان بازت به ما گفتی که بیدار بمانیم  و تا نجات ایران از دست این ظالمین ایستادگی کنیم . ندا اینان نگذاشتند برای تو بزرگ مراسمی در مسجدی که به ما می گفتند خانه ی خداست بگیریم.ما نمی دانستیم خدای ایران خامنه ای است  وتا او اجازه ندهد کسی نمی تواند وارد خانه اش شود.ندا تو تا ابد زنده ای و جهانیان هیچ گاه تورا از یاد نخواهند برد.

+ نوشته شده در Tue 23 Jun 2009ساعت 12:13 PM توسط مهرو |

 

+ نوشته شده در Sun 21 Jun 2009ساعت 11:36 PM توسط مهرو |

 

ندا ی آزادی ایران چشمانش را باز گذارد تا به جلادانی که مرزو بومان را وحشی تر از ضحاک وچنگیز واسکندر در تسخیر خود نگاه داشته اند ثابت کند زنده است پس از ۳۰ سال که از شعار شهیدان زنده اند الله اکبر می گذرد برای نخستین بار به این باور رسیدم شهیدان زنده اند الله اکبر

ندای آزادی ایران راهت را دامه می دهیم وتا آخرین قطره ی خون در رگهایمان برای آزادی ایران  ایستادگی می کنیم.

+ نوشته شده در Sun 21 Jun 2009ساعت 6:29 PM توسط مهرو |

جوانان وطن را زیر رگبار مسلسلهای نامردی چو گندمهای پاییزی درو کردی که شاید یک دگرگونی به پا سازی؟

ای کاش تاریخ را می خواندید ای قدرتمداران

ای کاش ذوب در قدرت نمی گشتید

ای کاش سنجیده تر رفتار می کردید

ظلم ظالم به نتیجه نمی رسد فقط ننگی از شما در تاریخ باقی خواهد ماند.

+ نوشته شده در Sat 20 Jun 2009ساعت 3:0 PM توسط مهرو |

آن خس و خاشاک تویی/دشمن این خاک تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور منم/زور تویی کور تویی/هاله ی بی نور تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم

 

+ نوشته شده در Tue 16 Jun 2009ساعت 11:16 AM توسط مهرو |

 

افراد واجد شرایط رای: ۴۹،۳۲۲۴۱۲
افراد شرکت کننده در انتخابات: ۴۲،۰۲۶۰۷۸
تعداد آرای باطله: ۱۳۸،۷۱۶
میرحسین موسوی خامنه : ۱۹،۰۷۵،۶۲۳
کروبی: ۱۳،۳۸۷،۱۰۴
محمود احمدی نژاد: ۵،۶۹۸،۴۱۷
محسن رضایی میرقائد: ۳،۷۵۴،۲۱۸

+ نوشته شده در Sun 14 Jun 2009ساعت 12:16 PM توسط مهرو |

 

 

 

دلشان می خواست
چشم مردم را گریان بینند
گاز اشک آور را ول کردند
خنده آور بود

عمران صلاحی

+ نوشته شده در Sun 14 Jun 2009ساعت 9:8 AM توسط مهرو |

من همیشه معتقد بودم هرکسی که دلش دموکراسی می خواهد وهوادار آزادی است باید خود در ایجاد این دو فرایند شرکت داشته باشد یکی از کارهایی که یک شهروند  می تواند برای ایجاد دموکراسی در کشورش انجام دهد این است که در انتخابات کشورش شرکت کند تا حس کند هرچند فردی است در اجتماعی بزرگ اما همان یک رای او موثر بوده است.فکر کنم سال۱۳۷۶ نخستین باری بود که می توانستم در انتخابات شرکت کنم وبه عنوان  انتخاب کننده نقشی داشته باشم. یادم می آید هفتمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود ودو رقیب اصلی  آن دوره آقایان علی اکبر ناطق نوری ومحمد خاتمی بودند. چه شوروهیجانی داشتیم وبا همسن وسالهایمان در باره ی این دو بحث می کردیم پدر ومادرم که جز تحریمی ها بودند  هم در انتخابات شرکت کردند.پدر بزرگم که آن سال نزدیک ۱۰۰ سال داشت هم در انتخابات شرکت کرد. . انتخابات بعدی که بسیار به دلم نشست انتخابات ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ انتخابات مجلس ششم بود. درانتخابات ۱۸ خرداد ۱۳۸۰هم با شور وهیجان شرکت کردم چون احساس می کردم خاتمی نمی توانسته ۴ ساله حتی مقدمات اصلاحات را در جامعه ای که نزدیک به دو دهه در رخوت وجنگ وتحریم گذرانده پایه ریزی کند ومانند خیلی ها بر این عقیده نبودم که می شود یک شبه ره صد ساله را پیمود.در انتخابات بعدی هم که برگزار می شد شرکت می کردم وبرای عقیده ام رای می دادم. هرچند خانواده ام اینگونه نبودند. تا خرداد ۱۳۸۴ فرارسید.رقابت بین هاشمی وکروبی ومعین وقالیباف بود اما نفهمیدیم چگونه فردی گمنام که شهردار تهران بود به همراه هاشمی به دور دوم رفت.

همه می گفتند مگر می شود کسی جز هاشمی رفسنجانی برنده ی انتخابات شود اما دیدیم که شد.من زمانی که برای نخستین بار از تلویزیون جمهوری اسلامی  چهره ی محمود احمدی نژاد  را دیدم که به عنوان شهردار تهران انتخاب شده بود تعجب کردم گفتم این مرد می خواهد شهردار پایتخت ایران بشود؟ نمی دانستم  ۲سال بعدش رییس جمهور مملکتمان می شود.آنهایی که از سال۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ در ایران زندگی کرده باشند به قول آقای محسن رضایی فلاکت  وبه قول آقای کروبی تورم وبه قول آقای موسوی دروغگویی وبی ادبی ها را لمس کرده اند.

در این دوره مصممتر از پیش خود را در جریان انتخابات  قرار دادم وبه ستاد شهروند آزاد که یکی از ستادهای مهدی کروبی بود پیوستم وحرکتی منسجم را برای تغییر وضع موجود  با دوستان همفکرم  شروع کردم چه در اصفهان وچه در تهران.ستادهای ما بودجه ای به اندازه ی دیگر ستادهای کاندیداهای رقیب برای تبلیغ    نداشتند.اما براساس برنامه های ارایه شده دراویش گنابادی بهاییان کردها لرها اهل سنت عشایر قشقایی دانشجویان ستاره دار  اعضای دفتر تحکیم وحدت..... بسیار دیگر از گروهها وافراد برچسته حمایت خود را از شیخ اصلاحات اعلام نمودند.

 اما موج سبز شهرها را فراگرفته بود  ورقابت احمدی نژاد با موسوی در شهرها خصوصن تهران بیشتر به چشم می خورد. شب آخر تبلیغات طرفداران کروبی از ساعت ۶ در میدان تجریش جمع شدند وبه سمت پارک ملت رفتند و پس از مراسمی که در آنجا اجرا کردند به سمت میدان ولی عصر آمدند جمعیتمان بسیار زیاد بود شمال غرب میدان ایستادیم  وماشینی که بلندگوها را حمل می کرد در پیاده رو وسیعی پارک شده بود گروه زیادی دور تا دور آن حلقه زدیم ابتدا یک  خرابکار آمد  برق پروژکتور را قطع کرد اما ما باز ماندیم وبا صدای بلند  ای ایران ای مرز پرگوهر را خواندیم پلیس حمله کرد وگاز فلفل زد تا ما متفرق شویم اما ما منسجمتر شدیم هرچند گلوهامان  داشت از شدت گاز می سوخت.ساعت ۲ بامداد آقای کروبی به میان جمع حامیانش آمد اما نیروی انتظامی بلند گوها را ضبط کرده بود.

ساعت ۳ رفتیم به سمت خانه

  روزپنچشنبه سوار تاکسی  که می شدم  ویا هرجایی که می رفتم  به همه می گفتم تورو خدا رای بدید نذارین بتونن تقلب کنن....

روز جمعه با خواهرم وخواهر زادم رفتیم حسینیه ارشاد از ساعت ۱۲ تا ۲:۳۰ در صف بودیم همه میر حسینی بودن.به جمعیت می گفتم خیالتون راحت احمدی نژاد برای همیشه رفت که برود. جمعیت به گونه ای بود که آدمی احساس می کرد قرار است همه چی بهتر بشه.  ۳تا خبرگزاری خارجی با من مصاحبه کرد شبکه دو جمهوری اسلامی هم همین طور ومن واقعیات را به زبان می آوردم در پاسخ به برسشهایی که می کردند.خواهرم  از اصفهان زنگ می زد ومی گفت اینجا خیلی صفها طولانیند . مامان وبابام که سال ۷۶ خودشون تصمیم گرفته بودند بعداز رای آری یا نه که به نظام داده بودند نخستین انتخاباتی باشه که شرکت می کنن این بار هم به خاطر ما به پای صندوق رفتند مامانم می گه اول رفتیم دانشگاه پردیس خیلی شلوغ بود بعد ۲ تا حوزه ی دیگر رفتیم باز شلوغ بود بالاخره در یک مدرسه مجبور شدند رای بدهند.از ساعت ۹ در بسیاری از حوزه های اصفهان مردم را راه ندادند وگفتند تعرفه هایمان تمام شد.

از ساعت ۱۰ شب زمزمه های تقلب آغاز شد دیشب تا صبح همه بیدار بودیم کمتر کسی را می شناسم که دیشب خوابیده باشد. آرا به نفع احمدی نژاد اعلام شد.

اینها معانی مختلفی دارد به دوستانم هم گفتم تورا به خدا به تئوری توطئه پناه نبرید  برخی سران رژیم برای  حفظ قدرت که گمان می کنند ارث پدریشان است به دروغ وتقلب پناه برده اند بیایید موسوی وکروبی  را تنها نگذاریم آنها برای برخورد با این جریانات آمده بودند.

 

+ نوشته شده در Sat 13 Jun 2009ساعت 2:37 PM توسط مهرو |